<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>آداب نوشتن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.page-13.com/writing/atom.xml" />
   <id>tag:www.page-13.com,2010:/writing//3</id>
   <updated>2008-11-25T08:49:34Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>ویروس «توسط» در رسانه‌ها!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/2008/11/611.php" />
   <id>tag:www.page-13.com,2008:/writing//3.611</id>
   
   <published>2008-11-24T17:28:20Z</published>
   <updated>2008-11-25T08:49:34Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[در کتاب آموزنده&zwnj;ی &laquo;جامعه&zwnj;شناسی خودمانی&raquo;، فصلی هست به نام &laquo;همه&zwnj;چیز دانی ما ایرانی&zwnj;ها&raquo; که حسن نراقی در آن با مایه&zwnj;هایی از طنز، رفتار اغلب ایرانی&zwnj;ها در مواجهه با چیزی را که نمی&zwnj;دانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.page-13.com/writing/">
      <![CDATA[<p>در کتاب آموزنده&zwnj;ی &laquo;<a href="http://www.ketabname.com/main2/bookreview/review.php?serial=2253&amp;nid=1230">جامعه&zwnj;شناسی خودمانی</a>&raquo;، فصلی هست به نام &laquo;همه&zwnj;چیز دانی ما ایرانی&zwnj;ها&raquo; که حسن نراقی در آن با مایه&zwnj;هایی از طنز، رفتار اغلب ایرانی&zwnj;ها در مواجهه با چیزی را که نمی&zwnj;دانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیده&zwnj;ایم که در مقابل چیزی که نمی&zwnj;دانند مقاومت می&zwnj;کنند و معتقدند &laquo;آن چه من می&zwnj;گویم درست است&raquo; و روی این عقیده پا می&zwnj;فشارند.<br /><br />همین دسته از افراد، در مقابل قواعد درست&zwnj;نویسی زبان فارسی، واکنشی عجیب نشان می&zwnj;دهند. به اعتقاد این دسته، درست&zwnj;نویسی زبان فارسی از پایه اشتباه است و معتقدند که زبان فقط برای رساندن پیام به وجود آمده و اگر بتوانیم پیام را با جملات غلط و اشتباه هم به مخاطب برسانیم، کارمان را درست انجام داده&zwnj;ایم. اینان معتقدند&nbsp; &laquo;آن&zwnj;طور که خودشان دوست دارند&raquo; می&zwnj;نویسند و در مقابل ویرایشِ کارهایشان مقاومت نشان می&zwnj;دهند و گاه حتا به تمسخر می&zwnj;گویند: ویراستاری و درست&zwnj;نویسی و... همه&zwnj;اش ادا و اطوار است. به این افراد، اگر بگویی به کار بردن &laquo;توسط&raquo; غلط است و برایشان دلایل محکم ارائه کنی، می&zwnj;گویند این&zwnj;ها همه حرف مفت است و همه&zwnj; در مطبوعات از &laquo;توسط&raquo; استفاده می&zwnj;کنند و در نهایت وقتی خیلی می&zwnj;خواهند با شما راه بیایند، می&zwnj;گویند، خب به جایش می&zwnj;گذاریم &laquo;از سوی&raquo;. و اگر بپرسی که برای حرف&zwnj;شان منبع موثق دارند، تازگی&zwnj;ها می&zwnj;گویند: لابد منبع&zwnj;ات &laquo;<a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9640105597">غلط ننویسیم</a>&raquo; ابوالحسن نجفی ست یا &laquo;<a href="http://www.persianbook.net/index.php?Module=SMMPBBooks&amp;SMMOp=BookDB&amp;SMM_CMD=&amp;BookId=57792&amp;BookSt=">فرهنگ درست&zwnj;نویسی سخن</a>&raquo; و با خنده می&zwnj;گویند: این پیر و پاتال&zwnj;ها دیگر دوره&zwnj;شان گذشته. <br /><br />اگر پویایی و تغییر و تحولات زبان را در نظر بگیریم، می&zwnj;توانیم در برخی موارد قبول کنیم که کتاب&zwnj;های درست&zwnj;نویسیِ زبان فارسی، در حال حاضر اشکالاتی دارند که البته بحث درباره&zwnj;ی این تحولات را باید به اهل فن و ویراستاران حرفه&zwnj;ای سپرد، اما نکته این&zwnj;جاست که بعضی قواعد دستور زبان، هر چند سال هم که بگذرد، مشمول مرور زمان و تحولاتِ زبان نمی&zwnj;شوند.