ویروس «توسط» در رسانهها!

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« وقتی نفر کم میآوریم! | صفحهی اصلی | برای حسنی، که بیپدر شد »
این یک پست تبلیغاتی ست!
قبلاً یکبار نوشتم که دوست ندارم مطالبم در مطبوعات را مثل یک پست مستقل بگذارم اینجا و برایشان تبلیغ کنم. اما حالا به گمانم مجبورم هم تبلیغ صفحهی کتابم را بگذارم، و هم درخواست همفکری بکنم!
صفحهی کتابی که شمارهی نخستاش دیروز در اعتماد چاپ شد، برخلاف ستون کتابی که پیش از این در روزنامه داشتم، فقط معرفی کتاب نیست. علاوه بر نوشتههای خودم دربارهی کتابهای تازه، نویسندهها، منتقدها و مترجمها هم دربارهی این کتابها نظر میدهند. در کنار مرور بر آثار تازهی ادبیات داستانی، یک ستون هم در صفحه دارم که در آن کتابهای قدیمی را پیشنهاد میکنم. به خصوص کتابهای خوبی که در سال انتشارشان آنقدر که باید دیده نشدهاند. اگر شما هم کتابی خواندهاید که فکر میکنید از نظر داستانی، کتاب خوبی بوده ولی به آن پرداخته نشده، خوشحال میشوم به من هم معرفیاش کنید.
اگر پیشنهادی دارید، اسم کتاب، نویسنده و اگر غیر ایرانی بود، مترجم را برایم ایمیل کنید یا در نظرخواهی همین مطلب، نظر بدهید.





نظرها
" درگرگ ومیشِ راه " نام دومین کتابی است که به قلم ابراهیم مختاری تدوین و چاپ شده است . کتاب به صورت داستان یک زندگی نوشته شده است . اما زندگی که کاملا واقعیت دارد، مختاری سینماگر مستندساز بابلي است که مضمون کتاب وی در باره زندگی اجتماعی فردی به نام " ز ینت دریایی."است . زنی که در روستایی در جزیره قشم زندگی می کند . این کتاب که باهمکاری " زينت "نوشته شده است با عنوان فرعی " تلاش مداوم زنی درجامعه بسته و مردسالار "به چاپ رسیده است، و در اصل بازگوکنننده کشمکش های درونی و فعاليت های اجتماعی زنی درجامعه بسته روستایی قشم است. مختاری ،حدود دوازده سال پیش با " زینت دریایی " ، بهورز اهل روستای سَلَخ جزیره قشم، و از طریق همسر زینت آقای "احمدی "آشنا می شود مختاری درباره چگونگی آشنایی اش با این زوج تحول طلب تعریف می کند: " برای ساختن فیلم مستندی از ماهی گیری سنتی به جزیره قشم واز آن جا به ده سلخ رفتم که ماهی گیری پررونق وتعاونی صیادی تازه تاسیسی داشت .این تعاونی مدیر عامل جوانی به نام "احمدی "داشت .نخستین بار وقتی احمدی تعریف کرد که زنش بهورز است ودرخانه ی بهداشت کار می کند متوجه اهمیت حرفش نشدم .اما چند روز بعد که به مناسبت دیگری صحبت پیش آمد وگفت همسرش به خاطر بهورزی برقع از چهره برداشته است ، شگفت زده پرسیدم : زن تو برقع از چهره برداشته است؟ و احمدی با اشاره به دوروبری ها مرا به آهسته حرف زدن دعوت کرد . من تا حدودی جامعه بسته ی قشم وازآن بسته تر سَلَخ را می شناختم . زنان سلخ چنان درکوچه و خيابان چنان از مردان ، به خصوص از مردان غريبه ، پرهيز می کردند که گوئی...." اهمیت این موضوع به اندازه ای بود که مختاری نخستین فیلم بلند سینمایی خود را با عنوان" زینت " درسال 1372 ساخت .البته به دلیل فضای بسته جامعه نمی توانست به راحتی مستندی از زندگی زینت بسازد ، و مميزی وقت هم اجازه نداد سناريوی داستانی نوشته شده از زندگی زينت ساخته شود. بنابراین با تحقیقاتی که از وضعیت دختران بهورزقشم کرده بود و با الهام از زندگی زینت ، یک فیلم داستانی ونه مستند را ساخت وبه پاس نقشی که زینت داشت ، عنوان فیلم را به او اختصاص داد.
