
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد
بررسی مجموعهداستان «پرترهی مرد ناتمام»، امیرحسین یزدانبد
یکشنبه، ۱۶ اسفند، ساعت ۴، فرهنگسرای شفق
اعلام نامزدهای نهایی جایزه «مهرگان»، دورهی دهم
مجموعهداستانها و رمانهای ۸۶ و ۸۷
مروری بر «آفتابپرست نازنین» محمدرضا کاتب
نقد شاهرخ گیوا


ERROR: Blogroll is currently inaccessible
« برای آنها که دغدغهی زبان دارند | صفحهی اصلی
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم درست است» و روی این عقیده پا میفشارند.
همین دسته از افراد، در مقابل قواعد درستنویسی زبان فارسی، واکنشی عجیب نشان میدهند. به اعتقاد این دسته، درستنویسی زبان فارسی از پایه اشتباه است و معتقدند که زبان فقط برای رساندن پیام به وجود آمده و اگر بتوانیم پیام را با جملات غلط و اشتباه هم به مخاطب برسانیم، کارمان را درست انجام دادهایم. اینان معتقدند «آنطور که خودشان دوست دارند» مینویسند و در مقابل ویرایشِ کارهایشان مقاومت نشان میدهند و گاه حتا به تمسخر میگویند: ویراستاری و درستنویسی و... همهاش ادا و اطوار است. به این افراد، اگر بگویی به کار بردن «توسط» غلط است و برایشان دلایل محکم ارائه کنی، میگویند اینها همه حرف مفت است و همه در مطبوعات از «توسط» استفاده میکنند و در نهایت وقتی خیلی میخواهند با شما راه بیایند، میگویند، خب به جایش میگذاریم «از سوی». و اگر بپرسی که برای حرفشان منبع موثق دارند، تازگیها میگویند: لابد منبعات «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی ست یا «فرهنگ درستنویسی سخن» و با خنده میگویند: این پیر و پاتالها دیگر دورهشان گذشته.
اگر پویایی و تغییر و تحولات زبان را در نظر بگیریم، میتوانیم در برخی موارد قبول کنیم که کتابهای درستنویسیِ زبان فارسی، در حال حاضر اشکالاتی دارند که البته بحث دربارهی این تحولات را باید به اهل فن و ویراستاران حرفهای سپرد، اما نکته اینجاست که بعضی قواعد دستور زبان، هر چند سال هم که بگذرد، مشمول مرور زمان و تحولاتِ زبان نمیشوند.
چندی پیش در نخستین جلسهی کارگاه «امکانات زبان فارسی در ترجمه» که در شهرکتاب مرکزی برگزار شد، ابوالحسن نجفی دربارهی پژوهشی در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی حرف زد که نتیجهی آن این بود: دایرهی لغات روزنامهنگاران ایران حداکثر ۷۰۰ کلمه است.
سوای تاسفبار بودن این واقعیت، نکتهی دیگری شایان توجه است و آن اینکه، اگر قبول کنیم که دایرهی واژگان روزنامهنگاران در خوشبینانهترین حالت ۷۰۰ کلمه است، این افراد کمتر پیش میآید که در پی گسترش دایرهی واژگان خود باشند. و تلختر اینکه، روزنامهنگاران، اعم از حرفهای و غیرحرفهای، کمتر در کنار کیفیتِ محتوای مطالبشان، به درست بودن آن از لحاظ دستوری فکر میکنند. نتیجه این میشود که بسیاری، بدون توجه به درست یا غلط بودنِ واژهها و بدون اینکه بدانند کجا باید آنها را به کار ببرند، فقط از روی دست همدیگر کلمات و الگوهای جملات را ناخواسته و بیتفکر کپی میکنند.
