
تولدانه بیتو
از نگار، برای لیلی. از ما به لیلی
ایرانین آیدل
کولیهای بیسرزمین
نمایندهی اراک شکایتش را پس گرفت
مبارک باشه آقای شکرایه و رفقا
مخاطب کیست؟
واقعاً چرا کتاب کودکِ خوب توی بازار نیست؟
شدت کنف شدن!
دوست دارم از آقای ۳۵ بخوام که بیاد روش ناخن گرفتنش رو شرح بده
شش سالگی وبلاگ دوستداران همایون شجریان
نه فقط یادداشت من، که توصیه میکنم همهی یادداشتهایش را بخوانید.
برنگشتنی
منم این کار رو زیاد میکنم، منم خیلی پشیمون نیستم


« ویروس «توسط» در رسانهها! | صفحهی اصلی
آیا ما در لبِ تاب وبگردی میکنیم؟
بارها و بارها دیدهام کسانی را که به جای لپتاپ مینویسند لبتاب. خیلی هم ربطی به انگلیسیدانی آدمها ندارد. گمان میکنم این دسته از آدمها سختشان است آن پ اول را وقتی آنطور قبل از ت میآید همان پ تلفظ کنند. شاید دلیلش این باشد، مطمئن نیستم. ولی این غلط نوشتن یک کلمه وقتی در متنها تکرار میشود و پایش به متنهای جدیِ آدمهای تحصیلکرده هم باز میشود، شاید به خاطر آشنا نبودن با ترکیب کلمه و معنای آن باشد. به نظر من که طبعاً نظرم وحی منزل نیست، اشتباه تلفظ کردن و اشتباه نوشتن کلمهای مثل لپتاپ هیچ فرقی با نوشتن قلف به جای قفل ندارد. بعضیها استدلال میکنند که کلمهی خارجی است و مفهوم را با همان اشتباه نوشته شدن هم میرساند. به نظر من که طبعاً نظرم وحی منزل نیست اسم این توضیح استدلال نیست، توجیه است. آن هم با ه دو چشم.
بعد فکر کردم شاید بد نباشد لپتاپ را خرد کنیم. تبدیلش کنیم به لپ، و تاپ و بعد سری بزنیم به دیکشنری آکسفورد و معنیاش را بکشیم بیرون. به هر حال آیهای هنوز نازل نشده که در آن گفته باشد همهی آدمها موظف به دانستن املای صحیح ِ کلماتِ زبان ِ غیرمادریشان هستند. و تا وقتی این آیه نازل نشده به نظر من که طبعاً نظرم وحی منزل نیست، نوشتن دربارهی فرم صحیح کلمات امری است پسندیده.
کلمهی لپتاپ از لپ و تاپ تشکیل شده. lap به قسمت بین زانو و کمر میگویند و top هم که در اینجا معنی بالا بودن میدهد. ترکیب لپ و تاپ همان لپتاپ را میسازد که ما اگر بخواهیم در جایی به غیر از پشت میز از آن استفاده کنیم میگذاریمش بالای آن بخش بدنمان که بین زانو و کمر است. پس خیلی خوب و قشنگ و عالی و منطقیتر است وقتی که میخواهیم از کلمهی انگلیسی استفاده کنیم، آنرا با فرم صحیحاش بنویسیم. در زبان انگلیسی چیزی به اسم لبتاب وجود ندارد. حتا اگر شما لب ِ یک تاب هم بنشینید و بخواهید از کامپیوتر قابل حمل استفاده کنید، باز هم آن چیزی که ازش استفاده میکنید لپتاپ است. همان طور که قفل، قلف نیست و هیچکس را ندیدهام که به کامپیوتر بگوید کومبیوتر.




نظرها
با شما همدرک و همتجربهام در این مصیبت (دیدنِ املاء غلطِ این ترکیبواژه در متنهای جدی و حتا شنیدنش در صحبتهای جدیِ آدمهای تجصیلکردهی خیلیجدی). البته به تبارشناسیای که کردید 100درصد اطمینان ندارم و گمان میکنم احتیاج به تحقیق و تحلیلِ بیشتری هست برای یافتنِ وجهِ تسمیهش. (البته فقط گمان میکنم و گمانم هم طبعا وحیِ منزل نیست). خوب بود
:: مریم: تبارشناسی زاییدهی تخیل من نیست. برای اطلاعات بیشتر:
The term laptop is derived from the computer itself being small enough to place on top of ones lap. You could call it a compound noun if you like.
لینک مرتبطتر: http://wiki.name.com/en/Laptop
مرسی از توجهتون.
محمد | February 7, 2012 10:10 PM
املای - غلف- رو بنظرم نمي توان فقط -قلف- نوشت. قديم غلف مي گفتند و درست بوده و به کلمه قفل از نظر معني نزديک است. lap هم به نظر مي رسد بخاطر لبه و روش باز شدن اين وسيله باشد. نه به لحاظ محل قرار گيری... اما استدلال شما خيلي جالبه. واقعاً از وسيله داريم استفاده مي کنيم و حاضر نيستيم تلفظ صحيح اونو ياد بگيريم.
:: مریم: اگه به پاسخ من به کامنت بالا نگاه کنید متوجه میشوید که این استدلال برای من نیست. و البته که به لحاظ محل قرارگیری لپتاپ شده، با استناد به لینکهایی که گذاشتم.
h | February 8, 2012 12:58 PM
یه پستی هم راجع به املاء " توجیه" که به غلط توجیح آن هم بصورت فراوان می نویسند بذارید بد نیست گرچه نظرتان وحی منزل نیست!!! خیلی زیبا بود و مختصر و مفید.
