دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم...

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« March 2010 | Main | May 2010 »
شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
از رنجی که میبریم
دخترها توی این کشور یک چیزهایی را نباید تجربه کنند. مثلاً نباید نیمهشب با پیراهن بلند و کفش تابستانی، توی اتوبان کرج در باران گیر بکنند و رادیات ماشینشان بترکد. نباید یکهو بخار از چهار طرف ماشینشان بزند بیرون و وقتی هراسان پیاده میشوند یک کامیون رد بشود و همهی...+ ادامه
جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
معشوق و جای خالی
من هیچوقت بهار تهران را در بلوار کشاورز نگذرانده بودم. گذر کردن گاه و بیگاه فرق دارد با مسیر هرروزه بودن و عصرها از قصد در بلوار کشاورز رانندگی کردن. عصرهای این روزها، بلوار کشاورز عاشقانه ست. برگهای ریز را باد بلند میکند، در هوا میچرخاند و اگر مثل من...+ ادامه




