
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد
بررسی مجموعهداستان «پرترهی مرد ناتمام»، امیرحسین یزدانبد
یکشنبه، ۱۶ اسفند، ساعت ۴، فرهنگسرای شفق
اعلام نامزدهای نهایی جایزه «مهرگان»، دورهی دهم
مجموعهداستانها و رمانهای ۸۶ و ۸۷
مروری بر «آفتابپرست نازنین» محمدرضا کاتب
نقد شاهرخ گیوا


ERROR: Blogroll is currently inaccessible
« فرهنگ و هنر مجازی در محاق | صفحهی اصلی | طنز و پیچیدگی در نوروز »
کتاب میخوانیم یا نمیخوانیم؟ مساله این است
کتاب میخوانیم یا نمیخوانیم؟ مساله این است
:: ماهنامهی نسیم، ویژهنامهی نوروز ۸۸
در سال ۸۷، سرانهی مطالعه در ایران یکی از موضوعات بحثبرانگیز بود. به نظر میرسد اختلاف بر سر آمار دقیق سرانهی مطالعه بین مسئولان بالا گرفته است. اختلافی که از اردیبهشت ماه شروع شد و تا آخرین ماه سال همچنان ادامه دارد. در این گزارش کوتاه از اخبار مربوط به سرانهی مطالعه، نمیتوان به تحلیل آماری پرداخت و آسیبشناسی کرد که چرا مسئولان ما در هر حوزهای اینقدر راحت میتوانند بدون زمینهی پژوهشی، آمار و ارقامی بدهند که با واقعیت همخوانی ندارد.
پنجم اردیبهشت ماه، خبرگزاری ایرنا به نقل از علی اکبر اشعری، رئیس سازمان کتابخانهی ملی اعلام کرد که سرانهی کتابخوانی در ایران دو دقیقه در شبانهروز است و هر شهروند ایرانی در شبانهروز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص میدهد در صورتی که آمارهای رسمی در ایران، از باسواد بودن بیش از ۸۵ درصد از جمعیت این کشور حکایت میکند.
یک ماه بعد، محسن پرویز، معاون وزیر ارشاد در مراسم گشایش نمایشگاه کتاب در استان خراسان، گفتههای علی اکبر اشعری را، آماری بدون پایه و اساس علمی دانست و گفت: ما آماري در مورد سرانه مطالعه كتاب و كتابخواني كه داراي پشتوانه پژوهشي واقعي باشد، نداريم و آمارهايي كه در مورد سرانه مطالعه در كشور ارايه ميشود از هيچ پايه و اساس علمي برخودار نيست. برخي با ارايه آمار و ارقام بيپايه و اساس و مقايسه وضعيت ما با ساير كشورها به دنبال تحقير مردم ما هستند. بعضاً تحقير ملت ما به صورت ناخواسته كه از پشتوانه علمي نيز برخوردار نيست در مقوله مطالعه و كتابخواني ارايه ميشود. (خبرگزاری فارس، هفتم خرداد ۸۷)
بحث بر سر کتابخوان بودن یا نبودن مردم ایران را علیاکبر اشعری، مشاور فرهنگی رئیس جمهور آغاز کرد که سرانهی مطالعهی جامعه را دو دقیقه در شبانهروز دانست. سپس وزیر ارشاد این آمار را کذب خواند و تبع آن معاون فرهنگیاش نیز هر آماری را نادرست دانست. پس از آن در روز ۱۹ خرداد ماه، سمیرا اصلانپور، یکی از مشاوران وزیر ارشاد صراحتاً اعلام کرد: در كشور ما مشكل فرهنگى وجود دارد. جامعه ما اصلا كتاب خوان نيست و مردم ما اشتياقى به كتاب خوانى نشان نمى دهند نه تنها كتاب خوانى حتى روزنامه هم نمى خوانند! (خبرگزاری مهر، ۱۹ خرداد ۸۷)
سوای اینکه چرا بین مسئولان بخشهای گوناگون وزارت ارشاد هماهنگی اطلاعات و نظرهایشان در اینباره وجود ندارد، نمیتوان از این نکته غافل شد که مگر یک کار پژوهشیآماری برای پی بردن به سرانهی واقعی مطالعه چقدر زمانبر و هزینهبردار است که انجام ندادناش باعث میشود به این شکل اخبار ضد و نقیض منتشر شود؟ آیا نمیتوان حدس زد که سرانهی مطالعه در ایران متاسفانه آنقدر پایین است که برخی راضی نمیشوند آمار دقیق آنرا ارائه کنند؟
