
یادداشت خواندنی احمد پورنجاتی دربارهی توقیف شهروند امروز
این یادداشت را از دست ندهید
پنج ننگی که مردهشور هم نمیتواند آنها را پاک کند!
و تبریک به رضا ساکی بابت پیوستن به نهضت نیمفاصله در وب
لطفاً در تاکسی درددل نکنید
این اتفاق بارها برای من افتاده و آزار دیدم از بلند بلند حرف زدن مردم توی تاکسی. کاش حداقل آروم حرف بزنن
صدای «دهلچی» را شنیدهاید؟
وبلاگی فوقالعاده که پاچهی اهل موسیقی مملکت را میگیرد!
بازی تمام شده است
گفتوگو با بلقیس سلیمانی دربارهی رمان «خاله بازی»
مرضیه ریاحی روایت میکند
دامین جدید ِ «من روایت میکنم» را دارید؟
دکتر علی کردان را استیضاح نکنید، لطفاً!
بیانیهی جمعی از طنزنويسان مطبوعاتی

سیدرضا شکراللهی
نيما اكبرپور
بلوط
محمد آقازاده
آونگ خاطرههای ما
الهام طهماسبی
سعید کمالیدهقان
رضا ساکی
علی خردپیر
فرهاد جعفری
سوشیانت هزارم
علی مصلح
زیتون
ناتور
زننوشت
آرش عاشورینیا
سحر طلوعي
حمیدرضا علاقهبند
مصطفی قوانلوقاجار
حمیدرضا نصیری
جلال سمیعی
علی زادمهر
ليلي نيكونظر
تجربههای آزاد
كافه تيتر
صفحهی سیزده
شیما زارعی
سیامک قاسمی
علیرضا شیرازی
سرزمین رویایی
دوماهنامهی حدیثزندگی
حامد حبیبی
سینا سعیدی
میترا خلعتبری
رضا ولیزاده
عباس معروفی
شیرین کریمی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی

