ویروس «توسط» در رسانهها!

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« پشت شیشه برف میبارد | صفحهی اصلی | دو روایت معتبر در باب مبارزه با خرافات! »
برای هجوم بیامان درد
نمیفهمم چه فرقی بین یک باکس کوچک در روزنامهی کارگزاران و یک خبر ویژه در روزنامهی کیهان وجود دارد، وقتی در متن هر دو، بخشی از بیانیهی مزخرف دفتر تحکیم وحدت چاپ میشود. آنکه بیانیه را محکوم میکند و آنکه بیانیه را بیتفسیر و قضاوت چاپ میکند، هردو محل انتشار آن جملات هستند. این نکته اما آنقدر مهم نیست.
مهم همکاران بیکار شدهای هستند که چهرهشان امروز در تحریریه پر از ناامیدی بود و هراس؛ به جای خشم یا حتا غم. برای مسئولانمان اگر مهم نیست، برای ما که در این حوزه کار میکنیم مهم است که همکارانمان با هزار و یک گرفتاری، از کرایهی خانه بگیر تا خرج دوا و درمان، باید به خاطر سهلانگاری چند نفر دیگر و دگماندیشی عدهای در صدرنشسته بیکار بشوند. و از همه بدتر آنکه، روزنامه را به خاطر آن باکس کوچک، در کوتاهترین زمان ممکن و بعد از سمپاشی عزیزان میبندند و عدهی بسیاری را از نان خوردن میاندازند و تازه باز هم دلشان خنک نمیشود. مسئولان روزنامه به اعضای تحریریه میگویند ساختمان روزنامه را ترک کنید قبل از آنکه با چوب و آتش به اینجا برسند. درد درست همینجاست که کار را میگیرند و بعد وعدهی کتک میدهند.
بعد از شنیدن خبر، زمانی که از اعتماد به سمت کارگزاران میرفتم، فکر میکردم که شاید بتوان با کمی شوخی جو طبیعتاً غمگین آنجا را شاد کرد و شاید حضور داشتن در کنار دوستانام، کمی تسلای خاطر باشد و... نمیدانستم در کمتر از چند دقیقه بعد از خبر قطعی، هراس به جای غم فضا را میگیرد، آنقدر که حتا فرصت نمیشود به کسی بگویم متاسفم و همه با هم ساختمان را ترک میکنیم.
خوش به حال ما و همکارانمان، که بعد از توقیف روزنامه، حتا فرصت نداریم دور هم بنشینیم و غممان را شریک بشویم!





نظرها
به سلامتی ... تا تعطیلی کل ممکلت یک یا حسین دیگر !
سیامک قاسمی | December 31, 2008 10:55 PM
عجیب نیست! هر روز قلمی می افتد و هر روز کاغذی به پرواز و در این وانفسا عده یی به تعیلق تن می دهند
زهرا | December 31, 2008 11:12 PM
تأسفي تلخ..چه ديگر مي توان؟!1
فرزانه | December 31, 2008 11:19 PM
درود!
تا باشد از اين خبرها!! به سلامتي فردا غزه هم آزاد شده و آقا حسينها هم با شادي و پايكوبي به همه شيريني تعارف ميكنند! حالا اگر از خوانِ غزه چيزي ماند به همكاران شما هم تعارفي خواهد شد! غمي نيست خانم مهتدي عزيز! تا باشد از اين خبرها
شاد زي
محمود | January 1, 2009 12:37 PM
خوب البته به همین میزان شاخهی علامه هم مقصر هستند که بارها با کارهای احمقانهشون میانه رو ها رو دردسر انداختند. یکی از موانع سر راه اصلاحات همین حضرات فاکس نیوزی هستند.
محمد علی | January 1, 2009 8:06 PM
بي ليت! میخوام!!!
عطا | January 2, 2009 12:23 AM
چه ایرادی به بیانیه دفتر تحکیم (علامه) است. هر گروهی حق دارد آزادانه نظر خود را بیان کند.
اوه اوه اوه... حواسم نبود اینجا ایرانه!!!!!!!!!!
