
برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


ERROR: Blogroll is currently inaccessible
« آخ جون نوروز تو راهه! | صفحهی اصلی | «مرگ» کنجکاوتر از ما بود »
مصائب یار مهربان
مصائب یار مهربان
:: هفتهنامهی مثلث، پیششمارهی دوم، ۳ مرداد ۱۳۸۸
دولت محمود احمدینژاد، بعد از تمام آنچه در دو ماه اخیر و بعد از انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری اتفاق افتاده، و بعد از بحثهای بسیاری که عملکرد دولت در حوزههای گوناگون برانگیخته است، آنقدر مسائل مختلف برای توجه و بررسی در پیش رو دارد که مروری بر کارنامهی آن در دورهی پیشین چندان ضروری به نظر نرسد. اما در عرصهی ادبیات و کتاب، کارنامهی دولت نهم آنقدر با اما و اگر همراه بود که احمدینژاد در مناظرهاش با میرحسین موسوی برای نخستینبار به کاستی و کمکاری در این حوزه اذعان کرد و عملکرد وزیر خود و نیز ادارهی کتاب وزارت ارشاد را تأیید نکرد. از این رو ست که مرور کارنامهی چهارسالهی دولت در این عرصه، برای درک درستِ شرایط پیش رو ضروری به نظر میرسد. کارنامهای که هماکنون هم مایهی بحث و جدل حتا در میان شمار زیادی از اصولگرایان است.
نمایشگاه کتاب و حواشی بیپایان چهارساله
شاید بتوان گفت نخستین گام دولت نهم در ایجاد تغییرات اساسی در حوزهی کتاب از جابهجایی مکان دائمی نمایشگاه کتاب به مصلای تهران شروع شد. این جابهجایی در همان روزها واکنش بسیاری از اهل ادبیات، ناشران و حتا مسئولان را برانگیخت. جابهجایی محل نمایشگاه کاری ضروری بود که در تقابل شهرداری تهران و دولت، نیمهی نخست آن یعنی تعطیلی محل قبلی درست انجام شد اما نیمه ی دوم آن با شتابزدگی به مصلای تهران کشیده شد و در همانجا ماند. این جابهجایی واکنش بسیاری از ناشران را در پی داشت. برخی ناشران در اعتراض به برگزاری نمایشگاه در مصلای تهران تهدید به تحریم نمایشگاه کردند و بسیاری از کارشناسان از ناامنی فضای مصلا برای برگزاری نمایشگاه کتاب سخن گفتند. با این اوصاف وزارت ارشاد بر درستی تصمیم خود پافشاری کرد و نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از سال ۸۶ در مصلا برپا شد. نمایشگاه کتاب در مصلا تا سال ۸۸، هر سال با حاشیههای بسیاری برپا شد. سال نخست، همان سالی که بسیاری از اهل ادبیات به امنیت محل برگزاری نماز برای برپایی نمایشگاه کتاب شک داشتند، بارش باران بهاری درست سه روز قبل از گشایش نمایشگاه باعث شد تا بخش زیادی از شبستان امام خمینی را آب فرا بگیرد و کتابهای برخی ناشران که مشغول آماده کردن غرفههایشان بودند، از بین برود. متراژ کم غرفهها نیز یکی دیگر از دلایل اعتراض ناشران بود. در سال نخست، مسئولان وزارت ارشاد امکانات بیشتر مصلا نسبت به محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی از جمله افزایش متراژ غرفهها را یکی از دلایل جابهجایی مطرح کردند و امسال، در پاسخ به اعتراض ناشران نسبت به متراژبندی سلیقهای، کمبود جا را بهانه کردند. هرچند که متراژبندی غرفهها امسال بر اساس قانونی تازه انجام شد. قانونی که در آن متراژ غرفهی ناشر به تعداد صفحات کتابهایی وابسته بود که انتشارات در طول سال منتشر کرده است. در راستای همین قانون بود که برخی نشرهای خصوصی مثل نشر نیلا که ناشر تخصصی نمایشنامه ست، مجبور شد از حضور در نمایشگاه بینالمللی کتاب انصراف بدهد. با این اوصاف محسن پرویز، رئیس نمایشگاه بینالمللی کتاب در سخنرانی خود در روز افتتاح نمایشگاه کتاب امسال، دربارهی فضای وسیع مصلای تهران گفت: چيزي كه نميبينم به آن اشاره شود بحث برگزاري سومين دوره نمايشگاه در مصلا بود. وقتي اولين دوره ميخواست در مصلا برگزار شود بحثهاي فراواني در مورد نكات فني و كارشناسي و امكان جابهجايي نمايشگاه مطرح بود. مشكلات فراواني كه محل قبلي نمايشگاه داشت باعث شده بود كه نظر كارشناسان به سمت جابهجايي محل آن جذب شود، اما به دليل مشكلات كسي مسئوليت جابهجايي آن را نميپذيرفت كه به حمدالله نمايشگاه بيستم در مصلا برگزار شد و ما بعد از آن به نتايج مطلوب رسيديم.
