دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم...

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰
از شیر مادر حلالتر
چند روزی میشود که آلبوم تازهی محسن نامجو (الکی) در وب منتشر شده است. بعضیهایمان مثل خیلی وقتها برای لینک دادن به سایت دانلود رایگان آن، و یا کپی کردناش برای دیگران دست و دلمان میلرزد. محسن نامجو به قول خودش یکبار برای همیشه دربارهی کپیرایت آلبومهایش در ایران...+ ادامه
چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰
Half the summer`s night
موسیقیهایی هستند که زمینهی زندگی میشوند. وقتی نشستهاید کتاب میخوانید یا مشغول نوشتن هستید، یا با حس و حال خوب مشغول آشپزی هستید و چای دم میکنید و لبخند روی لبتان هست، باید آنها را بشنوید. پشت تمام کارهایتان پخش میشوند و رنگ میزنند به تمام دقیقههایی که میگذرانید. یکی...+ ادامه
سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
آقای مشکاتیان! کاش مانده بودی...
به هم ریختهام. داشتم از دفتر بیرون میآمدم که صدای تلفن بلند شد. لعنت به حس ششم آدمیزاد که درست در لحظات بد، آژیر خطر میکشد. نرفتم. ایستادم تا ببینم شخص پشت خط چقدر با حس بد من ارتباط دارد. همایون شجریان بود و گفت مشکاتیان پرکشید. برگشتم و بعد...+ ادامه
یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۸۷
اونی که به ما...؟!
چندی پیش موسسهی آوای باربد آلبوم «بی غبار عادت» از اردشیر کامکار را منتشر کرد. در پشت جلد این آلبوم در میان تعریفها و تمجیدهای هوشنگ کامکار، در وصف اردشیرشان میخوانیم: (پرانتزها و تاکید از من است) سازی که (کمانچه) بعد از رواج ویولن در ایران در میان مردم هم...+ ادامه
سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷
پشت شیشه برف میبارد
اینجا، در دفتر «فرهنگ و آهنگ» مشغول دستهبندی بلیتهای صادر شدهی کنسرت مشترک حسین علیزاده و محمدرضا درویشی هستیم. بیرون در هفتهی آخر آذرماه برف میبارد. کم کم روی درختهای خیابان طالقانی برف مینشیند. فرهاد فزونی چند روز پیش در یادداشتی که دربارهی طراحی پوستر این کنسرت نوشت، آرزو کرده...+ ادامه
سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۸۷
همایون؛ پسر شجریان
اغراق نیست اگر بگویم کنسرت همایون شجریان با گروه دستان بینظیر بود.این دو روز، چنان مست هنرنمایی گروه دستان و پختگی صدای همایون بودهام که نتوانستهام یادداشت وبلاگی بنویسم. هنوز در فضای کنسرت هستم و تصنیف شاهکار «وطن» که با بیشرمی تمام ضبطاش کردهام و این دو روز مدام دارم...+ ادامه
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۸۷
نظرخواهی از دوستداران ِ شجریان
از سال گذشته که تصمیم گرفتم کنسرت شجریان را نروم، تا همین امسال که باز هم نرفتم، مدام با خودم فکر میکنم که چه اتفاقی برای موسیقی سنتی و خصوصاً آثار شجریان آمده، که دیگر لذت ِ گوش کردن به مثلاً «شب، سکوت، کویر» یا «بیداد» به سراغم نیامده؟ چه...+ ادامه
دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۶
به احترام روح ِ موسیقی ِ ناب
فکر میکنم آنها که به موسیقی سنتی علاقه ندارند، و آنها که شنیدن صدای تار و سهتار و ... را تاب نمیآورند؛ یکی از بزرگترین لذتهای روح و دنیا را از دست دادهاند. آرامش، لذت، خلسه و پرواز را نمیتوان در دوپس دوپسهای موسیقی امروزی و پاپ پیدا کرد.امروز بعد...+ ادامه




