<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>آداب نوشتن</title>
      <link>http://www.page-13.com/writing/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 12 Jan 2008 12:44:03 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>برای آ‌ن‌ها که دغدغه‌ی زبان دارند</title>
         <description><![CDATA[تازه&zwnj;ترین شماره&zwnj;ی <a href="http://bukharamagazine.com">مجله&zwnj;ی بخارا</a> ویژه&zwnj;ی &laquo;زبان شناسی&raquo; ست. نمی&zwnj;توانم هیجان&zwnj;زدگی&zwnj;ام را از دیدن این شماره پنهان کنم. آن&zwnj;ها که دغدغه&zwnj;ی زبان و حتا درست نویسی دارند می&zwnj;توانند ساعت&zwnj;ها با این شماره&zwnj;ی بخارا مشغول باشند. اطلاعات بیشتر درباره&zwnj;ی فهرست مطالب و نویسندگان این شماره را از <a href="http://bukharamagazine.com/magazine.php?mag_id=29">اینجا</a> بخوانید.]]></description>
         <link>http://www.page-13.com/writing/2008/01/314.php</link>
         <guid>http://www.page-13.com/writing/2008/01/314.php</guid>
        
        
         <pubDate>Sat, 12 Jan 2008 12:44:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ارزان روزنامه‌نگار می‌شویم!</title>
         <description><![CDATA[<p>تا به حال درباره&zwnj;ی این&zwnj;که چرا استفاده از &laquo;می&zwnj;باشد&raquo; و &laquo;می&zwnj;نماید&raquo; غلط است، زیاد <a href="http://www.khabgard.com/?id=1172962644">گفته&zwnj;اند</a> و زیاد خوانده&zwnj;ایم. از کارکنان اداره&zwnj;ی برق یا سربازهای نیروی انتظامی انتظار نمی&zwnj;رود که در اطلاعیه&zwnj;ها یا پلاکاردهایشان این نکته&zwnj;ها را رعایت کنند، حتا از خیلی&zwnj;ها نمی&zwnj;توان انتظار داشت که از تمام اشتباهات رایج در نوشتن آگاه باشند! اما از روزنامه&zwnj;نگاران ِ روزنامه&zwnj;های سراسری کشور که ادعا هم دارند دیگر بعید&nbsp; است که در یک متن کوتاه نتوانند &laquo;می&zwnj;باشد&raquo;، &laquo;می&zwnj;نماید&raquo;، &laquo;توسط&raquo; و ... را ننویسند! تازه با کمی ارفاق درباره&zwnj;ی مکروه بودن استفاده از &laquo;مورد&raquo; در جاهایی که در متن خواهید دید. بد نیست شما هم این یادداشت بامزه را بخوانید و دعا کنید به جان ویراستاری که در روزنامه نشسته (البته اگر اصلاً ویراستاری در کار باشد!) و نمی&zwnj;دانم پول چه&zwnj;کاری را می&zwnj;گیرد اگر ویراستاری نمی&zwnj;کند!</p><p><a href="http://www.roozna.com/Negaresh_Site/Fullstory/?Id=51889" target="_blank">روزنامه&zwnj;ی اعتمادملی، چهارشنبه ۲۱ آذر، صفحه&zwnj;ی حوادث:</a> </p><p><br />در حاشيه وقايع اخير اصفهان - [پويان فرزين]<br /><br />بسياري از كشورهاي جهان از گردشگران به عنوان سرمايه&zwnj;هاي اصلي كشورشان استفاده مي&zwnj;كنند و آنان را بي&zwnj;خطرترين و پردرآمد&zwnj;ترين صنعتگران مي&zwnj;دانند كه ايجاد امنيت و رفاه و آسايش براي آنان جزو وظايف اصلي پليس و مسوولا&zwnj;ن ذيربط آن دسته از كشورها <strong>مي&zwnj;باشد</strong>.