<br /><br />چندی پیش در نخستین جلسه&zwnj;ی کارگاه &laquo;امکانات زبان فارسی در ترجمه&raquo; که در <a href="http://www.haftan.com/statics.asp?id=bookcity">شهرکتاب مرکزی</a> برگزار شد، ابوالحسن نجفی درباره&zwnj;ی پژوهشی در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی حرف زد که نتیجه&zwnj;ی آن این بود: <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=780319">دایره&zwnj;ی لغات روزنامه&zwnj;نگاران ایران حداکثر ۷۰۰ کلمه است.</a> <br />سوای تاسف&zwnj;بار بودن این واقعیت، نکته&zwnj;ی دیگری شایان توجه است و آن این&zwnj;که، اگر قبول کنیم که دایره&zwnj;ی واژگان روزنامه&zwnj;نگاران در خوشبینانه&zwnj;ترین حالت ۷۰۰ کلمه است، این افراد کمتر پیش می&zwnj;آید که در پی گسترش دایره&zwnj;ی واژگان خود باشند. و تلخ&zwnj;تر این&zwnj;که، روزنامه&zwnj;نگاران، اعم از حرفه&zwnj;ای و غیرحرفه&zwnj;ای، کمتر در کنار کیفیتِ محتوای مطالب&zwnj;شان، به درست بودن آن از لحاظ دستوری فکر می&zwnj;کنند. نتیجه این می&zwnj;شود که بسیاری، بدون توجه به درست یا غلط بودنِ واژه&zwnj;ها و بدون این&zwnj;که بدانند کجا باید آن&zwnj;ها را به کار ببرند، فقط از روی دست همدیگر کلمات و الگوهای جملات را ناخواسته و بی&zwnj;تفکر کپی می&zwnj;کنند. <br /><br />درباره&zwnj;ی محدود بودن این دایره&zwnj;ی واژگان گمان نمی&zwnj;کنم از دست کسی به غیر از خودِ نویسنده&zwnj;ی متن کاری بر بیاید، اما درباره&zwnj;ی درست یا غلط بودن برخی از واژه&zwnj;ها، با مراجعه به منابع و کتاب&zwnj;های درست&zwnj;نویسی می&zwnj;توان از رسمی&zwnj;شدن استفاده از واژگان غلط جلوگیری کرد. خوب است بدانیم که در متون فارسی، استفاده از برخی واژگان و ترکیب&zwnj;ها &laquo;ناپسند&raquo;، و استفاده از برخی از آن&zwnj;ها &laquo;غلط&raquo; است. که بسیاری از افراد تفاوت بین این دو را متوجه نمی&zwnj;شوند. برای مثال، استفاده از &laquo;غیر قابل تحمل&raquo; ناپسند است و به جای آن می&zwnj;توان از &laquo;تحمل&zwnj;ناشدنی&raquo; استفاده کرد، اما به کار بردن &laquo;توسط&raquo; نه ناپسند، که غلط است. <br /><br />برای توضیحِ چراییِ غلط بودن&zwnj; آن، چکیده&zwnj;ای از پنج صفحه&zwnj;ی &laquo;غلط ننویسیم&raquo; ابوالحسن نجفی را می&zwnj;نویسم:<br /><br />در چند دهه&zwnj;ی اخیر بر اثر نفوذ زبان&zwnj;های فرنگی از راه ترجمه&zwnj;ها، نوعی جمله&zwnj;بندی در فارسی رایج شده که در قدیم سابقه نداشته است و آن این است که مثلاً به جای این&zwnj;که بگویند: &laquo;گلدان را بچه شکست&raquo;، می&zwnj;گویند &laquo;گلدان توسط بچه شکسته شد&raquo;. این نحوه&zwnj;ی بیان که امروزه در روزنامه&zwnj;ها و رادیو و تلویزیون به حد شیاع رسیده است ناشی از شتابزدگی مترجمان و به خصوص مترجمان خبرگزاری&zwnj;هاست که عبارت&zwnj;های خارجی را لفظ به لفظ به فارسی برمی&zwnj;گردانند و نمی&zwnj;خواهند اندکی رنج جستجو را بر خود هموار کنند یا دست کم بیاندیشند که در اجتماع یا با اهل خانواده&zwnj;ی خود به طور عادی چطور صحبت می&zwnj;کنند. بررسی در متون گذشته&zwnj;ی فارسی تا پیش از دوران اخیر نشان می&zwnj;دهد که اولاً کاربرد فعل مجهول نسبت به زمان ما بسیار اندک است و ثانیاً فعل مجهول جایی به کار می&zwnj;رود که نیاز به ذکر عامل (فاعل حقیقی) نباشد. مثلاً می&zwnj;گویند: &laquo;پیغام فرستاده شد&raquo; و آن هنگامی ست که به هر دلیل نخواهند حامل پیغام یا خواننده&zwnj;ی نامه را ذکر کنند. <br /><br />بسیاری از کسانی که بر درستیِ استفاده از &laquo;توسط&raquo; اصرار دارند، می&zwnj;گویند این کلمه را برای تاکید بر مفعول جمله به کار می&zwnj;برند. مثلاً: &laquo;کتاب ِ الف توسط نشر ِ ب منتشر شد&raquo; ابوالحسن نجفی در این باره توضیح داده:<br /><br />استفاده از فعل مجهول چند علت دارد، که مهم&zwnj;ترین آن&zwnj;ها عط توجه بیشر به یکی از اجزا عبارت نسبت به دیگر اجزا آن است. کلمه&zwnj;ای که در آغاز عبارت می&zwnj;آید البته بیشتر از کلمه&zwnj;های دیگر جلب توجه می&zwnj;کند. این عمل را می&zwnj;توان &laquo;برجسته&zwnj;سازی&raquo; نامید. در