ویروس «توسط» در رسانهها!

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم | صفحهی اصلی | مجبوری؟ »
این «اگر»، این «اگر» ِ دوستداشتنی
کتابفروشی خوب یعنی جایی که وقتی میری توش، احساس نکنی که جای کسی رو تنگ کردی (حتا اگر، «اگر» کوچیک باشه)، احساس نکنی باید زود خریدت رو بکنی بیای بیرون، احساس نکنی که باید لیست کتاب میداشتی و میرفتی اعلام میکردی و میخریدی میاومد بیرون. کتابفروشی خوب یعنی که فروشندهی مهربونش بهت بگه برو اون گوشه بشین یه داستان از این کتاب رو بخون اگر دوست داشتی بخر. کتابفروشی خوب یعنی جایی که بری و احساس راحتی بکنی با کتابها، با قفسهها، به همهچی.
خلاصهی کلام اینکه، «اگر» کتابفروشی واقعاً دلنشینی شده. من فقط یه سری از مزیتهاش رو براتون گفتم. فکر میکنم باید خودتون هم برید، جو اونجا رو ببینید، خصوصاً اگر بر بخورید به حضور چند تا آشنا، ببینید چه جمع کوچولوی مهربونی اونجا یکهو درست میشه. جای پرتی هم که نیست. کافیه از توی بلوار کشاورز بپیچید توی خیابون ۱۶ آذر، قبل از اینکه برسید به خیابون پورسینا، پارک کنید. کوچهی عبدینژاد همونجاست. سمت راست. پلاک ۶.

پیشنهاد میکنم بار اول روز پنجشنبه برید اونجا. چرا؟ برید تا متوجه بشید. بعد هم اینکه، چهارتا روزنامهنگار فرهنگیهنری کتابفروشی زدهان، دو تا ردیف کتاب پیشنهادی هم گذاشتهان. شما باشید ترغیب نمیشید اون کتابها رو بخونید؟





نظرها
سمت چپ این عکس یه طاقچه است که شکلاتاشونو می ذارن!
دورگه | July 24, 2010 4:39 PM
و من چقدر دچار فوران عاشقيت مي شم تو همچين جا هايي :D
از بين تمام كتاب فروشي ها و شهر كتاب هاي اكثرا زشت و بيخودي بزرگي كه تا حالا رفتم و ديدم،شهر كتاب فسقلي بابلسر خيلي به دلم نشست... هم براي دنج بودنش،هم غلت خوردن بين قفسه هاش،هم صاحبان مهربونش،و مهم تر از همه،فقدان برچسب ضد سرقت رو كتاب هاش!(فكر بد نكنين!من بخاطر وسواس شديدم رو تميزي كتاب ها،به طرز ناجور هيستيريكي برچسب ها رو مي كنم و بعدش اعصابم بهم مي ريزه كه كتابم خراب شده!)
ولي هيچي اون كافه كتاب هاي دنج و معلوم الحال نمي شه! :)
:D
عليرضا مهدوى | July 25, 2010 8:44 AM
خوب بايد زودتر ميگفتين.چون من بار اول پنج شنبه نرفتم.ميشه بار دوم حتما پنج شنبه برم؟
نگار | July 25, 2010 10:14 AM
حیف که یک فاصله ی چند هزار کیلومتری بین ما هست وگرنه من همین امروز میومدم به این کتابفروشیه سر می زدم :)
حسین جعفریان | July 27, 2010 2:25 PM
سپاس از یادآوری کتابفروشی که بارها از جلوش گذشتم ولی همه اش به تالار مولوی در 16 آذر فکر کردم و بس...
وحید علیزاده | July 27, 2010 11:08 PM
فراخوان نخستين دوره ي "جايزه ادبي چراغ مطالعه"
مسابفه سراسري داستان كوتاه
از امروز هر کس که فکر می کند پیشنهادی تازه، هر چند کوچک در ادبیات دارد به جشن كوچك ما بپيوندد و یکی از داستان کوتاه منتشر نشده اش را حداكثر تا 31 ام شهریورماه 89 به نشاني:
شيراز – صندوق پستي 19- 718773 بفرستد.
و يا با فایل word به يكي از رایانامه های زير ارسال نمايد:
info@relamp.ir
relampaward@gmail.com
relampaward@yahoo.com
و براي اطلاعات بيشتر به وب سايت www.relamp.ir مراجعه نماييد.
با دوستي:
ابوذر قاسميان(دبير نخستين دوره جايزه ي ادبي چراغ مطالعه)
جايزه ادبي چراغ مطالعه | August 3, 2010 4:26 PM