
برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


ERROR: Blogroll is currently inaccessible
« از جان گذشتههای سینما | صفحهی اصلی | خلاقیت به تعویق میافتد »
حادثه؛ کسب و کار من است
:: دو هفتهنامهی «تپش»، سوم دیماه ۱۳۸۶
اولینبار سر صحنهی فیلم «خداحافظ رفیق» بود که اتفاق افتاد. در پشت صحنهی فیلم، زمانی که همه فکر میکردند دارند «فیلم» میسازند و در امنیت کامل هستند، چند نفر از سیاهی لشکرها جان خود را از دست دادند.
این اتفاق توجه خیلیها را به خود جلب کرد و برای اولین بار نگاهها به سمت امنیت بازیگران و عوامل فیلم برگشت. منطقی اگر بخواهیم نگاه کنیم، باید ماجرا با استناد به ضربالمثل: از یک سوراخ دو بار گزیده نشدن، تمام میشد. اما خلاف این نکته، با اتفاقاتی که بعد از آن هم در پی بیبرنامگی و بیمسئولیتی مسئولان به وجود آمد، ثابت شد.
اصول حرفهای، تهیهکنندهی فیلم را ملزم به تامین امنیت جانی عوامل فیلم میکند و نقش بیمه دقیقاً در همینجا خودش را نشان میدهد اما واقعیت چیز دیگریست. با مرور اتفاقاتی که در چند سال اخیر برای اهل سینما به وقوع پیوست، میتوان این ادعا را تایید کرد.
چندی پیش، پگاه آهنگرانی، سر صحنهی فیلم سینمایی «آتش سبز» در ارتفاع چندین متری در توری معلق در هوا بود که تور پوسیده ناگهان پاره شد و پگاه به زمین افتاد و کمرش شکست. خبر این اتفاق به سرعت در رسانهها بازتاب پیدا کرد و ماجرا برای پیدا کردن مقصر به دادگاه کشیده شد. در نهایت طراح صحنه مقصر شناخته شد و پرونده بسته. آیا باید مقصر را فقط طراح صحنه دانست؟
حادثههایی از این دست، باز هم اتفاق افتاده است. قبل از ماجرای پگاه آهنگرانی، یکی از فیلمبرداران سریال «چهل سرباز»، که در حال حاضر از تلویزیون پخش میشود، از ارتفاعی حدود ۱۵ متر پرت شد و از چند ناحیه دستاش شکست. وقوع این حادثه برای یک فیلم بردار میتواند نقطهی پایان فعالیت کاریاش محسوب شود. شبیه این ماجرا برای مصطفا کرمی نیز اتفاق افتاد، فیلمبرداری که سر صحنهی فیلمبرداری دچار برقگرفتگی و در نهایت هر دو دستاش از آرنج به پایین قطع شد. اما آیا میتوان مسئول این اتفاقات را پیدا کرد؟ صورت مساله واضح است: امنیت جانی عوامل فیلمها کجاست؟
واقعیت این است که عوامل فیلمها موقع ساخت فیلم پایینترین ایمنی را دارند و بینظمی در ساخت پروژههای سینمایی بیداد میکند و در این بین نقش بیمه به کلی نادیده گرفته میشود. میتوان به مشکلاتی که در پی این بینظمی و حوادث ناشی از آن پیش میآید نیز اشاره کرد.
برای ساخت یک فیلمسینمایی مقدار زیادی بوجه تعیین میشود. زمانی که اتفاق برای یکی از عوامل پشت صحنه اتفاق بیافتد، میتوان جایگزینی برای او پیدا کرد تا به روند ساخت فیلم لطمهای وارد نشود، اما اگر این اتفاق برای یکی از بازیگران اصلی بیافتد، چه پیش میآید؟ آیا کسی میداند سرنوشت پگاه آهنگرانی و فیلم آتش سبز چه شد؟ آیا همیشه میتوان از امنیت جانی بازیگران اصلی فیلم اطمینان داشت؟ ماجرای پوپک گلدره و سریال نرگس را یادتان است؟ هرچند که پوپک در استراحت بین فیلمبرداری بوده و انگشت اتهام را به سمت عوامل فیلم نمیتوان گرفت، اما ضربهای که به ادامهی ساخت سریال نرگس در نبود پوپک گلدره وارد شد، قابل تامل است. و در اینجا سئوال اصلی مطرح میشود: آیا وقتی سرنوشت یک پروژه که برای آن هزینهی زیادی هم صرف شده، به سرنوشت بازیگران و عوامل آن بستگی دارد، نباید بیشتر به فکر بود و منظمتر برنامهریزی کرد؟
غمانگیزتر از تمام اینها، واکنش مسئولان به این اتفاقات است. جدا از تصور مسئولیتی که خانهی سینما میتواند داشته باشد، واکنش رسانهها نیز قابل بحث است. متاسفانه این اتفاقات به هر دلیلی که گفته شد، در سینما میافتد و تا مدتی که ماجرا داغ است، بازتاب رسانهای پیدا میکند و بسیاری از مسئولان برای جلوگیری از حوادث مشابه وعدهها و راهکارهای مختلف میدهند، اما به محض اینکه آبها از آسیاب میافتد، باز آش همان آش میشود و کاسه همان کاسه تا اتفاق بعدی که دوباره این دور تسلسل به راه میافتد و در نهایت باز هم هیچ راهکاری در پیش گرفته نمیشود.
متاسفانه باور این مساله سخت است، که سینماییها آنقدر که مخاطبان آنها را روی پردهی نقرهای و گاه سوار بر ماشین آخرین مدل و زندگی در خانهی مدرن میبینند، آسوده نیستند. شغل آنها با ضعف در برنامهریزیها و عدم رعایت اصول حرفهای این حوزه، با خطرات بسیاری روبروست و هنوز هیچ راه فراری برای کمتر آسیب دیدن از یک نقطه پیدا نشده است. شاید بتوان پیشنهاد کرد که تهیهکنندگان برای جلوگیری از آسیب بیشتر، در قرارداد با شرکتهای بیمه عوامل فیلم را بیمه کند، مثل اتفاقی که چند وقت پیش برای مدتی رایج شده بود. اما این تصمیم نیز نیازمند احساس ضرورت مسئولان به این کار است.
نوشتن این یادداشت هنوز تمام نشده بود، که خبر دیگری در رسانهها بازتاب پیدا کرد: در بازگشت از فیلمبرداری اولین ساختهی پناهبرخدا رضایی، در حادثهای بهروز جلیلی، بازیگر فیلم، جان خود را از دست داد و اصغر شاهوردی، صدابردار، به کما رفت. و ماجرا همچنان ادامه دارد...