زبان&zwnj;های فرنگی (در اینجا مراد بیشتر فرانسه و انگلیسی ست) اگر ناشر را در آغاز جمله بیاورند فعل معلوم به کار می&zwnj;برند و می&zwnj;گویند: &laquo;نشر ب کتاب ِ الف را منتشر کرد&raquo;. در فارسی نیز همین شیوه معمول است. اما در زبان&zwnj;های فرنگی اگر &laquo;ناشر&raquo; را در آغاز عبارت ذکر کنند، فعل جمله را به صیغه&zwnj;ی مجهول می&zwnj;آورند. اینجا میان فارسی و زبان&zwnj;های فرهنگی اختلاف مهمی هست، بدین معنی که در فارسی، فعل مجهول را فقط وقتی به کار می&zwnj;برندد که عامل ناشناخته باشد یا نخواهند شناخته شود و در این صورت می&zwnj;گویند: &laquo;کتاب ِ الف منتشر شد&raquo; ولی هرگاه بخواهند عامل را نام ببرند نمی&zwnj;گویند: &laquo;کتاب الف توسط نشر ب منتشر شد&raquo; بلکه در این مورد نیز همچنان فعل معلوم به کار می&zwnj;برند اما با استفاده از ادات ِ دستوری ِ &laquo;را&raquo; (که در زبان&zwnj;های فرنگی معادل ندارد)، مفعول را قبل از فاعل می&zwnj;آورند و می&zwnj;گویند: &laquo;کتاب الف را نشر ب منتشر کرد&raquo; بدین ترتیب برجسته&zwnj;سازی به نحو احسن انجام شده زیرا کلمه&zwnj;ي &laquo;کتاب&raquo; در آغاز عبارت آمده و توجه شنونده به آن جلب شده است. در زبان&zwnj;های فرنگی چون معادل &laquo;را&raquo; وجود ندارد، طبعاً از این شیوه نمی&zwnj;توانند استفاده کنند و ناچار فعل مجهول به کار می&zwnj;برند. بنابراین در ترجمه&zwnj;ی جمله&zwnj;هایی که دارای فعل مجهول است، شرط امانت این نیست که در فارسی نیز فعل مجهول به کار رود، بلکه در اغلب موارد می&zwnj;توان آن ها را با استفاده از کلمه&zwnj;ی &laquo;را&raquo; ترجمه کرد. <br /><br /><br />اما در این مورد، برخی روزنامه&zwnj;نگارانِ ما تخیل خود را به کار انداخته&zwnj;اند و چون از جایی شنیده&zwnj;اند که &laquo;توسط&raquo; غلط است، به جای آن از کلمه&zwnj;هایی مثل &laquo;از سوی&raquo;، &laquo;از طرف&raquo;، &laquo;به وسیله&zwnj;ی&raquo; و... استفاده می&zwnj;کنند. و جالب توجه این&zwnj;که معتقدند با تبدیل کردن &laquo;توسط&raquo; به &laquo;از سوی&raquo; جمله درست شده است. این عده به همراه بعضی از سره&zwnj;نویسان تصور کرده&zwnj;اند با جایگزینی کلمه&zwnj;ی فارسی &laquo;از سوی&raquo;، تصنع و ابهامی را که در این جمله&zwnj;بندی&zwnj;ها هست می&zwnj;توانند برطرف کنند. مثالی که در همین کتاب غلط ننویسیم آمده، این نظریه را نیز رد می&zwnj;کند:<br /><br />در جمله&zwnj;ای مانند &laquo;شهر از سوی دشمن آتش زده شد&raquo; تصنع باقی&zwnj;ست و ابهام شدیدتر شده است زیرا معلوم نیست که آیا دشمن به دست خود شهر را آتش زده است یا آتش&zwnj;سوزی نخست از سمت دشمن آغاز شده و سپس به سمت شهر پیش رفته است. علاج کار در تغییر واژه&zwnj;ها نیست، بلکه در تغییر ساخت جمله است و کوشش ما نخست باید مصروف این شود که جمله&zwnj;بندی فارسی باشد، نه واژه&zwnj;های آن. از این گذشته، عبارتی چون: &laquo;نماینده&zwnj;ی ایران از سوی معاون وزارت امور خارجه تا فرودگاه بدرقه شد&raquo; واقعاً زشت و ناهنجار است. آیا ساده&zwnj;تر این نیست که پیروی کورکورانه از ساخت عبارت فرنگی را کنار بگذاریم و به طور ساده و طبیعی بگوییم: &laquo;نماینده&zwnj;ی ایران را معاون وزارت امور خارجه تا فرودگاه بدرقه کرد&raquo;؟&zwnj;</p><p>فکر می&zwnj;کنم اگر هر یک از ما که دستی در نوشتن داریم، کمی و فقط کمی به این قوانین ساده&zwnj;ی درست&zwnj;نویسی دقت کنیم، بتوانیم جلوی رسمی شدن استفاده از واژگان غلط را بگیریم، هرچند با مسری بودن این ویروس، بعید می&zwnj;دانم دست&zwnj; ِ کم همکاران مطبوعاتی&zwnj;ام حوصله&zwnj;&zwnj;اش را داشته باشند. دارند؟</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>برای آ‌ن‌ها که دغدغه‌ی زبان دارند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/2008/01/314.php" />
   <id>tag:www.page-13.com,2008:/writing//3.314</id>
   