Anonymous | February 9, 2012 5:44 PM
دو نکته:
1
laptop
ميشه "روزانويی". يعنی کامپيوتری که روی زانو می زارن
2
اين خطای صوتی در مورد حرف b و p در زبانهای ديگه هم هست. مثلاً در زبان آلمانی. برای اينکه اين خطا پيش نياد آلمانی ها با گفتن "نرم" و "سخت" مشخص می کنند که منظورشان چيست؛ وقتی می گن b "نرم" يعنی b و وقتی بگن p "سخت" يعنی p
همين!
نرم و سخت | February 9, 2012 6:16 PM
حالا این طور تحلیل و تصحیحها یکجورهایی خوب است و شاید لازم ولی اگر نظر من را بخواهید املاء توی زبان و مهمتر زبان در ادبیات-حالا بعد بیاییم تو ادبیات داستانی یا شعر که دیگر خیلی زیاد!-بی اهمیتترین چیز است.
یعنی اگر من جایی حس کنم کلمهای که میخواهم بیارم، با غلط املایی می شود آنچیزی که من میخواهم بگویم...خب غلط می نویسم.
مثلا دارم تو یک داستانی مینویسم...
بی خداحافظی رفت.
ولی خداحافظی که من آن موقع میخواهم خداحافزی ست...
پس مینویسم:
بی خداحافزی رفت.
البته در نهایت به قولی،برای دور زدن قانون ها،همیشه شناختشان الزامیست و به نوعی این حرف من مقابل حرکت شما نیست که!
خسته نباشید.
:: مریم: متاسفانه من جزو اون دسته افرادم که با غلطنویسی به شدت مخالفم. خصوصاً با این توجیهی که شما آوردهاید. و متاسفانهتر اینکه نسبت به این غلطنویسیها موضع هم دارم، بد موضعی.
مهدی ملکزاده | February 11, 2012 12:29 AM
بسیار ممنون از این تفسیر بجا : )
حسنی | February 14, 2012 11:03 PM
منطقي، ريشه اي و پذيرفتني نوشته ايد.
اگر جايي مثل فرهنگستان كه محل اصلي اينگونه رصدهاست هم به جاي ترجمه تحت اللفظي ريشه يابي و راه يابي درست بكند زبان رسمي ما اينقدر دچار مشكلات نمي شد
ممنون
مصطفي دهقان | February 15, 2012 2:10 PM
البته عرایض ما هم وحی منزل نیست اما کلمه خارجی را اگر بگذارید در زبان مادریما هضم شود به فرهنگ نزدیک تر است و از بی سوادی دورتر البته این وحی منزل نیست اما نگاهی بکنید به ملافه و ملاقه که چه قشنگ ایرانی شده اند و عربی بودنشان (ملحفه و ملعقه) از یادها رفته است. البته اینها وحی منزل نیست اما برای این گونه ااظهار نظرها کمی بیشتر سواد و عمق تفکر لازم است البته اینها وحی منزل نیست.
:: مریم: سطح استدلال!
احمد | February 16, 2012 10:37 PM
این از آن انگشت شمار جاهایی است که حق با غلط نویسان است. در واقع می توان گفت که لب تاب هم اشتباه نیست. چون لپ و لیپ و لب یکی اند. حال ارجاع نیست. همین قبول کنید که درست می گویم.
:: مریم: همین؟ قبول کنم که درست میگویید؟ یعنی آمدهاید دیکشنری آکسفود را بدون هیچ منبعی رد میکنید بعد می گویید حال ارجاع نیست و همین قبول کنم که درست میگویید؟ :)))) خدایا! بعد هم گیریم لیب و لب و لیپ درست. به لپتاپ چه ربطی دارد؟ بعد اصلاً ما خودمون رو بزنیم به نفهمیدن، بگیم حرف شما صحیح. اوکی. باشه. شما راست میگی. با تاب چه کنیم؟ تاب و تاپ هم که نداریم دیگه. فرقی ندارن نه؟ حالش هم نیست :))))
محمد | February 19, 2012 2:00 AM
البته مشکل باسوادی آدم های امروزی است که مانع جریان زبانی می شوند، ولی شما دارید با این کار جلوی روند طبیعی تغییر زیان رو می گیرید(لااقل تو ذهن خودتون).ببینید مثلن در زبان عربی ژئوگرافی شده جغرافی، و چقدر تراشیده و قشنگ شده، حالا باید بگیم اشتباست؟این خصوصیت پویای زبان است که شما نادیده گرفتید و انگار از قول یک انگلیسی دارید استدلال می کنید.در صورتی که اگر ما این کار را نکنیم و واژه های بیگانه را به نحوی که در زبان مبدا راحت تر ادا می شود تغییر ندهیم که یک زبان نتراشیده و نازیبا خواهیم داشت. اصلن زبان هر مملکتی پر است از این کلمات تغییر داده شده. اگر لپ تاپ کلمه ای بود که هنوز وارد زبان فارسی نشده بود خب طبعن باید تلفظ صحیح انگلیسی را به کار می بردیم، ولی وقتی این کلمه به زبان فارسی وارد شده باید تابع سامانه ی آوایی زبان فارسی باشد.
:: مریم: واقعاً این قیاس درست بود؟ ژئوگرافی ِ عربی شده چه ربطی داره به لپتاپِ غلط شده؟ عربها اصلاً ژ ندارن، گ ندارن! ناچارن تلفظ کلمه رو تغییر بدن. این چه ربطی داره به ما که یه کلمهی معمولی و کوتاه و ساده رو به خاطر نادونی و تنبلی اشتباه تلفظ می کنیم؟ تورو خدا دیگه همهچیز رو با همهچیز قاطی نکنین!
ابوذر | March 14, 2012 1:44 PM