
یک ستون کتاب؛ شمارهی سوم
پیشنهاد چهار کتاب
زندگی به روایت شیرین کریمی
نخستین داستان شیرین را در «عروسک سخنگو» بخوانید.
همایون شجریان
به به... چه عکسهایی!
خدای نکرده ادبیات میخوانید؟
نمیدانستم ادبیات خواندن در دانشگاه همچین عواقبی را به دنبال دارد!
«مرگ بازی» منتشر میشود
مبارک باشه آقای ناتور
یک ستون کتاب؛شمارهی دو
شمارهی دوم ستون ِ مردنی ِ من!
جهان در تسخیر «برند»هاست
یادداشت خوبی از حمیدرضا ابک

[قصههای عامهپسند]
[سوشیانت هزارم]
[دوماهنامهی حدیثزندگی]
[شیرین کریمی]
[مصطفی قوانلوقاجار]
[ناتور]
[صفحهی سیزده]
[جلال سمیعی]
[زیتون]
[بلوط]
[سرزمین رویایی]
[علی مصلح]
[شیما زارعی]
[تجربههای آزاد]
[حامد حبیبی]
[سیدرضا شکراللهی]
[محمد آقازاده]
[میترا خلعتبری]
آونگ خاطرههای ما
رضا ساکی
علی خردپیر
ليلي نيكونظر
سحر طلوعي
علیرضا شیرازی
الهام طهماسبی
حمیدرضا علاقهبند
زننوشت
علی مهتدی
آرش عاشورینیا
حمیدرضا نصیری
میلاد اکبرنژاد
سعید کمالیدهقان
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
رضا ولیزاده
عباس حبیبی
كافه تيتر
عباس معروفی
سینا سعیدی
علی زادمهر

« افتتاحیه | صفحهی اصلی | ارزان روزنامهنگار میشویم! »
آداب درستنویسی ـ نگارشی (۱)
قانون یکم: این نوشتهها در درجهی اول برای کسانیست که برای نوشتن در فضای مجازی، نیمفاصله را رعایت میکنند ولاغیر!
نکتهی ضروری: ترتیب نوشتن یادداشتهای این بخش (آدابِ نوشتن) بر اساس اشتباهاتی است که خودم در نوشتن مرتکب میشدم و بعد آنهایی که هنگام خواندن وبلاگ یا یادداشتهای چاپی دوستان میدیدم. اشتباهاتی که شاید در نگاه اول چندان به چشم نیاید و مهم هم نباشد، اما...
رسانههای جمعی، کاغذی یا صوتیـتصویری، نقش مهمی در فرهنگسازی دارند. اگر راه و رسم حرف زدن و درست نوشتن را هم جزئی از فرهنگ به حساب بیاوریم، هر اشتباهِ اصحاب این رسانهها، در صورت تکرار ممکن است چنان در جان و زبانِ مخاطبان رسوخ کند که تصحیح آن هزینهي زیادی بطلبد.
به عنوان مثال، یکی از نمونههای تاثیر رسانهها بر زبان که تازگی به چشمم خورد (بدون قضاوت در مورد خوب یا بد بودن این موردِ خاص)، کلمهی «پاچهخواری» در ترجمهی رمان بادبادکباز نوشتهی خالد حسینیست(۱). کاری ندارم که این کلمه درواقع جایگزین چه واژهای شد و چطور با ورودش به زبان ما، واژهی سابق (و حتا قبیح) قبلی را کنار زد. اما همین نمونهی کوچک تاکیدیست بر تاثیرگذاری رسانههای جمعی بر زبان و فرهنگ ما.
در این یادداشتها، با استفاده از منابعِ در دسترس، سعی دارم نکاتی را گوشزد کنم که معمولاً رعایت نمیشوند یا آنقدر ریز هستند که رعایت کردنشان به نظر مهم نمیآید.
استفاده از «را» پس از فعل
با استناد به کتابهای مرجعِ درستنویسی، استفاده از «را» پس از فعل غلط است، اما این اشتباه بدون اینکه به چشم بیاید، زیاد تکرار میشود. و جالب آنکه در وبلاگ کسانی هم دیده میشود که جزو همان اصحاب رسانهای هستند که بالاتر، از تاثیرگذاریشان گفتم.