   <published>2008-01-12T09:14:03Z</published>
   <updated>2008-06-09T18:38:22Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[تازه&zwnj;ترین شماره&zwnj;ی مجله&zwnj;ی بخارا ویژه&zwnj;ی &laquo;زبان شناسی&raquo; ست. نمی&zwnj;توانم هیجان&zwnj;زدگی&zwnj;ام را از دیدن این شماره پنهان کنم. آن&zwnj;ها که دغدغه&zwnj;ی زبان و حتا درست نویسی دارند می&zwnj;توانند ساعت&zwnj;ها با این شماره&zwnj;ی بخارا مشغول باشند. اطلاعات بیشتر درباره&zwnj;ی فهرست مطالب و...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.page-13.com/writing/">
      <![CDATA[تازه&zwnj;ترین شماره&zwnj;ی <a href="http://bukharamagazine.com">مجله&zwnj;ی بخارا</a> ویژه&zwnj;ی &laquo;زبان شناسی&raquo; ست. نمی&zwnj;توانم هیجان&zwnj;زدگی&zwnj;ام را از دیدن این شماره پنهان کنم. آن&zwnj;ها که دغدغه&zwnj;ی زبان و حتا درست نویسی دارند می&zwnj;توانند ساعت&zwnj;ها با این شماره&zwnj;ی بخارا مشغول باشند. اطلاعات بیشتر درباره&zwnj;ی فهرست مطالب و نویسندگان این شماره را از <a href="http://bukharamagazine.com/magazine.php?mag_id=29">اینجا</a> بخوانید.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ارزان روزنامه‌نگار می‌شویم!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/2007/12/276.php" />
   <id>tag:www.page-13.com,2007:/writing//3.276</id>
   