نمایشگاه کتاب فرصت مناسبی برای نظرسنجی دربارهی میزان کتابخوانی مردم است. یافتههای یک پژوهش که بعد از نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفته حاکی از این است که در کشور ما هر نفر در هر 1892 روز یک کتاب می خواند. به گزارش مهر، با آنکه بسیاری از روان شناسان از "کتاب درمانی" برای ایجاد نگرش و انگیزه در میان نوجوانان و تقویت احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی از آنان بهره می گیرند، براساس آمار موجود سرانه مطالعه در ایران فقط چند دقیقه است و بیشترین اوقات دانش آموزان و دانشجویان و بسیاری از مردم به کارهایی غیر از مطالعه می گذرد. (خبرگزاری مهر، ۵ تیر ۸۷)
در این میان، در تاریخ ۱۱ آبان، خبری به ظاهر بیربط بر روی خروجی خبرگزاری مهر قرار گرفت که میتوان برآن درنگ کرد: با گذشت بیش از 5 ماه از اعلام فراخوان نخستین جشنواره مطالعه مفید، این جشنواره با کمترین میزان استقبال مواجه شد به طوری که تنها یک مقاله به دبیرخانه این جشنواره ملی ارسال شد. در حالی مسئولان این جشنواره هنوز دلیل این عدم استقبال را اعلام نکرده اند که تا چند روز دیگر مراسم پایانی این جشنواره، همزمان با جشن هایی که با هدف تقدیر از کتابداران و کتابخوانان نمونه کشور برپا می شود، برگزار خواهد شد.
با قدری تامل بر روی این خبر شاید بتوان تحلیل کرد که مردم ایران به راستی انقدر که امار رسمی میخواهند بگویند، کتابخوان نیستند. مگر اینکه بخواهیم خواندن هر متنی را جزو آمار مطالعهی مردم بدانیم، درآنصورت میتوان مطالعهی درسی دانشجویان و دانشآموزان و دعا و قرآن خواندن مردم در زمان عبادت را هم درآمار مطالعه ی مردم بگنجانیم و در نهایت به این آمار برسیم: نيمي از تهرانيها روزانه يك ساعت كتاب ميخوانند!
وزیر ارشاد در تاریخ ۲۴ آبان ماه در دومين همايش تجليل از خادمان كتابخانههاي عمومي در مركز همايشهاي بينالمللي صدا و سيما بعد از جنجالهايي كه از اوايل امسال بر سر سرانه مطالعه ايرانيها بين مسؤولان فرهنگي ايجاد شده بود يك آمارگيري رسمي را آغاز كرد. اين آمارگيري را پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام داد و چندي پيش اعلام شد كه نتايج آن در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته است.
صفار هرندي با توجه به اين نظرسنجي اعلام كرد كه بخشي از مردم تهران نيز كمتر از نيم ساعت در شبانه روز مطالعه ميكنند.
همچنين به گفته وي در مناطق ديگري از تهران ميزان مطالعه كمتر از ۱۵ دقيقه است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت متوسط سرانه مطالعه تهرانيها را در شبانه روز ۱۵ دقيقه و ميزان مطالعه در كشور را ۱۰ دقيقه فرض ميكند.
او در همان روز، در سخنان پیش از خطبهی نماز جمعه با اشاره به برخي انتقادها مبني بر اينكه چرا خواندن قرآن را در آمار كتابخواني كشور لحاظ ميكنند گفته بود: قرآن به عنوان بزرگترين دستورالعمل زندگي مسلمانان است و هر انساني بايد هر روز با اين كتاب مانوس باشد. (هر دو خبر، خبرگزاری فارس، ۲۴ آبان)
به نظر میرسد جدال مسئولان بر سر سرانهی مطالعهی مردم ایران با آمار رسمی وزیر ارشاد به پایان رسیده، با نگاهی به دور و اطراف خودمان شاید نتوان به راحتی این آمار را باور کرد، و ظاهراً باید منتظر شد تا نمایشگاه کتاب سال بعد که بازار سرانهی مطالعه دوباره داغ شود با این امید که روزی آماری دقیق از سرانهی مطالعه ارائه شود؛ آماری که دست کم بتوان آنرا کمی به واقعیت ِ شهودی نزدیک دانست!