<br /><br />اما در پي كشته شدن ژولين وان وائسبرگ جوان 42 ساله فرانسوي در ايران كه به منظور ديدن از شهرهاي اصفهان و يزد به كشورمان سفر كرده بود علا&zwnj;مت سوال&zwnj;هاي فراواني در ذهن مردم ايجاد شد.<br /><br />به واقع ناديده گرفتن علا&zwnj;يق مردم جهان نسبت به گردشگاه&zwnj;ها و محل&zwnj;هاي جذب گردشگر در كشور كه طي چند ساله اخير <strong>توسط</strong> مسوولا&zwnj;ن در حال رخ دادن است و به عنوان نمونه بارز مي&zwnj;توان از كشمكش&zwnj;ها بر سر كوتاه <strong>نمودن</strong> برج جهان&zwnj;نما، عبور مترو از زير چهارباغ به عنوان تنها معبر قديمي در حال استفاده در جهان و يا آبگيري سد سيوند و ... نام برد، چه هدفي دنبال مي&zwnj;شود؟<br /><br />و اما قتل يك گردشگر فرانسوي در ايران كه در رسانه&zwnj;هاي داخلي و خارجي بازتاب&zwnj;هاي متفاوتي داشته است در حالي اتفاق افتاد كه هفت روز قبل از آن دو مرد مسلح در ساعات مياني روز به كيوسك پليس اتباع بيگانه واقع در خيابان چهارباغ كه يكي از شلوغترين و پرترددترين مناطق شهر اصفهان <strong>مي&zwnj;باشد </strong>حمله كرده و يك افسر انتظامي را <strong>مورد</strong> اصابت گلوله قرار داده و طي نامه&zwnj;اي كه در صحنه جنايت از خود به جا گذاشتند خواستار آزاد <strong>نمودن</strong> همدستان خود در جنايت&zwnj;هاي سرقت از طلا&zwnj; فروشي و بانك در اصفهان و اعمال تبهكارانه ديگر در استان فارس كه چندي پيش <strong>توسط</strong> پليس آگاهي اصفهان دستگير <strong>شده بودند شدند</strong>.<br /><br />اين موضوع در حالي است كه زمان دستگيري همدستان اين دو مرد جنايتكار در آبان&zwnj;ماه سال جاري، پليس هيچ خبري از موفقيت در <strong>امر</strong> فرار كاظم&gt; قاتل فراري- و برادرش كه اكنون با ايجاد رعب و وحشت در دل مردم امنيت را از شهروندان اصفهاني سلب كرده&zwnj;اند، نداد و فقط دستگيري سه نفر عضو اين باند را به عنوان يك موفقيت بزرگ اعلا&zwnj;م كرد. &zwnj; در هفت روزي كه از وقوع حمله به افسر انتظامي تا وقوع قتل ژولين وان وائسبرگ <strong>توسط</strong> كاظم گذشت شهروندان اصفهاني شاهد شدت گرفتن تردد گشت&zwnj;هاي پليس امنيت اجتماعي بودند كه ظاهرا پوشش خانم&zwnj;ها و يا بلند بودن صداي ضبط خودروها و ... براي پليس اهميت بيشتري داشت تا رها بودن يك سارق مسلح و قاتل كه در نامه&zwnj;اي تهديدآميز به انتقام&zwnj;گيري و قتل تا زمان آزادي همدستانش تاكيد كرده بود. همچنين مخفي نگاه داشتن تهديدهاي بازماندگان اين باند مخوف- كه در سرقت&zwnj;هاي قبلي ثابت كرده بودند از كشتن انسان&zwnj;هاي بي&zwnj;گناه هيچ ابايي ندارند- <strong>توسط</strong> پليس باعث شد تا اكنون در مجامع بين&zwnj;المللي نه&zwnj;تنها در جهت جذب توريست به شهري كه گنبدهاي مساجد و پل&zwnj;هاي