   <published>2007-12-13T08:36:43Z</published>
   <updated>2007-12-13T11:13:55Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[تا به حال درباره&zwnj;ی این&zwnj;که چرا استفاده از &laquo;می&zwnj;باشد&raquo; و &laquo;می&zwnj;نماید&raquo; غلط است، زیاد گفته&zwnj;اند و زیاد خوانده&zwnj;ایم. از کارکنان اداره&zwnj;ی برق یا سربازهای نیروی انتظامی انتظار نمی&zwnj;رود که در اطلاعیه&zwnj;ها یا پلاکاردهایشان این نکته&zwnj;ها را رعایت کنند، حتا از...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.page-13.com/writing/">
      <![CDATA[<p>تا به حال درباره&zwnj;ی این&zwnj;که چرا استفاده از &laquo;می&zwnj;باشد&raquo; و &laquo;می&zwnj;نماید&raquo; غلط است، زیاد <a href="http://www.khabgard.com/?id=1172962644">گفته&zwnj;اند</a> و زیاد خوانده&zwnj;ایم. از کارکنان اداره&zwnj;ی برق یا سربازهای نیروی انتظامی انتظار نمی&zwnj;رود که در اطلاعیه&zwnj;ها یا پلاکاردهایشان این نکته&zwnj;ها را رعایت کنند، حتا از خیلی&zwnj;ها نمی&zwnj;توان انتظار داشت که از تمام اشتباهات رایج در نوشتن آگاه باشند! اما از روزنامه&zwnj;نگاران ِ روزنامه&zwnj;های سراسری کشور که ادعا هم دارند دیگر بعید&nbsp; است که در یک متن کوتاه نتوانند &laquo;می&zwnj;باشد&raquo;، &laquo;می&zwnj;نماید&raquo;، &laquo;توسط&raquo; و ... را ننویسند! تازه با کمی ارفاق درباره&zwnj;ی مکروه بودن استفاده از &laquo;مورد&raquo; در جاهایی که در متن خواهید دید. بد نیست شما هم این یادداشت بامزه را بخوانید و دعا کنید به جان ویراستاری که در روزنامه نشسته (البته اگر اصلاً ویراستاری در کار باشد!) و نمی&zwnj;دانم پول چه&zwnj;کاری را می&zwnj;گیرد اگر ویراستاری نمی&zwnj;کند!</p><p><a href="http://www.roozna.com/Negaresh_Site/Fullstory/?Id=51889" target="_blank">روزنامه&zwnj;ی اعتمادملی، چهارشنبه ۲۱ آذر، صفحه&zwnj;ی حوادث:</a> </p><p><br />در حاشيه وقايع اخير اصفهان - [پويان فرزين]<br /><br />بسياري از كشورهاي جهان از گردشگران به عنوان سرمايه&zwnj;هاي اصلي كشورشان استفاده مي&zwnj;كنند و آنان را بي&zwnj;خطرترين و پردرآمد&zwnj;ترين صنعتگران مي&zwnj;دانند كه ايجاد امنيت و رفاه و آسايش براي آنان جزو وظايف اصلي پليس و مسوولا&zwnj;ن ذيربط آن دسته از كشورها <strong>مي&zwnj;باشد</strong>.<br /><br />اما در پي كشته شدن ژولين وان وائسبرگ جوان 42 ساله فرانسوي در ايران كه به منظور ديدن از شهرهاي اصفهان و يزد به كشورمان سفر كرده بود علا&zwnj;مت سوال&zwnj;هاي فراواني در ذهن مردم ايجاد شد.<br /><br />به واقع ناديده گرفتن علا&zwnj;يق مردم جهان نسبت به گردشگاه&zwnj;ها و محل&zwnj;هاي جذب گردشگر در كشور كه طي چند ساله اخير <strong>توسط</strong> مسوولا&zwnj;ن در حال رخ دادن است و به عنوان نمونه بارز مي&zwnj;توان از كشمكش&zwnj;ها بر سر كوتاه <strong>نمودن</strong> برج جهان&zwnj;نما، عبور مترو از زير چهارباغ به عنوان تنها معبر قديمي در حال استفاده در جهان و يا آبگيري سد سيوند و ... نام برد، چه هدفي دنبال مي&zwnj;شود؟<br /><br />و اما قتل يك گردشگر فرانسوي در ايران كه در رسانه&zwnj;هاي داخلي و خارجي بازتاب&zwnj;هاي متفاوتي داشته است در حالي اتفاق افتاد كه هفت روز قبل از آن دو مرد مسلح در ساعات مياني روز به كيوسك پليس اتباع بيگانه واقع در خيابان چهارباغ كه يكي از شلوغترين و پرترددترين مناطق شهر اصفهان <strong>مي&zwnj;باشد </strong>حمله كرده و يك افسر انتظامي را <strong>مورد</strong> اصابت گلوله قرار داده و طي نامه&zwnj;اي كه در صحنه جنايت از خود به جا گذاشتند خواستار آزاد <strong>نمودن</strong> همدستان خود در جنايت&zwnj;هاي سرقت از طلا&zwnj; فروشي و بانك در اصفهان و اعمال تبهكارانه ديگر در استان فارس كه چندي پيش <strong>توسط</strong> پليس آگاهي اصفهان دستگير <strong>شده بودند شدند</strong>.