آیا ما در لبِ تاب وبگردی میکنیم؟

برندگان جایزهی گلشیری، ۱۳۹۰
تبریک به نویسندگانی که برنده شدند، بهخصوص امیرحسین و جیران عزیز
وقتی روایت دستور را لغو میکند
یاداشت خوب علی شروقی دربارهی جیرجیرک
نوستالژی قنادی سینا
خاطرهی مشترک، با کمی اختلاف سن
مافیا وارد میشود
سومین یادداشت خواندنی ِپدرام در اعتماد
نامزدهای رمان جایزهی مهرگان ادب
خدا را صد هزار مرتبه شکر که داوران مهرگان متهم به نادیدهگرفتن کتاب بینام اعترافات نمیشوند
جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم


« دیوانگیهای بهمنی (۱) | صفحهی اصلی | از متنهای دیروز، تا آدمهای امروز! »
از شیر مادر حلالتر
چند روزی میشود که آلبوم تازهی محسن نامجو (الکی) در وب منتشر شده است. بعضیهایمان مثل خیلی وقتها برای لینک دادن به سایت دانلود رایگان آن، و یا کپی کردناش برای دیگران دست و دلمان میلرزد. محسن نامجو به قول خودش یکبار برای همیشه دربارهی کپیرایت آلبومهایش در ایران و خارج از ایران در صفحهی رسمی فیسبوکاش توضیح داده است. برای کمک به رعایت شدن کپیرایت آلبوم ِ الکی، متن محسن نامجو را اینجا بدون کم و کاستِ محتوایی بازنشر میکنم.
دوستان، مخاطبان و همراهان عزیزم
میگویند زندگى در تبعید را باید به عنوان یکى از سبکهاى تثبیت شدهى زندگى مدرن شناخت و پذیرفت. تصور کنید سختى شرایط أدمى چون مرا که سالها در جهت تولید و ارائهى ان شکل از موسیقى ایرانى که خود درک کرده و پسندیده است، تلاش کند و پس از فراز و فرودهاى بسیار، آن زمان که باید با انبوه مخاطبانى که با خود همراه مىبیند در ارتباط رودررو قرار گیرد و حاصل کارش را از طریق مسیرى قانونى و معمول و در سرزمین خودش به دست هم زبانانش برساند و با حقوقى که از این راه دریافت مىکند به ادامهى کار و تحقیقش پشتگرم باشد، چهگونه از خانه و کاشانه و قانون ومسیر معمول وهمزبانان انبوهش جدا مىافتد و خود و مخاطبانش معلول شرایط پیچیدهى اینچنینى مىشوند.
دوستان من در این صفحهى فیسبوک و وبسایت من، همهگونه تجربه را مىآزمایند تا هیچ انتظارى از سوى مخاطبان بىجواب نماند... اما حضور گله و شکایت معقول و نامعقول امرى اجتنابناپذیر است گویا. پس بگذارید یکبار براى همیشه (تا زمانى که بیرون از ایران زندگى مىکنم) تکلیف انتشار البوم و حقوق مربوط به آن را به زعم خودم روشن نمایم... (اگر احیاناً براى بعضى چنین نیست)...
۱- توضیح و شبه گلایهاى که ادمین محترم این صفحه چندى پیش در ارتباط با آمار بالاى کپى و دانلود و آمار پایین خرید اینترنتى آثار من منتشر کردند، به هیچ عنوان روى سخنش با دوستان داخل ایران نبوده و نیست. چرا که همه میدانیم کسى در ایران نمیتواند از این طریق چیزى بخرد. پس مادامیکه ما راهحلى براى فروش در ایران پیدا نکردهایم، کپى و پخش و دانلود آثار من براى عزیزان داخل کشور از شیر مادر هم حلالتر است و این دوستان نیاز به توضیح به هیچکس ندارند. اگر هم کسى در این مورد دینى به گردن خود مىبیند میتواند کما فىالسابق به موسسهى محک کمک کند. اما خواهش اکید بنده در این رابطه این است که به هیچ عنوان به فرومایگان واراذلى که کار مرا در انتشاراتىهاى مختلف به فروش مىرسانند، کمک نکنید، بلکه تا میتوانید در این مسیر پست و رذیلانهاى که دارند خلل ایجاد کنید. حد و اندازهى این دنائت و بىانصافى از حوصلهى این مقال خارج است. کسى در داخل ایران نباید از طریق آنچه حاصل عمر من است پول بسازد، مگر آنکه از طریق این صفحه اعلام و تایید شده باشد.
۲- دوستان خارج از ایران هم توجه کنند که غیر از آثارى که روى وبسایت بنده هست، سود هیچکدام ازکارهاى منتشر شده روى اینترنت به گروه ما نمیرسد و خرید آلبومهاى ترنج، سنتىها (عنوان جعلى) و... حاصلش در جیب عدهاى سودجو در داخل و خارج مىشود که دو انتشاراتى «آواى باربد» و «ماهور» در داخل و«آواى چنگ» در بیرون از ایران از جمله این سود جویان هستند.
۳-آنچه مربوط به گذشته است جاى بحث بیشتر ندارد و حاصل اشتباهاتى است که مسئولیتش مستقیماً به عهدهى من بوده است که مثل غالب آدمهاى متأثر از فرهنگ غلط پارسى بر این نظر و گمان بودم که پافشارى بر حقوق مادىام از معنویت کار کم مىکند! اما از این پس هم مایل نیستم که این صفحه جاى بحث وتبادل نظر راجع به مادیات شود. هرازگاهى ادمین محترم این صفحه، آمارى را که از آیتونز سىدى بیبى و... دریافت میکند و در دسترس همه قرار خواهد داد. بهترین قاضى خود شما هستید...
۴-انتخاب سخت و تعیین کنندهاى که در تابستان دو سال پیش (در اوج التهاب جریانات خواهان تغییر) کردم، انتخابى بود میان گوشهى امن عافیت و خلوت سرد و مداوم غربت. لعنت ابدى شوم اگر حتى شائبهى منت بر سر دیگران ـ به خاطر انتخابى که کردم ـ ذهنم را درگیر کند. اما واقعیت را اینگونه با شما شریک مىشوم که زندگى پر رونق مادى در زیر پرچمى که به خون آلوده شده بود، جایش را به زندگى دانشجویى در زیر پرچمى داده که (صرفنظر از خوبى وبدى) احساس خاصى را در من بر نمىانگیزد. حالا براى من و دوستانم همین تریبون و مغازهى کوچک باقیست... بگذارید من مادىترین موزیسین نسل جدید جلوه کنم. این بىآبرویى را به جان مىپذیرم اگر حاصلش پاس داشتن حقوق کسانى چون من شود که به خاطر تکتک نتهایى که میشنوید و دانلود مىکنید، روحشان به حرکت در آمده است...
۵- با نهایت احترام، مخاطبم تمام هموطنانم در خارج از ایراناند... همهى آنها که کارت بانکى و کامپیوتر در خانه دارید. به نمایندگى از همهی موزیسینهایى که در شرایط من اند، عرض میکنم: هموطن ساکن در دنیاى آزاد! این موسیقى روح و جان ماست. همهی داشتهمان از این جهان است. احتراماً آن را ندزدید.
کوچک همهی عالم
محسن نامجو




