دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم...

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
شما اسماش را بگذارید «روز خبرنگار»!
خندهدار و مسخره نیست، که دو سال پیش هم اوضاع روزنامهنگاری/خبرنگاری این مملکت آنقدر اسفناک بود که در روز دولتی ِ خبرنگارش نوشتم: «کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟» و حالا دو سال گذشته اوضاع از آن هم بدتر شده؟ خندهدار و مسخره نیست که همینطوری هفته به هفته خبر مهاجرت و...+ ادامه
شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
نمایشگاه ِ «صبر و استقامت»
یک/ توی نمایشگاه کتاب، رسماً یک عده آدم «میلولند». راه رفتن نیست، گشت زدن نیست، لولیدن به معنای دقیق کلمه ست. به همین خاطر آدمیزادی که نشسته یک گوشه تمام مدت، نفس کم میآورد. این همه اکسیژن که جمعیت میدهد توی ریه، و این همه بازدم که هزار و یک...+ ادامه
یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸
محرمانه، برای آقای کرباسچی!
این روزهای نزدیک به انتخابات، روزهای سختی هستند. فشار کار از یک طرف و تلاش برای تغییر شرایط سخت این روزها از طرف دیگر توانی برای آدم نمیگذارد که با اعصاب آرام شبهایش را به صبح برساند. چهار سال سخت به ما گذشته و این روزها پای صحبت هر نویسندهای...+ ادامه
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
خبرنویسی نوین به روایت «فارس»
ما «نمیدانم نسلچندمی»های روزنامهنگاری، وقتی میخواستیم وارد فضای پرتنش کار خبری بشویم، یاد گرفتیم که برای نوشتن یک خبر باید سه منبع موثق داشته باشیم. بعد یاد گرفتیم که سه منبع پیشکشمان، دستکم یک منبع موثق برای خبرمان باید داشته باشیم تا بشود اسم چهار خطی را که مینویسیم خبر...+ ادامه
سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۷
ماجرای تمام ناشدنی ِ زبان سرخ و سر سبز
در تمام این ده سالی که نود از تلویزیون پخش میشود، جسارت، شهامت و هوشمندی عادل فردوسیپور را ستودهام. در کشوری که بسیاری از افراد بلهقربانگو و متملق بار آمدهاند، عادل فردوسیپور با صداقت و رکگوییاش نمونه و استثناست. سادهانگاری بود اگر فکر میکردیم جسارت فردوسیپور در نقد فوتبال و...+ ادامه
پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۷
دو روایت معتبر در باب مبارزه با خرافات!
روایت نخست؛ شهرک غرب، بلوار خوردین، سر ایرانزمینتعداد زیادی از اهالی شهرک غرب (و شاید هم حومه) شام غریبان در زمین خالی بلوار خوردین، بین ایرانزمین و بلوار دریا جمع میشوند. تا قبل از امسال، حداقل در چهارسال اخیر، گروهی جنوبی در این زمین خالی مراسم عزاداری بسیار زیبایی برپا...+ ادامه
چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷
برای هجوم بیامان درد
نمیفهمم چه فرقی بین یک باکس کوچک در روزنامهی کارگزاران و یک خبر ویژه در روزنامهی کیهان وجود دارد، وقتی در متن هر دو، بخشی از بیانیهی مزخرف دفتر تحکیم وحدت چاپ میشود. آنکه بیانیه را محکوم میکند و آنکه بیانیه را بیتفسیر و قضاوت چاپ میکند، هردو محل انتشار...+ ادامه
سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷
چه خبرتان است؟
خیلی دلم میخواهد یکروز بروم تحریریهی آن روزنامهی معلومالحال، و بدون هیچ دیالوگی، فقط تک تک چهرهها را نگاه کنم؛ با دقت.خیلی دلم میخواهد تکتکشان را ببینم، در چشمهایشان خیره بشوم، ببینم دقیقاً چه چیزی از اسلام و مسلمانی میدانند.خیلی دلم میخواهد بروم پیششان و فقط نگاهشان بکنم و شاید...+ ادامه
پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷
کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟
حقالتحریرهایی که هیچوقت پرداخت نمیشوند، اسمهایی که جا میمانند، روزنامههایی که توقیف میشوند، خبرگزاریهایی که منحل میشوند، نشریاتی که صفحهبندی میشوند اما هیچوقت چاپ نمیشوند، انجمنی که منحل میشود، کارتهایی که اعتبار ندارند، کارتهایی که صادر نمیشوند، زندانهایی که پر میشوند، باتومهایی که فرود میآیند، توهینها، تحقیرها، بیمهای که وجود...+ ادامه
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷
هفده به علاوهی یک ِ تیرماه
امروز هفده به علاوهی یک تیر است و هیچ اتفاق تاریخی در این روز نیافتاده جز اینکه یک سری از دوستان در این روز به دنیا آمدهاند که تولدشان مبارک و یکسری از دشمنان هم در این روز مرده شدهاند که خدا رحمتشان کند!...+ ادامه
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷
تندیس به خانه میآوریم!