<br /><br />اين موضوع در حالي است كه زمان دستگيري همدستان اين دو مرد جنايتكار در آبان&zwnj;ماه سال جاري، پليس هيچ خبري از موفقيت در <strong>امر</strong> فرار كاظم&gt; قاتل فراري- و برادرش كه اكنون با ايجاد رعب و وحشت در دل مردم امنيت را از شهروندان اصفهاني سلب كرده&zwnj;اند، نداد و فقط دستگيري سه نفر عضو اين باند را به عنوان يك موفقيت بزرگ اعلا&zwnj;م كرد. &zwnj; در هفت روزي كه از وقوع حمله به افسر انتظامي تا وقوع قتل ژولين وان وائسبرگ <strong>توسط</strong> كاظم گذشت شهروندان اصفهاني شاهد شدت گرفتن تردد گشت&zwnj;هاي پليس امنيت اجتماعي بودند كه ظاهرا پوشش خانم&zwnj;ها و يا بلند بودن صداي ضبط خودروها و ... براي پليس اهميت بيشتري داشت تا رها بودن يك سارق مسلح و قاتل كه در نامه&zwnj;اي تهديدآميز به انتقام&zwnj;گيري و قتل تا زمان آزادي همدستانش تاكيد كرده بود. همچنين مخفي نگاه داشتن تهديدهاي بازماندگان اين باند مخوف- كه در سرقت&zwnj;هاي قبلي ثابت كرده بودند از كشتن انسان&zwnj;هاي بي&zwnj;گناه هيچ ابايي ندارند- <strong>توسط</strong> پليس باعث شد تا اكنون در مجامع بين&zwnj;المللي نه&zwnj;تنها در جهت جذب توريست به شهري كه گنبدهاي مساجد و پل&zwnj;هاي پي&zwnj;در&zwnj;پي و ديگر آثار ديدني&zwnj;اش زبانزد عام و خاص <strong>مي&zwnj;باشد</strong> اقدامي نكرده باشيم، بلكه با اقدامات ديوانه&zwnj;وار افرادي نظير كاظم&zwnj;ها و با مسامحه و سهل&zwnj;انگاري در جهت كاهش تعداد گردشگر به كشورمان گام برداريم و از اين جهت بهانه خوبي به دست كشورهاي مغرض داده تا به اتهامات و انگ&zwnj;هاي زده شده به كشورمان اتهام عدم ايجاد امنيت براي گردشگران را نيز اضافه <strong>نمايند</strong>. حال كه فرماندهي انتظامي استان اصفهان با انتشار عكس&zwnj;هاي اين جنايتكاران و تعيين جايزه براي معرفي آنها از مردم كمك خواسته است حدود دو دهه از امدادرساني&zwnj;هاي داوطلبانه مردم به رزمندگان در جبهه&zwnj;ها مي&zwnj;گذرد كه هر از چند گاهي اين رفتار شايسته را در رخدادي غيرمنتظره همچون زلزله يا سيل&zwnj;زدگي و ... شاهد هستيم. از اهداي دو عدد تخم&zwnj;مرغ يك پيرزن از روستاي چرمهين گرفته تا فروش چندين هكتار از زمين&zwnj;هاي يك تاجر فرش در كاشان، همه و همه مبين اهميت دادن مردم به مسوولا&zwnj;ن و اهتمام در جهت رفع نياز آنان <strong>مي&zwnj;باشد</strong> ولي امروز با گذشت حدود دو دهه از تجربه شيرين اعتماد به مردم در سال&zwnj;هاي دفاع مقدس، زلزله ويرانگر بم و سيل&zwnj;زدگي شهر&zwnj;هاي شمالي كشورمان كه طبق گفته مسوولا&zwnj;ن بلندپايه وقت اگر همت و اقتدار مردم نبود توفيقي هم حاصل نمي&zwnj;گشت پليس به اين نتيجه رسيده است كه صادقانه با مردم سخن گفتن و ياري گرفتن از آنان گزينه نهايي&zwnj;اش باشد. اي كاش حفظ امنيت و تامين جان و مال انسان&zwnj;ها كه شرع مقدس، گفتار و تاكيدات بزرگان سياسي، علماي علم جامعه&zwnj;شناسي و قانون اساسي بر آن تاكيد موكد داشته&zwnj;اند از مسائل حاشيه&zwnj;اي همچون قليان&zwnj;هاي قهوه&zwnj;خانه&zwnj;ها اهميت بيشتري داشت و اي كاش فرماندهان پليس حضور در برنامه&zwnj;هاي كودك سيما جهت فرهنگ&zwnj;سازي را به مسوولا&zwnj;ن امر سپرده و براي بالا&zwnj; بردن سطح امنيت اخلا&zwnj;قي در جامعه به اقدامات خداپسندانه روي مي&zwnj;آوردند و آن را به دانشگاهيان و محققان امر تاثيرگذاري در فرهنگ جامعه مي&zwnj;سپردند و طبق وظايف ذاتي خود به تامين جان و مال و ناموس مردم صبور ايران&zwnj;زمين مي&zwnj;پرداختند.</p><p>:: جهت تمدد اعصاب پیشنهاد می&zwnj;کنم این صفحه را ببندید!&nbsp;</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آداب درست‌نویسی ـ نگارشی (۱)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/2007/07/53.php" />
   <id>tag:www.page-13.com,2007:/writing//3.53</id>
   