الان 125 هزار متر مربع فضاي نمايشگاهي در مصلا هست كه محل قبلي دو سوم اين فضا را داشت و برخي از فضاهايي كه امروز به ناشران تعلق مي گيرد دو برابر فضايي است كه قبلا به آنها ميداديم كه البته با پيشرفت مصلا اين فضاها افزايش هم مييابد." با این صحبتها، این سوال پیش میاید که اگر فضای مصلا برای برگزاری نمایشگاه بزرگتر از محل دائمی نمایشگاهها بوده، چرا در سه دورهی اخیر ناشران بسیاری به کمبود جا اعتراض میکنند و چرا مسئولان برگزاری نمایشگاه با وجود فضای وسیع، مکان بیشتری را در اختیار ناشران نمیگذارند؟ ناشرانی که پیش از برگزاری نمایشگاه در مصلا، تا به حال از کمبود جا در مکان پیشین شکایت نکرده بودند!
ممیزی کتابهای داستانی
اغراق نیست اگر بگوییم ممیزی سلیقهای در حوزهی ادبیات داستانی، بزرگترین مشکل اهل ادبیات در دورهی چهارسالهی دولت نهم بود. تا قبل از آبانماه سال ۸۷، ریاست ادارهی کتاب وزارت ارشاد را مجید حمیدزاده به عهده داشت. در دورهی ریاست مجید حمیدزاده، برخی کارشناسان حوزهی کتاب، از ادارهی کتاب با عنوان «ادارهی نیمهتعطیل کتاب» یاد میکردند. دورهای که کتابها برای دریافت مجوز نشر ماههای طولانی معطل میمانند و گاه پیش آمد که کتابی پس از یکسال انتظار در صف دریافت مجوز، گم شد و ناشر یا حتا نویسنده پس از مدتها دوندگی و پرسوجو مجبور به ارسال نسخهای دیگر از کتاب شدند. ممیزی سلیقهای و کند بودن روند بررسی کتابها و اعطای مجوز دو سال کشمکش در وزارت ارشاد را در پی داشت تا این که سرانجام به استعفای مجید حمیدزاده از ریاست ادارهی کتاب منجر شد. پس از اینکه چهارماه از استعفای حمیدزاده گذشت، وزیر ارشاد در تاریخ ۶ آبان ۸۷ محمدعلی رمضانیفرانی را به عنوان جانشین حمیدزاده معرفی کرد. رمضانیفرانی از سال ۱۳۷۰عضو هيات علمی دانشگاه امام حسين و از سال ۱۳۷۱ عضو هيأت تحريريهی نشريهی تخصصی علوم انسانی دانشگاه امام حسين بود و سردبيری مجلهی «اميد انقلاب» نيروی مقاومت بسيج را از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ برعهده داشت و سابقهی فعالیت او در حوزهي کتاب به دبیری بخش علمی جایزهی کتاب سال برمیگشت. با روی کار آمدن محمدعلی رمضانیفرانی بسیاری از ناشران و نویسندگان و اهل ادبیات منتظر ایجاد تحولات اساسی در ادارهی کتاب بودند. تحولاتی که هیچ وقت آنطور که اهل ادبیات انتظار داشتند، ایجاد نشد. کند بودن روند صدور مجوز تغییری نکرد و بررسی کتابها به جایی رسید که برخی نویسندهها رسماً اعلام کردند که عطای انتشار کتاب را به لقای آن بخشیدهاند و حتا برخی ناشران بخش خصوصی از ادامهی فعالیت بازماندند. برخی کتابها بیشتر از یکسال در ادارهی کتاب میماندند و اینبار برخلاف دورههای دولتهای پیشین، هیچ فردی پاسخگوی سوالات یا مشکلات ناشران و نویسندگان در بررسی کتابها نبود. کتابها به ادارهی کتاب فرستاده میشدند و بعد از ماهها با اصلاحیههای فراوان بازگردانده میشدند و در مواقعی چند داستان از مجموعهداستانها حدف میشد و یا حتا یک کتاب به کل مجوز نمیگرفت. به گفتهی وزیر ارشاد مسئولان اداره ی کتاب که از کارمندان رسمی وزارت ارشاد هم نبودهاند، تا پاسی از شب مشغول کار بودهاند اما خروجی ادارهی کتاب چیزی نبود که اهل ادبیات انتظار داشتند. مشکل ممیزی اما به کندی روند صدور مجوز یا حذف چند داستان و چند صفحه از مجموعهداستانها و رمانها منتهی نشد. در سال آخر دولت نهم، لغو مجوز کتاب های داستانی که در دولتهای پیشین مجوز نشر گرفته بودند، به اوج خود رسید.
