ویروس «توسط» در رسانهها!

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« خاموشی ِ زندگی | صفحهی اصلی | پیشنویس »
ادبیات؛ ویژهی نوروز
از نیمهی بهمن تا نیمهی اسفند روزهای شلوغ و خیلی سختی را گذراندم. شبهایی که تا نزدیک صبح بیدار میماندم و روزهایی که از صبحاش تا نیمهشب مشغول کار بودم. حاصل آن شببیداریها و کارکردنها، مطالبی ست که لینکشان را در پایین گذاشتهام.
فرهنگ و هنر مجازی در محاق
یادداشتی دربارهی فیلتر شدن «هفتان»، پروندهی ادبیات در ماهنامهی نسیم
کتاب میخوانیم یا نمیخوانیم؟ مساله این است
گزارشی دربارهی سرانهی مطالعه در ایران و آمارهای متناقضی که از ابتدا تا انتهای سال در اینباره منتشر شد. پروندهی ادبیات در ماهنامهی نسیم
طنز و پیچیدگی در نوروز
پیشنهاد چهار کتاب برای تعطیلات نوروز، دو هفتهنامهی مشق آفتاب
خواندن در تعطیلات
کتابهای خواندنی در تعطیلات نوروز به پیشنهاد محمدعلی سپانلو، لیلی گلستان، علیاصغر شیرزادی، علیاصغر حداد، رضا رضایی و میترا الیاتی، روزنامهی اعتماد
آخ جون نوروز تو راهه!
موسیقی کودکان در تعطیلات، ویژهنامهی نوروزی ماهنامهی شهرزاد
و باد آنها را برد...
گزارشی کوتاه از کتابهایی که در سال ۸۷ مجوز انتشارشان لغو شد، سالنامهی اعتماد





نظرها
اگر اشتباه نکنم سالنامه اعتماد دوشنبه منتشر می شود
مسعود | March 13, 2009 6:58 PM
سالنامه اعتماد دوشنبه منتشر می شه
فرمانده
:: مریم: مرسی فرمانده! دوشنبه که منتشر بشه، تهران میترکه!
Anonymous | March 13, 2009 8:14 PM
مریم عزیز روزنامه نگار شریف و پرکار سال نو را پیشاپیش خدمتتان تبریک گفته در پناه یزدان پاک تعطیلاتی شاد و خرم و سالی سرشار از سلامتی و شادکامی و موفقیت برایتان در کنار خانواده ارجمندتان ارزومند است .
:: مریم: ممنون
sh | March 15, 2009 9:17 PM
تهران كه تركيد. حالا صبر كن بعدش رو ببيني
در ضمن رفتيم لارستان . اونجا هم يه پروژه زلزله و تركوندن بود كه انجام شد با موفقيت. تو هم كه عازمي درسته ؟ يا رفتي الان ؟
:: مریم: فرمانده من مدت مدیدی میباشد که نیستم. در آیندهی نزدیک بر میگردم و اثرات ترکونده شدن تهران رو میبینم و افتخار مینمایم به این تیم بترکون. بعله. آقا لارستان رو تنها تنها ترکوندین؟ نامردا :))
فرمانده | March 16, 2009 11:01 AM
در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال
پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم .
"فرزاد حسنی " از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال 87 است که یاداشتی است شخصی در احوالات 30 ساله شدن و روز تولدم ...خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم .....لینک وبلاگ :
http://talkhzibast.persianblog.ir/
فرزاد حسنی | March 18, 2009 3:41 PM
سلام
و باد آنها را برد اما یاد آنها را ...
ز ن د ا ن | March 28, 2009 9:27 PM
وقتی نیاز به نوشتن دارم همه چیز متفاوت است. خود را در آغاز جاده ای می بینم که به افقی کودکانه ختم می شود و به هیچ...
سامان | March 30, 2009 10:00 AM
سلام
دعوتی به شعر
چراغ می آوری؟
یا علی
مریم حقیقت | March 31, 2009 8:33 PM
خسته نباشید و سال پر کارتری هم داشته باشید.
ایمان.الف.خلیفه | April 1, 2009 10:12 PM
با داستان كوتاه "واي" به روزم. خوشحال ميشم نظر تان را بدانم.
fahmizi | April 5, 2009 1:58 PM
سلام
کانال BBC فارسی در برنامه گفتگوی دیشب( 16/01/88) از وبلاگ شما استفاده کرد.
تبریک . جهانی شدین
:: مریم: ممنون، چی بوده برنامه؟ در جریان نیستم.
ز ن د ا ن | April 6, 2009 2:48 PM
سلام و درود
شادیبا | April 7, 2009 10:42 AM
رومینا
روبین که از مقابل اتاق رومینا می گذشت ، زمزمه رومینا را با آهنگ ملایمی که از دستگاه صوتیش پخش میشد ، را شنید .
صدای رومینا آنقدر زیبا و گیرا بود که چند لحظه ای ، روبین را پشت در اتاق خوابش میخکوب کرد . رومینا که اکثرا در انزوا و تنهائی و خلوت خود ، سیر میکرد و اکثر اوقاتش را در اتاق خوابش می گذراند ، از درک و حساسیت بسیار بالائی برخوردار بود . انگار که حس کرده باشد ، کسی چشت در اتاقش ایستاده ؛ برای لحظه ای کوتاه مکثی کرد و پرسید : کسی پشت دره !؟
هدیه من "کلوب فرهنگی"
وحید | May 18, 2009 12:50 PM