چندی پیش به دنبال اطلاعاتی دربارهی باب مارلی میگشتم که در وبلاگِ نسبتاً معروفی، به این جمله رسیدم:
حتماً نام باب مارلي خواننده سياهپوست ضد جنگ و صلحطلبي كه چندين سال پيش در جامائيكا كشته شد را شنيدهايد؟
بد نیست برای توضیح دربارهی این نکته، چند جملهای از کتاب «غلط ننویسیم»، نوشتهی ابوالحسن نجفی را عیناً نقل کنم:
در عبارت پارسایی را دیدم که زخم پلنگ داشت هرگاه فعل «دیدم» را به پایان عبارت منتقل کنیم، بدین صورت:
پارسایی را که زخم پلنگ داشت دیدم
در روابط میان دو جملهی پایه و پیرو و در روابط اجزای هریک از آن دو تغییری رخ نمیدهد. بیان این نکات بدیهی برای رفع اشتباهاتی است که در سالهای اخیر، خاصه در رادیو و تلویزیون فراوان مرتکب میشوند و فیالمثل همین جمله را به خیال خود «اصلاح» میکنند و به این صورت در میآورند:
پارسایی که زخم پلنگ داشت را دیدم. و اگر از آنها پرسیده شود که چرا جای «را» را تغییر داده و به بعد از فعل بردهاند جواب میدهند که پارسایی فاعلِ فعل «داشت» است و بنابراین صحیح نیست که پس از فاعل «را»ی مفعولی بیاید و اشتباه دقیقاً همینجاست:
پارسایی فقط و فقط مفعولِ فعل «دیدم» است و اگر هم از لحاظ معنایی، فاعل (یا به بیان دقیقتر: عاملِ) فعلِ داشت باشد، از لحاظ صوری و دستوری هیچ ربطی به فعل «داشت» ندارد.
به طور کلی باید سعی کرد که «را» به مفعول صریح هرچه نزدیکتر باشد. حتا باید احتراز کرد از اینکه متممهای دیگری میان «را» و مفعول صریح واقع شود. مثلاً جملهی زیر که در آن «را» پس از مفعول غیر صریح آمده غلط است: «سودان استرداد نمیری از مصر را تقاضا میکند» (روزنامهي اطلاعات، شمارهی ۱۶ تیر ۱۳۶۴، ص ۱۶)، و به جای آن باید گفت: «سودان استرداد نمیری را از مصر تقاضا میکند».
استعمال «را» پس از فعل، نه در متون قدیم و متاخر ادبیات فارسی سابقه دارد و نه مربوط به گفتار روزمرهي مردم است. این بدعت غلط کار عدهای از باسوادان کممایه در رادیو و تلویزیون و مطبوعات است که به گمان باطلِ خود میخواهند زبان فارسی را «ویرایش» کنند و آن وقت نه تنها در انشای خود بلکه در متن سخنرانیها و نوشتههای دیگران نیز دست میبرند و جای «را» را تعییر میدهند..
استعمال «را» پس از فعل بر خلاف سنت هزار و دویستسالهي زبان فارسی است و در همه حال باید از آن پرهیز کرد.(۲)
حال با خواندن این توضیحات، تصحیح جملهای که دربارهی باب مارلی نقل کردم، کار سادهای میشود.
اگر از افرادی هستید که این اشتباه را در نوشتن مرتکب میشود، از این پس سعی کنید با دقت بیشتری بنویسید. با تجربهی شخصی میتوانم پیشبینی کنم که در ابتدا، وسواس درستنویسی چنان گریبانتان را میگیرد که ممکن است اصل مطلبی که میخواهید بنویسید، یادتان برود، اما در نهایت بعد از تمرین و دقت، مطمئن باشید که آمار اشتباههایتان به تدریج پایین میآید و بعد از آن اگر یک زباندان یا یک ویراستارِ حرفهای مطلبتان را بخواند، جور دیگری دربارهتان فکر میکند. یادتان نرود که ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است.
پینوشت:
۱) بابا هم چشمکی زد. " میبینم که پدرت پاچهخواری عالمگیرش را به تو هم یاد داده". و با آرنج زد به پدر آصف...
بادبادکباز، صفحهی ۱۱۱، نوشتهی خالد حسینی، ترجمهی زیبا گنجی-پریسا سلیمانزاده
۲) غلط ننویسیم، نوشتهی ابوالحسن نجفی، صفحات ۲۰۴، ۲۰۵، ۲۰۶.۲




نظرها
من از كجا بايد بدونم "ولاغير"رو بايد سرهم بنويسم يا جدا؟ "ديدوبازديد" درسته يا "ديد و بازديد"؟ "گريبانتان" يا "گريبانتان"؟ واقعاً شما كه صحبت از فاصله و نيمفاصله و سرهمنويسى و جدانويسى مىكنيد به اين مشكلات برنمىخوريد؟ در مورد نشانهگذارى هم همينطور. در ضمن تا شكراللهى عصبانى نشده "ي"هات رو درست كن! :دى
مهدى | July 3, 2007 10:34 PM
البته پاچهخاری بود.