لغو مجوز کتابهای داستانی
لغو شدن مجوز کتابهای داستانی در چهار سال اخیر اتفاق تازهای نبود. هر چند ماه یکبار کتابی مجوزش لغو میشد و در برخی موارد ناشران برای پرهیز از ایجاد حساسیت خبر آنرا منتشر نمیکردند. اما در سال ۸۷ تعداد زیادی از رمانها و مجموعهداستانها لغو مجوز شدند؛ آثاری پرمخاطب که برخی از آنها جوایز معتبر ادبی را به دست آوردند که شاید بتوان استقبال وسیع از این آثار را یکی از دلایل ادارهی کتاب برای بررسی مجدد آنها دانست. از میان این کتابها میتوان به «سالمرگی» اصغر الهی، «عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک یا....» حسین مرتضائیان آبکنار و «خاطرهي دلبرکان غمگین من» گابریل گارسیا مارکز اشاره کرد که دو کتاب نخست جایزههای ادبی را نیز از آن خود کرده بودند. اما در سال جاری لغو شدن مجوز انتشار کتاب «نیمهی غایب» نوشتهی حسین سناپور حاشیههای زیادی داشت. این کتاب که نشر چشمه آنرا منتشر کرده، در دورهی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مجوز نشر گرفت و پس از آن تا سال ۸۸ پانزده بار تجدید چاپ شد. پیش از لغو مجوز نیمهی غایب، مسئولان ارشاد لزوم بررسی مجدد کتابهایی را که در دورهی اصلاحات مجوز نشر گرفته بودند، دلیل لغو مجوز آنها اعلام میکرد. به اعتقاد مسئولان برخی کتابهای مشکلدار در آن دوره مجوز گرفتهاند که در بررسی مجدد صلاحیت چاپ آنها رد شده، اما رمان نیمهی غایب، دو دورهی چهارسالهي دولت نهم نیز چهار بار مجوز تجدید چاپ گرفت و همین نکته شائبهی برخورد سلیقهای با نویسندهی کتاب را ایجاد کرد. حسین سناپور جزو معدود نویسندگان محبوب اهل ادبیات است که تا کنون آشکارا مواضع انتقادی خود در برابر سیاستهای فرهنگی دولت نهم را اعلام کرده است. برخی از اهل ادبیات لغو مجوز این کتاب پرمخاطب را وقتی در کنار لغو مجوز مجموعه مقالات سناپور دربارهی داستاننویسی (ده جستار داستاننویسی) گذاشتند به نتیجهای جز برخورد سلیقهای نرسیدند.
