ویروس «توسط» در رسانهها!

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


« محرمانه، برای آقای کرباسچی! | صفحهی اصلی | وقت است که برخیزم »
مرور آینده
به پیش پر میکشیم و
به پس مینگریم.
چه بهشتی بود!
چه جهنمی بود!
مردم میهن من
آینده را مرور میکنند.
آندری وزنسنسکی (از «تو مشغول مردنات بودی»، ترجمهی محمدرضا فرزاد)





نظرها
به خانه خوش آمدی!
پدرام | July 4, 2009 6:11 PM
شادى نماند و شور نماند و هوس نماند
سهل است این سخن که مجال نفس نماند
فریاد از آن کنند که فریادرسد
فریاد را چه سود چو فرادرس نماند
...
(م. امید)
ب. بحرانى | July 4, 2009 11:22 PM
...
خیلی خوشگل بود...مرسی مریم عزیز.
نازلی حیدریان | July 5, 2009 2:17 AM
اصلاح مىگردد:
... فریاد از آن کنند که فریادرس رسد ...
ب. بحرانى | July 5, 2009 3:17 PM
سلام..
منتظر بودم آپ کنید تا براتون بنویسم..
نمی دونم چی باید بگم..
جز اینکه "این نیز بگذرد"..
نمی خوام سیاسیش کنم اما...
متاسفم..
توی بحبوحه ی انتخابات و اون زمان ها که اینترنت با سرعت معروف حلزونی خودش تو ایران داشت مسیری رو طی می کرد، من نشستم شب تا صبح پای وبلاگا و سایت هایی که غیرسیاسی بودن !!
اینجا روی پیدا کردم و دو شبانه روز تمام و کمال وقت گذاشتم برای خوندن اینجا !!!!
از نوشته تون راجع به حقوق زن گرفته وقتی که پشت ماشین فحش شنیدین تا خاطرات تون و معرفی فیلم ها و کتاب ها....
آدمی هستم که خیلی سخت یه چیزی رو می پسندم اما اگه پسندیدم تا تهش می رم.. خیلی خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم.. این نوشتنم و نظر دادنم هم دلیل بر این نیست که بگم من اینجور شخصیتی دارم یا بگم مثلا من وقت گذاشتم خوندم.. میخوام بهتون تبریک بگم بخاطر قلم روون و خیلی سبک جالب توی نوشتن.. منتها اولش فکر کردم شما هم عین ماها آدم معمولی هستین و انقدر قشنگ می نویسین.. اما بعدش فهمیدم دارین توی نشریه ها و روزنامه ها می نویسین...
خیلی خوشحالم که از نوشته هاتون می تونم استفاده کنم.. و بازم تبریک.............. !!!
اینجا رو رها نمی کنم...
موفق باشین..
:: مریم: نظر لطف شماس. مرسی
آسمان خاکستري ! | July 5, 2009 3:59 PM
سلام ...
احساس نمی کنید مشکلی برای وبلاگتون پیش اومده خانم مهتدی ؟
نوشته های قبلی شما رو در صفحه اول نمی بینم !
:: مریم: نه مشکلی پیش نیومده. خودم خواستم اینطوری باشه. تو لینک مستقل مطلب که برید، بالاش تیتر یادداشتهای قبلی رو میبینید
سینا مداح | July 5, 2009 9:58 PM
وقتی دستی و دلی به کاری نمی روند ؛
شعر شاعر ست که در چاله های ِ متروک
مدفون می شود . آه اين شعر دیگری ست
دور ریخته می شود .
دستی و دلی ست ؛ که به کاری نمی رود
ذهنی ست کاشفتگی مجالش نمی دهد
با این وجود مردم ، آنچه گذشته را مرور می کنند
با اين همه مردم ، آینده روشن را تصوير می کنند
شهروز اقبال زاده | July 6, 2009 6:26 PM
آینده ی روشنی رو داریم مرور میکنیم
حمید | July 13, 2009 5:40 AM