پي&zwnj;در&zwnj;پي و ديگر آثار ديدني&zwnj;اش زبانزد عام و خاص <strong>مي&zwnj;باشد</strong> اقدامي نكرده باشيم، بلكه با اقدامات ديوانه&zwnj;وار افرادي نظير كاظم&zwnj;ها و با مسامحه و سهل&zwnj;انگاري در جهت كاهش تعداد گردشگر به كشورمان گام برداريم و از اين جهت بهانه خوبي به دست كشورهاي مغرض داده تا به اتهامات و انگ&zwnj;هاي زده شده به كشورمان اتهام عدم ايجاد امنيت براي گردشگران را نيز اضافه <strong>نمايند</strong>. حال كه فرماندهي انتظامي استان اصفهان با انتشار عكس&zwnj;هاي اين جنايتكاران و تعيين جايزه براي معرفي آنها از مردم كمك خواسته است حدود دو دهه از امدادرساني&zwnj;هاي داوطلبانه مردم به رزمندگان در جبهه&zwnj;ها مي&zwnj;گذرد كه هر از چند گاهي اين رفتار شايسته را در رخدادي غيرمنتظره همچون زلزله يا سيل&zwnj;زدگي و ... شاهد هستيم. از اهداي دو عدد تخم&zwnj;مرغ يك پيرزن از روستاي چرمهين گرفته تا فروش چندين هكتار از زمين&zwnj;هاي يك تاجر فرش در كاشان، همه و همه مبين اهميت دادن مردم به مسوولا&zwnj;ن و اهتمام در جهت رفع نياز آنان <strong>مي&zwnj;باشد</strong> ولي امروز با گذشت حدود دو دهه از تجربه شيرين اعتماد به مردم در سال&zwnj;هاي دفاع مقدس، زلزله ويرانگر بم و سيل&zwnj;زدگي شهر&zwnj;هاي شمالي كشورمان كه طبق گفته مسوولا&zwnj;ن بلندپايه وقت اگر همت و اقتدار مردم نبود توفيقي هم حاصل نمي&zwnj;گشت پليس به اين نتيجه رسيده است كه صادقانه با مردم سخن گفتن و ياري گرفتن از آنان گزينه نهايي&zwnj;اش باشد. اي كاش حفظ امنيت و تامين جان و مال انسان&zwnj;ها كه شرع مقدس، گفتار و تاكيدات بزرگان سياسي، علماي علم جامعه&zwnj;شناسي و قانون اساسي بر آن تاكيد موكد داشته&zwnj;اند از مسائل حاشيه&zwnj;اي همچون قليان&zwnj;هاي قهوه&zwnj;خانه&zwnj;ها اهميت بيشتري داشت و اي كاش فرماندهان پليس حضور در برنامه&zwnj;هاي كودك سيما جهت فرهنگ&zwnj;سازي را به مسوولا&zwnj;ن امر سپرده و براي بالا&zwnj; بردن سطح امنيت اخلا&zwnj;قي در جامعه به اقدامات خداپسندانه روي مي&zwnj;آوردند و آن را به دانشگاهيان و محققان امر تاثيرگذاري در فرهنگ جامعه مي&zwnj;سپردند و طبق وظايف ذاتي خود به تامين جان و مال و ناموس مردم صبور ايران&zwnj;زمين مي&zwnj;پرداختند.</p><p>:: جهت تمدد اعصاب پیشنهاد می&zwnj;کنم این صفحه را ببندید!&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.page-13.com/writing/2007/12/276.php</link>
         <guid>http://www.page-13.com/writing/2007/12/276.php</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 13 Dec 2007 12:06:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آداب درست‌نویسی ـ نگارشی (۱)</title>
         <description><![CDATA[<strong>قانون یکم</strong><strong>:</strong> این نوشته‌ها در درجه‌ی اول برای کسانی‌ست که برای نوشتن در فضای مجازی، نیم‌فاصله را رعایت می‌کنند ولاغیر!