نیمهتعطیل شدن جوایز ادبی در سال ۸۷
در سه سال اول روی کار بودن دولت نهم، جوایز ادبی خصوصی در حد بضاعت خودشان و با مشکلاتی که همواره به خاطر «خصوصی» بودنشان روبرو بودهاند، برگزار شدند. یکی از بزرگترین مشکلات جوایز ادبی خصوصی پیدا کردن محلی برای برگزاری مراسم پایانیشان بود. مراسمی که گاه مجوز برپایی آن تنها چند روز قبل صادر میشد. با این حال جوایز ادبی تا سال ۸۷ با مشکلات خاص خودشان کنار میآمدند و کتابهایی را که جایی در جوایز دولتی نداشتند، به مخاطبان ادبیات پیشنهاد میکردند، اما در سال ۸۷ رکود نشر و شدت یافتن ممیزی اغلب جوایز خصوصی را معلق کرد.
در سال گذشته، سوای مشکلاتی که نهادهای خصوصی برای برگزاری جوایزشان داشتند موضعگیریهای غیرمنتظرهی مسئولان وزارت ارشاد نیز برگزار کنندگان جوایز را متعجب و ناامید کرد. محسن پرويز معاون فرهنگي وزارت ارشاد اين جوايز را به ارتباط با بيگانگان و تامين شدن هزينه ها از منابع نامعلوم متهم کرد و وزير ارشاد هم برگزارنشدن شان را طبيعي دانست. جایزهی روزی روزگاری در این سال به خاطر پایین بودن تعداد رمانهای منتشر شده، برگزیدهای در این بخش نداشت و تنها به انتخاب میان مجموعهداستانهای ایرانی و آثار داستانی خارجی بسنده کرد. جایزهی مهرگان ادب نیز در اعتراض به همین مشکل، برگزاری جایزه در سال ۸۷ را لغو کرد و دبیر آن اعلام کرد که به خاطر کیفیت و تعداد پایین آثار منتشر شده در سال ۸۶، ترجیح میدهد امسال جایزه را برگزار نکند. در مراسم پایانی جایزهی مهرگان در سال ۸۶ علی اشرف درویشیان سخنرانی انتقادآمیزی کرد که پس از آن نهادهای دولتی سختگیرانهتر با این جایزه برخورد کردند. دبیر این جایزه در بیانیهی خود اعلام کرد که به منظور رعايت حق نويسندگاني که آثار شايستهاي خلق کردند، جايزه مهرگان ادب در سال 88 مجموع کتاب هاي دو سال را بررسي و داوري خواهد کرد.
اما در ماههای پایانی سال ۸۷ جایزهی معتبر گلشیری در میان بهت مخاطباناش برای نخستینبار برگزار نشد. داوران جایزه گلشیری در بیانیهی هشتمین دورهشان گفتند: «آيا در وضعيت فعلي، ادامه روند گذشته و تکيه کردن بر اين ايده که جايزه هوشنگ گلشيري مي تواند حامي همين ادبيات موجود باشد، گزينه اي منطقي است يا حفظ ملاک ها و عدم عدول از آن ها؟ داوران هشتمين دوره جايزه به اتفاق بر تحقق گزينه دوم پاي فشردند و اين گزينه را به عنوان راهکار اين دوره جايزه هوشنگ گلشيري انتخاب کردند.» آن ها همچنین اعلام کردند: «بر اساس اين تفکر و با توجه به شرايط غريب توليد ادبيات داستاني در اين دوره زماني، هيات داوران هيچ يک از آثار معرفي شده در سه بخش «مجموعه داستان»، «مجموعه داستان اول» و «رمان اول» را حائز شرايط دريافت جايزه هوشنگ گلشيري ندانست.»
و به این ترتیب یکی دیگر از جوایز ادبی خصوصی نیز برگزار نشد. جایزههای خصوصی «واو» نیز که به کتابهای متفاوت سال تعلق میگیرد، مراسم پایانی خود را برگزار نکرد و تنها به اعلام برگزیدههای خود از طریق رسانهها اکتفا کرد.