   <published>2007-07-03T07:46:02Z</published>
   <updated>2007-07-03T15:06:15Z</updated>
   
   <summary>قانون یکم: این نوشته‌ها در درجه‌ی اول برای کسانی‌ست که برای نوشتن در فضای مجازی، نیم‌فاصله را رعایت می‌کنند ولاغیر! نکته‌ی ضروری: ترتیب نوشتن یادداشت‌های این بخش (آدابِ نوشتن) بر اساس اشتباهاتی است که خودم در نوشتن مرتکب می‌شدم و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.page-13.com/writing/">
      <![CDATA[<strong>قانون یکم</strong><strong>:</strong> این نوشته‌ها در درجه‌ی اول برای کسانی‌ست که برای نوشتن در فضای مجازی، نیم‌فاصله را رعایت می‌کنند ولاغیر!

<strong>نکته‌ی ضروری:</strong> ترتیب نوشتن یادداشت‌های این بخش (آدابِ نوشتن) بر اساس اشتباهاتی است که خودم در نوشتن مرتکب می‌شدم و بعد آن‌هایی که هنگام خواندن وبلاگ یا یادداشت‌های چاپی دوستان می‌دیدم. اشتباهاتی که شاید در نگاه اول چندان به چشم نیاید و مهم هم نباشد، اما...

رسانه‌های جمعی، کاغذی یا صوتی‌ـ‌تصویری، نقش مهمی در فرهنگ‌سازی دارند. اگر راه و رسم حرف زدن و درست نوشتن را هم جزئی از فرهنگ به حساب بیاوریم، هر اشتباهِ اصحاب این رسانه‌ها، در صورت تکرار ممکن است چنان در جان و زبانِ مخاطبان رسوخ کند که تصحیح آن هزینه‌ي زیادی بطلبد.

 به عنوان مثال، یکی از نمونه‌های تاثیر رسانه‌ها بر زبان که تازگی به چشمم خورد (بدون قضاوت در مورد خوب یا بد بودن این موردِ خاص)، کلمه‌ی «پاچه‌خواری» در ترجمه‌ی رمان بادبادک‌باز نوشته‌ی خالد حسینی‌ست(۱). کاری ندارم که این کلمه درواقع جایگزین چه واژه‌ای شد و چطور با ورودش به زبان ما، واژه‌ی سابق (و حتا قبیح) قبلی را کنار زد. اما همین نمونه‌ی کوچک تاکیدی‌ست بر تاثیرگذاری رسانه‌های جمعی بر زبان و فرهنگ ما.

در این یادداشت‌ها، با استفاده از منابعِ در دسترس، سعی دارم نکاتی را گوشزد کنم که معمولاً رعایت نمی‌شوند یا آن‌قدر ریز هستند که رعایت کردن‌شان به نظر مهم نمی‌آید. 

<strong>استفاده از «را» پس از فعل</strong>

با استناد به کتاب‌های مرجعِ درست‌نویسی، استفاده از «را» پس از فعل غلط است، اما این اشتباه بدون این‌که به چشم بیاید، زیاد تکرار می‌شود. و جالب آن‌که در وبلاگ کسانی هم دیده می‌شود که جزو همان اصحاب رسانه‌ای هستند که بالاتر، از تاثیرگذاری‌شان گفتم. 
چندی پیش به دنبال اطلاعاتی درباره‌ی باب مارلی می‌گشتم که در وبلاگِ نسبتاً معروفی، به این جمله رسیدم: 

<em>حتماً نام باب‌ مارلي‌ خواننده سياه‌پوست‌ ضد جنگ و صلح‌طلبي كه‌ چندين سال‌ پيش‌ در جامائيكا كشته شد را شنيده‌ايد؟</em>

بد نیست برای توضیح درباره‌ی این نکته، چند جمله‌ای از کتاب «غلط ننویسیم»، نوشته‌ی ابوالحسن نجفی را عیناً نقل کنم:

در عبارت پارسایی را دیدم که زخم پلنگ داشت هرگاه فعل «دیدم» را به پایان عبارت منتقل کنیم، بدین صورت: 
<em>پارسایی را که زخم پلنگ داشت دیدم</em>
در روابط میان دو جمله‌ی پایه و پیرو و در روابط اجزای هریک از آن دو تغییری رخ نمی‌دهد. بیان این نکات بدیهی برای رفع اشتباهاتی است که در سال‌های اخیر، خاصه در رادیو و تلویزیون فراوان مرتکب می‌شوند و فی‌المثل همین جمله را به خیال خود «اصلاح» می‌کنند و به این صورت در می‌آورند: 
<em>پارسایی که زخم پلنگ داشت را دیدم.</em> و اگر از آن‌ها پرسیده شود که چرا جای «را» را تغییر داده و به بعد از فعل برده‌اند جواب می‌دهند که پارسایی فاعلِ فعل «داشت» است و بنابراین صحیح نیست که پس از فاعل «را»ی مفعولی بیاید و اشتباه دقیقاً‌ همین‌جاست:
پارسایی فقط و فقط مفعولِ فعل «دیدم» است و اگر هم از لحاظ معنایی، فاعل (یا به بیان دقیق‌تر: عاملِ) فعلِ داشت باشد، از لحاظ صوری و دستوری هیچ ربطی به فعل «داشت» ندارد.
به طور کلی باید سعی کرد که «را» به مفعول صریح‌ هرچه نزدیک‌تر باشد. حتا باید احتراز کرد از این‌که متمم‌های دیگری میان «را» و مفعول صریح واقع شود. مثلاً جمله‌ی زیر که در آن «را» پس از مفعول غیر صریح آمده غلط است: «سودان استرداد نمیری از مصر را تقاضا می‌کند» (روزنامه‌ي اطلاعات، شماره‌ی ۱۶ تیر ۱۳۶۴، ص ۱۶)، و به جای آن باید گفت: «سودان استرداد نمیری را از مصر تقاضا می‌کند».
استعمال «را» پس از فعل، نه در متون قدیم و متاخر ادبیات فارسی سابقه دارد و نه مربوط به گفتار روزمره‌ي مردم است. این بدعت غلط کار عده‌ای از باسوادان کم‌مایه در رادیو و تلویزیون و مطبوعات است که به گمان باطلِ خود می‌خواهند زبان فارسی را «ویرایش» کنند و آن وقت نه تنها در انشای خود بلکه در متن سخنرانی‌ها و نوشته‌های دیگران نیز دست می‌برند و جای «را» را تعییر می‌دهند..
استعمال «را» پس از فعل بر خلاف سنت هزار و دویست‌ساله‌ي زبان فارسی است و در همه حال باید از آن پرهیز کرد.(۲)

حال با خواندن این توضیحات، تصحیح جمله‌ای که درباره‌ی باب مارلی نقل کردم، کار ساده‌ای می‌شود. 
اگر از افرادی هستید که این اشتباه را در نوشتن مرتکب می‌شود، از این پس سعی کنید با دقت بیشتری بنویسید. با تجربه‌ی شخصی می‌توانم پیش‌بینی کنم که در ابتدا، وسواس درست‌نویسی چنان گریبان‌تان را می‌گیرد که ممکن‌ است اصل مطلبی که می‌خواهید بنویسید، یادتان برود، اما در نهایت بعد از تمرین و دقت، مطمئن باشید که آمار اشتباه‌هایتان به تدریج پایین می‌آید و بعد از آن اگر یک زبان‌دان یا یک ویراستارِ حرفه‌ای مطلب‌تان را بخواند، جور دیگری درباره‌تان فکر می‌کند. یادتان نرود که ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است.

<strong>‍پی‌نوشت:</strong>
۱) بابا هم چشمکی زد. " می‌بینم که پدرت پاچه‌خواری عالم‌گیرش را به تو هم یاد داده". و با آرنج زد به پدر آصف...
بادبادک‌باز، صفحه‌ی ۱۱۱، نوشته‌ی خالد حسینی، ترجمه‌ی زیبا گنجی-پریسا سلیمان‌زاده

۲) غلط ننویسیم، نوشته‌ی ابوالحسن نجفی، صفحات ۲۰۴، ۲۰۵، ۲۰۶.۲]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>افتتاحیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.page-13.com/writing/2007/06/26.php" />
   <id>tag:www.page-13.com,2007:/writing//3.26</id>
   
   <published>2007-06-20T07:48:39Z</published>
   <updated>2007-06-20T08:34:13Z</updated>
   
   <summary>از وقتی شروع به خواندن کتاب‌های مرجع برای درست‌نویسی کردم، موقع نوشتن به شدت دچار وسواس می‌شوم و جالب آن‌جاست که این وسواس گاهی حسابی کار دستم می‌دهد. آن‌قدر که املای بعضی کلمات هم یادم می‌رود. جدای از این اتفاق،...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.page-13.com/writing/">
      از وقتی شروع به خواندن کتاب‌های مرجع برای درست‌نویسی کردم، موقع نوشتن به شدت دچار وسواس می‌شوم و جالب آن‌جاست که این وسواس گاهی حسابی کار دستم می‌دهد. آن‌قدر که املای بعضی کلمات هم یادم می‌رود. جدای از این اتفاق، اشتباهات دستوری در صحبت‌های روزانه و زبان عامیانه، کم‌کم به زبان نوشتاری هم راه پیدا کرده‌اند. بارها پیش آمده که نوشته‌ای را در وبلاگ یا حتی روزنامه خوانده‌ام که از نظر دستور زبان مشکل داشته ولی...

این‌جا قرار است از اشتباهات نوشتاری بنویسم و از هرچیزی که به نوشتن مربوط می‌شود. داستان ِ کوتاه باشد یا هرچیز دیگری. ممکن است از تجربه‌ی خودم بنویسم، یا از کتاب‌های مرجع استفاده کنم، یا حتا از اهل فن‌ای دعوت کنم که گاهی برایم بنویسد. پیشنهاد دیگری دارید؟
      
   </content>
</entry>

</feed>
