آیا ما در لبِ تاب وبگردی میکنیم؟

برندگان جایزهی گلشیری، ۱۳۹۰
تبریک به نویسندگانی که برنده شدند، بهخصوص امیرحسین و جیران عزیز
وقتی روایت دستور را لغو میکند
یاداشت خوب علی شروقی دربارهی جیرجیرک
نوستالژی قنادی سینا
خاطرهی مشترک، با کمی اختلاف سن
مافیا وارد میشود
سومین یادداشت خواندنی ِپدرام در اعتماد
نامزدهای رمان جایزهی مهرگان ادب
خدا را صد هزار مرتبه شکر که داوران مهرگان متهم به نادیدهگرفتن کتاب بینام اعترافات نمیشوند
جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم


« عروسکِ خاموشی، عروسکِ فراموشی | صفحهی اصلی | از شیر مادر حلالتر »
دیوانگیهای بهمنی (۱)
یک وقتهایی هم توی زندگی آدم هست، که بالاخره آیپاد را وصل میکند به لپتاپ و انگار که شب عید شده باشد و وقتِ خانهتکانی، میافتد به سابیدن فولدرها. آنقدر میسابد که خاطرهی تلخ یک روزهایی را از موسیقیاش پاک کند. آنقدر پاک که بتواند آیپاد را بگذارد روی شافل و خیالش راحت باشد که وسطش حالگیری نمیشود و یک آهنگی مثلاً نمیآید که پرتش کند توی جادهی مزخرف جنوب یا جادهی مزخرف شمال یا هر جادهای که به یک مزخرفی وصل باشد و بخواهد سرخوشی ِ روز را از آدم بگیرد. آنقدر میسابد تا آیپاد از هر خاطرهی تلخی پاک بشود و بعد... یک وقتهایی هم توی زندگی آدم هست که بالاخره آیپاد استریلیزه شده را میگذارد جلوی رویش و ترکمن علیزاده را پخش میکند توی آرامش ِ لحظههای بعد از خانهتکانی و فکر میکند به خاطرههای خوشی که به این راحتی خیال رفتن ندارند و جایشان امنتر از آن چیزی است که به خانهتکانی ِ پیش از موعد آیپاد آدمیزاد بند باشد.
:: موسیقی متن
یار جانی، محسن نامجو، آلبوم الکی