<strong>نکته‌ی ضروری:</strong> ترتیب نوشتن یادداشت‌های این بخش (آدابِ نوشتن) بر اساس اشتباهاتی است که خودم در نوشتن مرتکب می‌شدم و بعد آن‌هایی که هنگام خواندن وبلاگ یا یادداشت‌های چاپی دوستان می‌دیدم. اشتباهاتی که شاید در نگاه اول چندان به چشم نیاید و مهم هم نباشد، اما...

رسانه‌های جمعی، کاغذی یا صوتی‌ـ‌تصویری، نقش مهمی در فرهنگ‌سازی دارند. اگر راه و رسم حرف زدن و درست نوشتن را هم جزئی از فرهنگ به حساب بیاوریم، هر اشتباهِ اصحاب این رسانه‌ها، در صورت تکرار ممکن است چنان در جان و زبانِ مخاطبان رسوخ کند که تصحیح آن هزینه‌ي زیادی بطلبد.

 به عنوان مثال، یکی از نمونه‌های تاثیر رسانه‌ها بر زبان که تازگی به چشمم خورد (بدون قضاوت در مورد خوب یا بد بودن این موردِ خاص)، کلمه‌ی «پاچه‌خواری» در ترجمه‌ی رمان بادبادک‌باز نوشته‌ی خالد حسینی‌ست(۱). کاری ندارم که این کلمه درواقع جایگزین چه واژه‌ای شد و چطور با ورودش به زبان ما، واژه‌ی سابق (و حتا قبیح) قبلی را کنار زد. اما همین نمونه‌ی کوچک تاکیدی‌ست بر تاثیرگذاری رسانه‌های جمعی بر زبان و فرهنگ ما.

در این یادداشت‌ها، با استفاده از منابعِ در دسترس، سعی دارم نکاتی را گوشزد کنم که معمولاً رعایت نمی‌شوند یا آن‌قدر ریز هستند که رعایت کردن‌شان به نظر مهم نمی‌آید. 

<strong>استفاده از «را» پس از فعل</strong>

با استناد به کتاب‌های مرجعِ درست‌نویسی، استفاده از «را» پس از فعل غلط است، اما این اشتباه بدون این‌که به چشم بیاید، زیاد تکرار می‌شود. و جالب آن‌که در وبلاگ کسانی هم دیده می‌شود که جزو همان اصحاب رسانه‌ای هستند که بالاتر، از تاثیرگذاری‌شان گفتم. 
چندی پیش به دنبال اطلاعاتی درباره‌ی باب مارلی می‌گشتم که در وبلاگِ نسبتاً معروفی، به این جمله رسیدم: 

<em>حتماً نام باب‌ مارلي‌ خواننده سياه‌پوست‌ ضد جنگ و صلح‌طلبي كه‌ چندين سال‌ پيش‌ در جامائيكا كشته شد را شنيده‌ايد؟</em>

بد نیست برای توضیح درباره‌ی این نکته، چند جمله‌ای از کتاب «غلط ننویسیم»، نوشته‌ی ابوالحسن نجفی را عیناً نقل کنم:

در عبارت پارسایی را دیدم که زخم پلنگ داشت هرگاه فعل «دیدم» را به پایان عبارت منتقل کنیم، بدین صورت: 
<em>پارسایی را که زخم پلنگ داشت دیدم</em>
در روابط میان دو جمله‌ی پایه و پیرو و در روابط اجزای هریک از آن دو تغییری رخ نمی‌دهد. بیان این نکات بدیهی برای رفع اشتباهاتی است که در سال‌های اخیر، خاصه در رادیو و تلویزیون فراوان مرتکب می‌شوند و فی‌المثل همین جمله را به خیال خود «اصلاح» می‌کنند و به این صورت در می‌آورند: 
<em>پارسایی که زخم پلنگ داشت را دیدم.</em> و اگر از آن‌ها پرسیده شود که چرا جای «را» را تغییر داده و به بعد از فعل برده‌اند جواب می‌دهند که پارسایی فاعلِ فعل «داشت» است و بنابراین صحیح نیست که پس از فاعل «را»ی مفعولی بیاید و اشتباه دقیقاً‌ همین‌جاست:
پارسایی فقط و فقط مفعولِ فعل «دیدم» است و اگر هم از لحاظ معنایی، فاعل (یا به بیان دقیق‌تر: عاملِ) فعلِ داشت باشد، از لحاظ صوری و دستوری هیچ ربطی به فعل «داشت» ندارد.
به طور کلی باید سعی کرد که «را» به مفعول صریح‌ هرچه نزدیک‌تر باشد. حتا باید احتراز کرد از این‌که متمم‌های دیگری میان «را» و مفعول صریح واقع شود. مثلاً جمله‌ی زیر که در آن «را» پس از مفعول غیر صریح آمده غلط است: «سودان استرداد نمیری از مصر را تقاضا می‌کند» (روزنامه‌ي اطلاعات، شماره‌ی ۱۶ تیر ۱۳۶۴، ص ۱۶)، و به جای آن باید گفت: «سودان استرداد نمیری را از مصر تقاضا می‌کند».
استعمال «را» پس از فعل، نه در متون قدیم و متاخر ادبیات فارسی سابقه دارد و نه مربوط به گفتار روزمره‌ي مردم است. این بدعت غلط کار عده‌ای از باسوادان کم‌مایه در رادیو و تلویزیون و مطبوعات است که به گمان باطلِ خود می‌خواهند زبان فارسی را «ویرایش» کنند و آن وقت نه تنها در انشای خود بلکه در متن سخنرانی‌ها و نوشته‌های دیگران نیز دست می‌برند و جای «را» را تعییر می‌دهند..
استعمال «را» پس از فعل بر خلاف سنت هزار و دویست‌ساله‌ي زبان فارسی است و در همه حال باید از آن پرهیز کرد.(۲)