دیروز ساعت هشت و نیم شب یکی از دوستان خوبم زنگ زد و گفت چرا خانه هستی و نرفتی تالار ابن خلدون دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران؟! روحم از ماجرا خبر نداشت و بعد از کمی پرس و جو فشار آوردن به حافظه فهمیدم که جشنوارهی علمی دانشجویی وبلاگنویسی اندیشه...+ ادامه
جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
حضور جنجالي خاتمي در نمايشگاه كتاب
سهشنبه ظهر بود. خبر درگوشی رسید که خاتمی میخواهد فردا بعدازظهر به نمایشگاه کتاب برود. همان روزی که صبحاش رئیس جمهور فعلی به نمایشگاه رفته بود. خبر اختصاصی را کار کردیم. چهارشنبه هم با هماهنگی ِ نازنین قرار شد برویم همراه خاتمی در نمایشگاه و یک گفتوگوی اختصاصی هم بگیریم....+ ادامه
پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۶
حال همهی ما خوب است...
ساعت ۱۰:۲۵ دقیقهی صبح پنجشنبه ۴ بهمن است. مسافر ما از بیروت باید طبق برنامه ساعت ۲ بامداد به خانه میرسید. اما هنوز هیچ خبری از رسیدناش نیست. دو هفتهی پیش که میرفت؛ برف نشسته بود و پرواز به بیروت به جای ساعت ۵ بعدازظهر، ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه پریده بود....+ ادامه
یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶
سرانجام ِ شهلا؛ چوبهی دار
کارت قرمز یکی از بهترین مستندهایی است که تا به حال دیدهام، از این جهت که این فیلم به تعداد زیادی از سئوالهایم دربارهی پروندهی شهلا جاهد و قتل لاله سحرخیزان پاسخ داد.بعد از دیدن فیلم و شوکی که در پایان آن به من وارد شده بود، با مهناز افضلی...+ ادامه
چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۶
فوبیایی به اسم ناظم مدرسه
بچههای هر نسلی، در زمان نوجوانیشان مصیبتهایی کشیدهاند که اثر آنها شاید تا آخر عمر با آنها بماند. مدتهاست که به مشکلاتی که در نوجوانی داشتم فکر میکنم. به این فکر میکنم که رفتارهای غلط مسئولان مدرسه چقدر در روحیهی الانم تاثیر گذاشته است. اینکه الان از خیلی چیزها هنوز...+ ادامه
سه شنبه ۴ دی ۱۳۸۶
خودزنی دستِ جمعی ِ ما دههی شصتیها
از روزی که خوابگرد چند خط دربارهی دهه شصتیها نوشت، تا به حال فقط فکر کردم و واکنشها را خواندم. با تعداد زیادی از دوستان دههی پنجاهیام هم صحبت کردم. امروز اما با دیدن بعضی واکنشها تصمیم گرفتم برای خودمان، نه حتا دهه پنجاهیها چند خطی بنویسم تا شاید دستمان...+ ادامه
یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶
شما در مقابل دوربین مخفی نیستید!
صفحهی حوادث روزنامهی ایران: فرماندهی انتظامی تهران بزرگ از حضور پلیس زن در پیستهای اسکی خبر داد و گفت: در طرح زمستانی، ماموران پلیس زن و مرد با حضور در مناطق مختلف بهخصوص پیستهای اسکی با موارد بد پوششی برخورد کرده و اجازه ورود آنها به این اماکن را...+ ادامه
سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۶
مچگیری در ساعت ۲۱ یا زندهباد شرافت!
براي کساني که اخبار ساعت بيست و يکِ امشب را از شبکهي يک نديدند، و جنگولکبازیهای کامران نجفزاده را نوآوریهای او میدانند که بیشتر مناسب مستندسازیهای سفارشی است تا بخشهای خبری تلویزیون، اتفاق جالبي را تعريف میکنم. چندي پيش، بخش فارسي راديو بيبيسي، گزارشي را به قلم «محمد قوام» در...+ ادامه
پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۶
F.Y.I و یک درخواست
روزهای بلند تابستان، برای من که تازه وقتی خورشید غروب میکند، فعالیتام شروع میشود، یعنی کابوسِ مداوم. همیشه در تابستان فعالیتم کمتر میشود و بههمریختگیام بیشتر. نه گرمایش را دوست دارم، نه بلندی روزهایش را که انگار خورشید لعنتی با سماجت آنقدر در آسمان میماند و به من دهنکجی میکند...+ ادامه
پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶
خفقان ِ هفده میلیونی
دچار پارادوکس عجیبی شدهام. تقریباً دو روز است که افسرده و غمگین دارم به موضوعی فکر میکنم که شاید در نگاه اول، چندان مهم نباشد، اما اگر شما هم دو روز از ظهر تا شب دنبال یک مانتوی ناقابل در خیابانهای داغ تهران بگردید و به نتیجه هم نرسید، به...+ ادامه
شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۶
کافهتیتر، برای همیشه پلمپ شد
از اساماسهایی که صبحها، ناگهانی برایم میآیند متنفرم. همانها که همیشه بدون اینکه انتظارشان را داشته باشی میآیند و قبل از اینکه بازشان بکنی، میدانی که قرار نیست خبر خوبی برایت داشته باشند. یکی از همانها، بالاخره امروز خبر پلمپ شدن کافهتیتر را داد. از همان چند وقت پیش که...+ ادامه
سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶
مزهی تلخ ِ زن بودن
پلیس مثل همیشه سر چهارراه ایستاده. موتور سوار هم مثل همیشه چراغ قرمز را رد میکند. پلیس مثل همیشه هیچ نمیگوید. چند بار این صحنه را در خیابانها دیدهاید؟ پلیس امروز چهارراه فخررازی و انقلاب، مثل همیشه بود. موتور سوار هم همینطور. من اما نه! موتور سوار ِ چراغقرمز ردکرده...+ ادامه