دربارهی محدود بودن این دایرهی واژگان گمان نمیکنم از دست کسی به غیر از خودِ نویسندهی متن کاری بر بیاید، اما دربارهی درست یا غلط بودن برخی از واژهها، با مراجعه به منابع و کتابهای درستنویسی میتوان از رسمیشدن استفاده از واژگان غلط جلوگیری کرد. خوب است بدانیم که در متون فارسی، استفاده از برخی واژگان و ترکیبها «ناپسند»، و استفاده از برخی از آنها «غلط» است. که بسیاری از افراد تفاوت بین این دو را متوجه نمیشوند. برای مثال، استفاده از «غیر قابل تحمل» ناپسند است و به جای آن میتوان از «تحملناشدنی» استفاده کرد، اما به کار بردن «توسط» نه ناپسند، که غلط است.
برای توضیحِ چراییِ غلط بودن آن، چکیدهای از پنج صفحهی «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی را مینویسم:
در چند دههی اخیر بر اثر نفوذ زبانهای فرنگی از راه ترجمهها، نوعی جملهبندی در فارسی رایج شده که در قدیم سابقه نداشته است و آن این است که مثلاً به جای اینکه بگویند: «گلدان را بچه شکست»، میگویند «گلدان توسط بچه شکسته شد». این نحوهی بیان که امروزه در روزنامهها و رادیو و تلویزیون به حد شیاع رسیده است ناشی از شتابزدگی مترجمان و به خصوص مترجمان خبرگزاریهاست که عبارتهای خارجی را لفظ به لفظ به فارسی برمیگردانند و نمیخواهند اندکی رنج جستجو را بر خود هموار کنند یا دست کم بیاندیشند که در اجتماع یا با اهل خانوادهی خود به طور عادی چطور صحبت میکنند. بررسی در متون گذشتهی فارسی تا پیش از دوران اخیر نشان میدهد که اولاً کاربرد فعل مجهول نسبت به زمان ما بسیار اندک است و ثانیاً فعل مجهول جایی به کار میرود که نیاز به ذکر عامل (فاعل حقیقی) نباشد. مثلاً میگویند: «پیغام فرستاده شد» و آن هنگامی ست که به هر دلیل نخواهند حامل پیغام یا خوانندهی نامه را ذکر کنند.
بسیاری از کسانی که بر درستیِ استفاده از «توسط» اصرار دارند، میگویند این کلمه را برای تاکید بر مفعول جمله به کار میبرند. مثلاً: «کتاب ِ الف توسط نشر ِ ب منتشر شد» ابوالحسن نجفی در این باره توضیح داده:
استفاده از فعل مجهول چند علت دارد، که مهمترین آنها عط توجه بیشر به یکی از اجزا عبارت نسبت به دیگر اجزا آن است. کلمهای که در آغاز عبارت میآید البته بیشتر از کلمههای دیگر جلب توجه میکند. این عمل را میتوان «برجستهسازی» نامید. در زبانهای فرنگی (در اینجا مراد بیشتر فرانسه و انگلیسی ست) اگر ناشر را در آغاز جمله بیاورند فعل معلوم به کار میبرند و میگویند: «نشر ب کتاب ِ الف را منتشر کرد». در فارسی نیز همین شیوه معمول است. اما در زبانهای فرنگی اگر «ناشر» را در آغاز عبارت ذکر کنند، فعل جمله را به صیغهی مجهول میآورند. اینجا میان فارسی و زبانهای فرهنگی اختلاف مهمی هست، بدین معنی که در فارسی، فعل مجهول را فقط وقتی به کار میبرندد که عامل ناشناخته باشد یا نخواهند شناخته شود و در این صورت میگویند: «کتاب ِ الف منتشر شد» ولی هرگاه بخواهند عامل را نام ببرند نمیگویند: «کتاب الف توسط نشر ب منتشر شد» بلکه در این مورد نیز همچنان فعل معلوم به کار میبرند اما با استفاده از ادات ِ دستوری ِ «را» (که در زبانهای فرنگی معادل ندارد)، مفعول را قبل از فاعل میآورند و میگویند: «کتاب الف را نشر ب منتشر کرد» بدین ترتیب برجستهسازی به نحو احسن انجام شده زیرا کلمهي «کتاب» در آغاز عبارت آمده و توجه شنونده به آن جلب شده است. در زبانهای فرنگی چون معادل «را» وجود ندارد، طبعاً از این شیوه نمیتوانند استفاده کنند و ناچار فعل مجهول به کار میبرند. بنابراین در ترجمهی جملههایی که دارای فعل مجهول است، شرط امانت این نیست که در فارسی نیز فعل مجهول به کار رود، بلکه در اغلب موارد میتوان آن ها را با استفاده از کلمهی «را» ترجمه کرد.