در کنار نیمهتعطیل شدن جوایز ادبی خصوصی و موضعگیریهای تند مسئولان وزارت ارشاد، جوایز دولتی همچنان با بودجهای مخصوص به کار خود ادامه دادند. جایزهی کتاب سال مانند همیشه برگزار شد و در این میان در سال گذشته جایزهی جلال آل احمد پس از حاشیههای فراوانی که داشت بالاخره برپا شد. جایزهی ۱۱۰ سکهای جلال آل احمد که میخواست گرانترین جایزهی ادبی باشد، با تغییراتی در تعداد سکههای جایزه به فیروز زنوزی جلالی برای رمان «قاعدهی بازی» رسید و مجموعهداستان «اژدهاکشان» یوسف علیخانی هم برگزیدهی بخش مجموعهداستان شد. «قاعدهی بازی» زنوزی جلالی که خیلی از مخاطبان ادبیات نام آنرا برای اولین بار شنیدند، علاوه بر جایزهی جلال، جایزهی کتاب سال را هم بدست آورد. اتفاقی که هفتهی گذشته محمدعلی رمضانیفرانی آنرا به عنوان قاعدهای تازه برای جایزهی جلال و کتاب سال مطرح کرد. به گفتهی رمضانیفرانی اگر در جايزهي جلال در بخش داستان برگزيدهاي داشته باشيم، به اين دليل كه اين جايزه در سطح بالايي است، همان اثر به منزلهي برگزيدهي جايزهي كتاب سال نيز معرفي ميشود.
و چند حاشیهی دیگر
اتفاق عجیب دیگری نیز در دورهی چهارسالهي دولت نهم، اهل ادبیات را شگفتزده کرد. سال ۸۶ یعقوب یادعلی، نویسنده، به خاطر سطرهایی از رمان «آداب بیقراری» بازداشت و محاکمه شد. آن روزها اتهام نشر اکاذیب به یک نویسنده بیشتر به یک شوخی میمانست، اما تبعات این شوخی تلخ برای یادعلی بازداشت دوماهه و اخراج از شغل رسمیاش بود. آن زمان بزرگترین سوال این بود که مگر نویسندهای که داستاننویسیاش وامدار تخیل است، کاری به جز نشر اکاذیب میکند؟
مجوز نشر «آداب بیقراری» را وزارت ارشاد صادر کرده بود. رمانی که جایزهی بنیاد گلشیری را هم از آن خود کرد. اما در گیر و دار محاکمهی یعقوب یادعلی، وزارت ارشاد به عنوان نهاد حمایتی و نظارتی در این حوزه، نه تنها حمایتی از این نویسنده نکرد که هیچ مسئولیتی را هم بر عهده نگرفت.
در این چهارسال، بحث سرانهی مطالعه در ایران نیز همواره داغ بود. موضوعی که هیچگاه تحقیق آماری-علمی روی آن انجام نشد و هر چند ماه یکبار یکی از مسئولان وزارت ارشاد، آماری از سرانهی مطالعهی مردم میداد که چندی بعد مسئولی دیگر از وزارت ارشاد آنرا رد میکرد و آماری دیگر میداد. در این میان حتا آماری که صفارهرندی، وزیر ارشاد اعلام کرد باز هم برای بسیاری افراد باورپذیر نبود. وزیر ارشاد در تاریخ ۲۴ آبان ماه ۸۷ در دومين همايش تجليل از خادمان كتابخانههاي عمومي در مركز همايشهاي بينالمللي صدا و سيما بعد از جنجالهايي كه از اوايل سال گذشته بر سر سرانه مطالعه ايرانيها بين مسؤولان فرهنگي ايجاد شده بود خبر آغاز يك آمارگيري رسمي را اعلام كرد. اين آمارگيري را پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام داد و چندي پيش اعلام شد كه نتايج آن در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته است.
صفار هرندي با توجه به اين نظرسنجي اعلام كرد كه بخشي از مردم تهران كمتر از نيم ساعت در شبانه روز مطالعه ميكنند.
همچنين به گفته وي در مناطق ديگري از تهران ميزان مطالعه كمتر از ۱۵ دقيقه است و او متوسط سرانه مطالعه تهرانيها را در شبانه روز ۱۵ دقيقه و ميزان مطالعه در كشور را ۱۰ دقيقه فرض ميكند.
با مرور کارنامهی فرهنگی دولت نهم در حوزهی کتاب، و با اذعان محمود احمدینژاد نسبت به کاستیهای این دولت در حوزهی ادبیات و کتاب، باید دید آیا رئیس جمهور دولت نهم فرصت رسیدگی به این مشکلات را خواهد داشت؟ و تغییراتی که وعدهی آن را داده است، در کدام جهت انجام خواهد شد؟ رفع مشکلات قبلی یا...؟
:: پینوشت:
متن بالا با تعدیل در مثلث منتشر شد.