« کتاب «سرگذشت موسیقی جاز» | صفحهی اصلی | از ترجمه تا تئاتر روحوضی »
البته واضح و مبرهن است که...
یک ستون کتاب؛ شمارهی هفتم
:: روزنامهی اعتماد، ۲ شهریور ۱۳۸۷
«البته واضح و مبرهن است که...»
به تازگی نشر نیلوفر کتابی از ضیاء موحد منتشر کرده با عنوان «البته واضح و مبرهن است که...» که رسالهای در بارهی مقالهنویسی ست. این کتاب دو بخش دارد که در بخش نخست آن، موحد دربارهی موضوع مناسب و پرفایده، تعریف صحیح مقاله و ساختار کلی آن، روشهای مقالهنویسی، مرحلههای آمادهسازی مقاله و نکتههایی دربارهی هر بخش آن نوشته است. در بخش نخست همچنین، موحد مقالهای کوتاه نوشته تحت عنوان «آیا ما مقالهنویس هم داریم؟» که خواندن آن خالی از لطف نیست.
در بخش دوم این کتاب، انواع مقاله مثل مقالهی روایی، توصیفی، تعریفی و... شرح داده شده و همچنین فهرستی از نمودارها، واژهنامههای انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی، فهرست اعلام، کتابها و مقالات و کتابشناسی نیز به چاپ رسیده است. موحد در بخش نخست این کتاب نوشته است: هدف من از این نوشته به دست دادن قاعدههایی برای نوشتن مقالههایی که در کنار شعر و داستان اثر هنری شناخته میشوند نیست. این نوع نوشتن قاعدههای معینی ندارد،یاد دادنی نیست. اما اگر بگوییم درهمهی انواع مقالهها، حتا مقالههای هنری اصلهایی هست که باید رعایت کرد، اغراق نکردهایم. از این گذشته، مقالههای علمی، تحقیقی و فلسفی را هم میتوان با رعایت اصلها و دوستورهایی، رغبتانگیز و خواندنی کرد و دست کم این که آنها را از نقصهای چشمگیری که دامنگیر اغلب مقالههای فارسی ست، در امان داشت. هدف از این نوشته همین است». نثر خواندنی و روان ِ این کتاب، به علاقهمندان به مقاله نویسی کمک میکند تا به راحتی این کتاب آموزنده را بخوانند و از آن استفاده کنند.
«مثلاً برادرم» نوشتهی اووه تیم
مثلاً برادرم، یکی از مهمترین کتابهایی ست که در این چند سال گذشته در آلمان نوشته شده است، هم از جنبهی ادبی و هم تاریخی. اووه تیم، از آن دست نویسندگان است که سعی میکنند که واقعیت را بدون توجیه و جبههگیری بیان کنند. تیم در این کتاب سرگذشت برادرش را بیان میکند، برادری که در نوزده سالگی داوطلب خدمت در شاخهی نظامی اس.اس میشود و در بیمارستانی صحرایی در اوکراین میمیرد. اووه تیم بعد ازمرگ مادرش تصمیم میگیرد به این سرگذشت بپردازد. او با تحلیل نامهها و دفتر یادداشت های روزانهی برادرش سعی میکند تا به انگیزههای برادرش در رفتن به جبهه پی ببرد و در عین حال سرگذشت بازماندگان جنگ را باز میگوید. نتیجهی کار نگاهیست بسیار شخصی و خصوصی به خانوادهای آلمانی که تصویریست از بسیاری از خانوادههای امروز. به گفتهی مترجم، نثر اووه تیم در این کتاب، نثر ویژهای ست. جملهها کوتاه، ساده، بدون شرح و بسط اضافی و در موارد بسیاری بدون فعل. زمانها در «مثلاً برادرم» درهم شده و گاه در بین چند جمله در زمان گذشته، جملهای در زمان حال میآید. آثار این نویسنده امروزه در مدارس آلمان مطالعه و بررسی میشوند و تا کنون جوایز متعددی مثل «توکان» و «موندولو» را از آن خود کردهاند. «مثلاً برادرم» در سال ۲۰۰۳ نوشته شده است و نشر افق با ناشر اصلی این کتاب برای خرید امتیاز انتشار ترجمهی فارسی آن طبق قانون کپیرایت به توافق رسید و امسال «مثلاً برادرم» با برگردان سید محمود حسینیزاد منتشر شد.
«گوشواره انیس»، نوشتهي حمیرا قادری
گوشواره انیس مجموعهداستانی از حمیرا قادری ست که در سال ۸۳ با داستان «باز اگر باران میبارید» برگزیدهی مسابقهی داستاننویسی صادق هدایت شد. این مجموعهداستان که نشر روزگار آنرا منتشر کرده است، ۱۱ داستان دارد که با زبان افغانی نوشته شده و اغلب اتفاقهای آن نیز در افغانستان میافتد. داستانهایی که راوی رنجهای مردم افغانستان در زمان حضور طالبان در این کشور هستند. در بسیاری از داستانهای این مجموعه، قادری از مشکلات زنان و دختران مینویسد و سختیهایی که به خاطر حضور طالبان میکشیدند که داستان ِ «گوشواره انیس» با همین مضمون یکی از بهترین داستانهای این مجموعه است. حمیرا قادری، متولد ۱۳۵۸ در کابل، از سال ۷۹ برای ادامهی تحصیل به ایران آمد و دورهی لیسانس و فوق لیسانس خود را در رشتهي ادبیات و زبان فارسی گذراند. خواندن این مجموعه به مخاطبانی که به اینگونه داستانهای بومی علاقهدارند، توصیه میشود.
«پارههای عاشقی» سرودهی محمود معتقدی
نشر ثالث چندی پیش مجموعهشعر «پارههای عاشقی» سرودهی محمود معتقدی را منتشر کرد. پیش از این چهار مجموعهشعر با عناوین «فصل رویاهای گمشده»، «دستی میان پنجره و باران»، «عشق همچنان میتازد» و «مثل پارههای بامدادی» از این شاعر به چاپ رسیده بود. پارههای عاشقی، ۷۹ شعر دارد که در قالب آزاد سروده شدهاند و بیشتر آنها بیش از ۱۰ سطر هستند. اغلب شعرهای معتقدی مضمونی عاشقانه دارند که در آنها توصیف بسیار استفاده شده است. علاقهمندان به شعر از خواندن این کتاب نیز ممکن است لذت ببرند.




نظرها
مرسی واسه معرفی کتاب موحد. امیدوارم شاگرد خوبی باشم و از این کتاب تا اونجا که ممکنه یاد بگیرم.
احمد | August 29, 2008 3:14 AM