اما در این مورد، برخی روزنامهنگارانِ ما تخیل خود را به کار انداختهاند و چون از جایی شنیدهاند که «توسط» غلط است، به جای آن از کلمههایی مثل «از سوی»، «از طرف»، «به وسیلهی» و... استفاده میکنند. و جالب توجه اینکه معتقدند با تبدیل کردن «توسط» به «از سوی» جمله درست شده است. این عده به همراه بعضی از سرهنویسان تصور کردهاند با جایگزینی کلمهی فارسی «از سوی»، تصنع و ابهامی را که در این جملهبندیها هست میتوانند برطرف کنند. مثالی که در همین کتاب غلط ننویسیم آمده، این نظریه را نیز رد میکند:
در جملهای مانند «شهر از سوی دشمن آتش زده شد» تصنع باقیست و ابهام شدیدتر شده است زیرا معلوم نیست که آیا دشمن به دست خود شهر را آتش زده است یا آتشسوزی نخست از سمت دشمن آغاز شده و سپس به سمت شهر پیش رفته است. علاج کار در تغییر واژهها نیست، بلکه در تغییر ساخت جمله است و کوشش ما نخست باید مصروف این شود که جملهبندی فارسی باشد، نه واژههای آن. از این گذشته، عبارتی چون: «نمایندهی ایران از سوی معاون وزارت امور خارجه تا فرودگاه بدرقه شد» واقعاً زشت و ناهنجار است. آیا سادهتر این نیست که پیروی کورکورانه از ساخت عبارت فرنگی را کنار بگذاریم و به طور ساده و طبیعی بگوییم: «نمایندهی ایران را معاون وزارت امور خارجه تا فرودگاه بدرقه کرد»؟
فکر میکنم اگر هر یک از ما که دستی در نوشتن داریم، کمی و فقط کمی به این قوانین سادهی درستنویسی دقت کنیم، بتوانیم جلوی رسمی شدن استفاده از واژگان غلط را بگیریم، هرچند با مسری بودن این ویروس، بعید میدانم دست ِ کم همکاران مطبوعاتیام حوصلهاش را داشته باشند. دارند؟




نظرها
متن مفيدي بود ..درود.
فرزانه | November 25, 2008 2:05 AM
به نظر میاد یکشنبه عصرها همکلاسی هستیم (:
:: مریم: فکر کنم اشتباه گرفتیدها! کجا؟!! من که یکشنبه عصرها کلاسی ندارم جایی!
نادر خرمی راد | November 25, 2008 9:37 PM
درود
دست کم امروز چیزکی یاد گرفتیم...ممنون. بیشتر بنویسید.
شاد باشی
مجتبا | November 25, 2008 11:10 PM
كاش همه ما چنین مطالب ارزشمندی را می خواندیم تا بتوانیم فارسی را صحیح بنویسیم. متاسفانه امروز در مطبوعات نکات بدیهی دستور زبان رعایت نمی شود و حتا دوستانی مثل من هم که چندان گرامری و محافظه کار نیستند برای این گونه کاربردهای غلط، توجیه های غیر منطقی دارند.
از این نظر اوضاع در رادیو و تلویزیون اسف بار است!