سامان | July 3, 2007 11:44 PM
ببخشید، من فکر میکنم بهتر بود به جای «سعی دارم» مینوشتید «سعی میکنم». به این دلیل ساده که ما فعلِ مرکبِ «سعی کردن» داریم و نه «سعی داشتن». این نکته را فقط به این خاطر یادآوری کردم که این مطلب دربارهی درستنویسی و آداب آن است.
---
مریم: در موردش فکر و تحقیق می کنم. مرسی
ب. بحرانی | July 4, 2007 1:20 AM
اینقدر وسواس برای چی؟ حالا یک "را" اینور و اونور بشه چی میشه مگه؟ البته به قشنگی جمله تا حدی کمک میکنه ولی باید توجه داشته باشید که آثار بهترین نویسندگان هم از زیر دست ویراستار رد میشه! حالا از من وبلاگ نویس چه انتظاری میره؟!!
محمد | July 22, 2007 8:18 PM
درود . حرکت زیبایی را آغاز کرده اید . من هم با شما در مورد اهمیت زبان نوشتاری و رعایت دستور در نثر ، موافقم . یک نکته هم البته به نظرم آمد و آن حساسیت در به کار گیری واژه هاست : چه بهتر بود آقای ابوالحسن نجفی به جای استفاده از " فی المثل " می نوشتند : " برای نمونه " ... شادکام باشید .
علی - خ | July 26, 2007 10:02 PM
http://www.parsfootball.com/index.php?news=8389&vote=5&aid=8389&Vote=%D8%B1%D8%A7%DB%8C
هادی | August 15, 2007 1:36 AM
اینو براتون فرستادم که سیاسی _اجتماعی نویس ها، کمی هم از ورزشی نویس ها یاد بگیرند!
هادی | August 15, 2007 1:40 AM
راستش من آداب نگارشو بلد نسيتم يعني براي ياد گرفتنش تمرين نمي كنم به نظرم اون نگارشي صحيحه كه ناخوداگاه در زبان مردم شكل بگيره! راستش درست نيست كه مطلبو نخونده نظر بدم ! همين قدر كه جسارت كردم منو ببخش! شاد باشي
اوهام | August 15, 2007 11:09 PM
این یادداشت رو خیلی وقت پیش دیده بودم اما به ذهنم اومد حالا که شما اینو نوشتین باید راه حل درست کردن نیم فاصله در ویندوز رو هم می گفتین. الان در همین صفحه کامنت شما نمیشه نیم فاصله رو رعایت کرد! shift+spac در ویندوز کار نمی کنه مگر اینکه یه برنامه کوچولو روش نصب بشه. فکر کنم این یه مورد رو فراموش کردین!
جلال افشار | August 24, 2007 12:23 PM
سلام،
اون حرفی رو که زدم، شوخی بود. ببخش منو مریم خانوم. لینک رو براتون فرستادم تا شما هم ببینید. همین! سپاس
هادی | August 25, 2007 2:01 PM
كار جالبي انجام داده ايد. سرعت وبلاگ نويسي باعث شده هر غلطي به آن راه پيدا كند.
بلكم | September 27, 2007 4:52 AM
جمله «ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است» دو غلط دراد:
۱. ویرگول که شما گذاشته اید جایش در اینجا نیست
۲. را در این جمله زائد است. اصل جمله چنین است:
«ماهی هروقت از آب بگیرید تازه است»
توضیح شما درباره «را» بعد از فعل توضیح غلطی است زیرا توضیحات شما درباره را بعد از فعل نیست بلکه در باره قرار گرفتن را بعد از جملۀ فعلیه است نه بعد از فعل
را باید در همین جایی قرار داشته باشد که شما نمی پسندید. نظر شما در یان باره غلط است ولی شما ینطور عادت کرده اید و فکر میکنید که درست است
بیشتر در متون کهن فارسی مطالعه کنید
:: شما کمی آپدیت تر با مسائل برخورد کنید لطفاً. فکر نمیکنم انسان عاقل از کتابهای کهن، آداب نگارش در قرن بیست و یکم را یاد بگیرد. هرچند که بهتر است با دقت بیشتری متن را بخوانید تا متوجه شوید که را چرا نباید بعد از فعل بیاید.
حسین | December 11, 2007 9:19 AM
سلام دوست گرامي سايت زيباي داريد خوشحالم ميكنيد سري هم به كلبه درويش من بزنيد دوستار شما سهيل نو
علي صادقي | سهيل نو | January 9, 2008 11:03 AM