ش.ا | February 8, 2009 1:21 AM
سلام.
كتابي است به نام «قصه برای بزرگسالان» نوشتهی «سالتیکوف شچدرین» که نام مترجماش را فراموش کردهام.
خودم هم در به در دنبالش هستم.
=============
پویا نعمتالهی | February 8, 2009 2:24 PM
تقسیم/ پیرو کیارا/ ترجمه ی مهدی سحابی/ نشر مرکز
فرار/ آلیس مونرو/ ترجمه ی مژده دقیقی/ نشر نیلوفر
عاقبت کار/ کینگزلی ایمیس/ ترجمه ی امید نیک فرجام/ نشر افق
راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟/ بلیک ماریسن/ ترجمه ی فرزانه طاهری/ کتابسرای سخن
زمانی برای رفتن/ حبیب ترابی/ نشر چشمه
فعلا همین ها یادم می آید...
مسعود | February 8, 2009 11:20 PM
سلام خانم مهتدی
متها پیش لینک وبلاگ شما را در "صحنه پیوسته بجاست" گذاشته ام و امروز مطالبی را تحت عناوین "نقش رسانه در تشکیل دولت وحدت ملی" و "اصلاحیه ی مقاله ی نقش رسانه در تشکیل دولت وحدت ملی" نوشته ام. لطفا مطالعه کرده و من را از نظرات ژورنالیستی تان مطلع کرده و با ارائه ی نظراتتان در افزایش بار علمی این پست ها سهیم باشید.
با تشکر
هادی شیخ | February 11, 2009 1:01 AM
درود!
هر چند دیر اما سفر بودم و این وقت شب گشودم بلاگسایتتان را! نخست عرض تبریک میلادتان و شگفت اینکه گمان میکردم سنتان بیش از این باشد با توجه به عکستان!! :D
از مطلب پست قبل هم لذت بردم که حق و حقیقت را نوشتید! انگاری قحطالرجال روزنامهنگار و نویسنده داریم... به جان خودم از این بلاگرهای جوان استفاده ببرند!!!! کم استعداد نداریم خب!
در مورد این پست هم راستاش خیلی کتاب مدنظرم هست اما از کجا بدانم که شما معرفی کردهاید یا نه؟
یکی مثلن رمان خواندنی «نامها و سایهها» اثر اخوت!
شاد زی
:: مریم: رسیدن به خیر :) ممنون
محمود | February 11, 2009 2:25 AM
همه چیز درباره "درباره الی ..."
سلام و احترام
پستی نسبتا طولانی اماجامع نوشته ام برای فیلم "درباره الی "حیفم آمد از شمابرای خواندنش دعوت نکنم و علاقه خود را به شنیدن نظر نقادانه تون پنهان کنم :
نکته اول – متن طولانی است و ممکن است خسته کننده باشد ولی خواندن آن برای کسانی که فیلم را دیده اند و نیز آنهایی که علاقمند به دیدن فیلم هستند و احتمالا در اکران ان را خواهند دید جدا توصیه می شود .
نکته دوم – به آنهایی که به هیچ عنوان علاقه ای به سینما و دیدن این فیلم ندارند و لی احتمالا از خوانندگان این وبلاگ هستند و این روزها خسته از این یادداشت های سینمایی،توصیه می شود فقط سه بخش " داستان درباره الی"، "قبل از تحلیل"، "تحلیل ماجرای الی"را که مختصر و چکیده مقصودم است را بخوانند. زیاد وقتتان را نمی گیرد.
فرزاد حسنی | February 13, 2009 5:13 AM
سلام
بسیار زیبا بود.
آرش خراط | February 14, 2009 2:43 AM
اگه در مورد آملی نوتومب و کتاب هاش مخصوصا کتاب ترس و لرزش بنویسید خیلی عالیه!ممنون
alireza mahdavi | February 23, 2009 7:01 PM