مسعوى سالاري | November 26, 2008 8:48 AM
با ذکر مثالی ، می توانم نظرم را بیان کنم.
* * *
آیا فردی که آلمانی زبان نیست، می تواند راجع به کاربرد یک لغت آلمانی خاص، در جمله ای خاص قضاوت کند؟...نه!... اول باید آلمانی یاد بگیرد . چگونه؟. با کاربرد آن در متن های مختلف، با کاربرد آن لغت خاص آلمانی در همه متن های آلمانی، می تواند معنایی را برای خودش در نظر بگیرد. اما حتی اگر فرض کنیم که همه متن های دیگری که به زبان آلمانی نوشته شده و شامل آن لغت مورد نظر است، خوانده باشد، آیا می تواند بگوید که در این متن، این لغت "نباید" اینگونه به کار رود؟ یا این لغت "باید" اینگونه به کار رود ؟
آیا دلیلی وجود دارد که این لغت، "باید"، به گونه ای معین در این متن، ظاهر شود، چون در متن های دیگر به گونه ای معین ظاهر شده است؟
دانش آموز | November 28, 2008 12:23 AM
منظورم کلاس دکتر نجفی بود. فکر میکردم الان دارین کلاسش رو میرین.
نادر خرمی راد | November 28, 2008 9:04 AM
درود!
گمان کرده بودم اینجا هم به سرنوشت «شهروند امروز» و «ارژنگ» دچار شده است!
باعث خوشحالی است که بازگشتید و زکات علمتان را دادید! D:
سپاس که من هم مثل دوستم «مجتبا» چیزکی آموختم.
شاد زی
محمود | November 28, 2008 2:48 PM
سلام
من ترجیح میدهم جمله را اینجوری بنویسم: معاون وزارت امور خارجه، نمایندهی ایران را تا فرودگاه بدرقه کرد! اینجوری فعلش اکشن میشود!
ابن محمود | December 2, 2008 9:33 PM
لطفا اين آقاي نجفي بگويد كه "فيلم برداري توسط بانو" را چطور بايد نوشت كه غلط نباشد!
:: مریم: اتفاقاً توی کارگاه ویرایش شهر کتاب، دقیقاً همین نکته را به عنوان جملات استثنا مطرح کردند.
مهدي | December 5, 2008 12:20 AM
سلام.
خیلی مفید بود.
متشکرم.
افشین | December 5, 2008 1:43 PM
خیلی مفید بود. ممنون از وقتی که برای نوشتن اینطور نوشته ها میگذارید.
امیر ملوکپور | January 7, 2009 10:27 AM
شايد منظورم راتمام و كمال منتقل نكنمۀ
1-اگر زبان نتواند از عهده ي انتقال زبان بر بيايد پس ژه دردي را از زندكي من و شما دوا مي كند؟يعني اگر وظيفه اش اين نيست پس چيست؟
2-اگر كسي بخواهد فكرش را بر قلم بياردو اين فكر را درگير قوائد خود ساخته ي زبان كند ،ديگر اين پيام تمام و كمال داراي محتواي آن فكر نيست حتي اگر ظاهري زيباتر پيدا كند
عليرضا مقدم | March 24, 2009 8:13 PM
سلام.
به این مطلب در:
http://falatooni.blogspot.com/2008/12/blog-post_17.html
پیوند داده شد.
متشکرم.
افشین | April 5, 2009 5:11 PM
مطلب شما در سایت پارسینه منتشر شد
parsine | November 27, 2009 10:41 PM
درد سر اینه که اکثر روزنامه نگارها خیلی سخت عادت های زبانی شونو می تونن کنار بذارن. کم دیدم روزنامه نگار بعد از ویرایش مطلبش ببینه چه اتفاقی افتاده. در نتیجه، اشتباهاش مدام تکرار می شه.
درخت ابدی | December 18, 2009 5:57 PM