ویروس «توسط» در رسانهها!

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


« وقت است که برخیزم | صفحهی اصلی | تولد هفتهنامهای تازه؛ «مثلث» »
برای چلهی اشک و خون و مرگ
حیف از آنهمه گاز اشکآور که در چلهی خون و مرگ اسراف شدند. جماعت گریانی که چهلم دوستان دیده و نادیدهشان را به عزا نشستهاند، چه احتیاج به گاز اشکآور؟
مهمانتان میکنم به خواندن این شعر زیبا، شاید که خواندناش خستگی ِ ماسیده بر تن را کمی بتکاند:
نه قشنگام!
دیگر در این سطرهای دلتنگ
پیغامی برای کسی نمینویسم
حتا برای تو
چه برسد به این جماعتِ نفرین شده
که از هراس قضا شدنِ رکعتی
برای آلودن رؤیاهای مهربان خاک به خونِ برادران خویش
تعجیل میکنند.
علیرضا روحنواز
:: پینوشت:
گیرم که سطل آشغالهای پلاستیکی را آهنی کردید، با آشغالهای قابل اشتعال درون ِ آن چه میکنید، آقای شهرداری؟





نظرها
دربیمارستانی که بستر من در ان به جزیره ای در بیکرانگی می ماند.گیج وحیرت زده مبهوتم....ای کاش ادمی .وطنش را همچون بنفشه ها .می شد با خود ببرد هرکجا که خواست..
nader | July 31, 2009 1:37 PM
آن خانه را چگونه درست خواهند کرد..درهایش را چه کسی بر جای خواهد نشاند..نه اگر بازوی کار چنین اندک است ومصالح وسنگ چندان سنگین که از جای حرکت نمیتوان داد..خاموش باش..دستها به هنگام کار نیرو خواهند گرفت وشمارشان افزون خواهد شد واز یاد مبر که در سراسر شب ..مردگان بیشمارمان نیز به یاریمان خواهند شتافت(یانیس ریتسوس)
نادر | July 31, 2009 1:53 PM