حال با خواندن این توضیحات، تصحیح جمله‌ای که درباره‌ی باب مارلی نقل کردم، کار ساده‌ای می‌شود. 
اگر از افرادی هستید که این اشتباه را در نوشتن مرتکب می‌شود، از این پس سعی کنید با دقت بیشتری بنویسید. با تجربه‌ی شخصی می‌توانم پیش‌بینی کنم که در ابتدا، وسواس درست‌نویسی چنان گریبان‌تان را می‌گیرد که ممکن‌ است اصل مطلبی که می‌خواهید بنویسید، یادتان برود، اما در نهایت بعد از تمرین و دقت، مطمئن باشید که آمار اشتباه‌هایتان به تدریج پایین می‌آید و بعد از آن اگر یک زبان‌دان یا یک ویراستارِ حرفه‌ای مطلب‌تان را بخواند، جور دیگری درباره‌تان فکر می‌کند. یادتان نرود که ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است.

<strong>‍پی‌نوشت:</strong>
۱) بابا هم چشمکی زد. " می‌بینم که پدرت پاچه‌خواری عالم‌گیرش را به تو هم یاد داده". و با آرنج زد به پدر آصف...
بادبادک‌باز، صفحه‌ی ۱۱۱، نوشته‌ی خالد حسینی، ترجمه‌ی زیبا گنجی-پریسا سلیمان‌زاده

۲) غلط ننویسیم، نوشته‌ی ابوالحسن نجفی، صفحات ۲۰۴، ۲۰۵، ۲۰۶.۲]]></description>
         <link>http://www.page-13.com/writing/2007/07/53.php</link>
         <guid>http://www.page-13.com/writing/2007/07/53.php</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 03 Jul 2007 11:16:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افتتاحیه</title>
         <description>از وقتی شروع به خواندن کتاب‌های مرجع برای درست‌نویسی کردم، موقع نوشتن به شدت دچار وسواس می‌شوم و جالب آن‌جاست که این وسواس گاهی حسابی کار دستم می‌دهد. آن‌قدر که املای بعضی کلمات هم یادم می‌رود. جدای از این اتفاق، اشتباهات دستوری در صحبت‌های روزانه و زبان عامیانه، کم‌کم به زبان نوشتاری هم راه پیدا کرده‌اند. بارها پیش آمده که نوشته‌ای را در وبلاگ یا حتی روزنامه خوانده‌ام که از نظر دستور زبان مشکل داشته ولی...

این‌جا قرار است از اشتباهات نوشتاری بنویسم و از هرچیزی که به نوشتن مربوط می‌شود. داستان ِ کوتاه باشد یا هرچیز دیگری. ممکن است از تجربه‌ی خودم بنویسم، یا از کتاب‌های مرجع استفاده کنم، یا حتا از اهل فن‌ای دعوت کنم که گاهی برایم بنویسد. پیشنهاد دیگری دارید؟</description>
         <link>http://www.page-13.com/writing/2007/06/26.php</link>
         <guid>http://www.page-13.com/writing/2007/06/26.php</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 20 Jun 2007 11:18:39 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