ببخشید... . از مسئولین چماق به دست هم عذر میخوام.
مهدی | January 2, 2009 1:54 AM
واقعا ، جامعه روزنامه نگاری در اکثر کشورهای جهان سومی بسیار بی پناه است و کمترین حمایت های اجتماعی برايشان وجود ندارد . در عزا و عروسی سرنوشت چندان متفاوتی ندارند و امان از دست . اذناب اشتباه کاری که همیشه انگار وظیفه ای ندارند . جز تهیه خوراک برای آنها که به شدت به آن خوراک احتیاج دارند و با این کار برای مدتی هم خوراک مناسب گیر آورده اند و هم یکی از ابزارهای تبلیغی مهم و آگاهی دهنده را برای انتخاباتی که دیگر صدای نفس هایش را می توان شنیداز رقیب گرفته اند . خدا اصلاح طلبان را از دست برخی دوستانشان که روی خاله خرسه را سپید کرده اند نجات دهد
ش . ا | January 2, 2009 8:34 AM
واقعاً متاسفم... آدم گاهی اوقات نمیداند چطور میشود از شر این همه نگاههای بسته و دگم رهایی یابد. به هر حال انتخابات نزدیک است و هرچقدر صدا کمتر درآید شاید بهتر باشد... واقعاً متاسفم.
امیر ملوکپور | January 2, 2009 12:47 PM
:|
من خسته ام. از این بازی های لوس هر لحظه و هر دقیقه و زبان نفهمی آدمها و خودخواهی های مکرری که در سطح گسترده دامن همه را می گیرد .
خیلی بیش از آنچه که به چشم و کاغذ بیایــد خسته ام !
عطیه | January 2, 2009 6:38 PM
درود
دست مریزاد
زمهریر | January 3, 2009 12:01 AM
مسلما برای شما قابل قبول نیست اگر بگوییم که تعطیلی کارگزاران داغ بزرگی بود برای دل ما هم. رویه کارگزاران، و به طور کلی مطبوعات اصلاح طلبی که به معتدل ترین شکل ممکن برای ایجاد تغییر، روشنگری و تقویت جامعه مدنی تلاش می کنند قابل تقدیر است. حال اگر دلیل این توقیف چاپ بیانیه ی دفتر تحکیم بوده، سوال اینجاست که چرا دفتر تحکیم را محکوم می دانید؟ مزخرف خواندن بیانیه از جانب شما را می توان حمل بر عقیده ی شخصی شما دانست. اما توهین و لقب فاکس نیوزی(!) به این افراد زدن تحت چه قالبی قابل قبول است؟!
در سیستم جاری و طی سال های اخیر تمامی فعالین مدنی تحت فشار بوده اند. روزنامه نگاران هم همین طور. اما قبول کنید که هیچ قشری به اندازه ی دانشجویان بابت فعالیت ها و افکارش هزینه نداده است.
:: مریم: دوست عزیز! مسلماً وبلاگ محل انتشار عقاید شخصی نویسندهاش است. اینکه من آن بیانیه را مزخرف میدانم، همانطور که خودتان هم گفتید، نظر شخصی من است. این را در نظر داشته باشید که من هم جزوی از همین قشر دانشجویان هستم که از قضا به خاطر فعالیتها و افکارم هزینه هم دادهام، اما به عنوان یک دانشجو، آن دفتر و این بیانیههایش را نمایندهی خودم و افکارم نمیدانم، خصوصاً که این اختلاف نظر باعث تعطیل شدن یکی از تریبونهایمان و بیکار شدن تعداد زیادی از دوستان و همکارانم شده.
diako | January 3, 2009 2:44 PM
ماه مبارک محرمه، ثواب داره چند تا روزنامه هم تعطیل بشه
منا | January 3, 2009 6:35 PM
عجب! تو هنوز نمی فهمی؟
:: مریم: پس شما بعد از گالری اثر بالاخره فهمیدی؟
پیمان هوشمندزاده | January 4, 2009 2:55 PM
روزنامه نگاري در اين مملكت كار مذخرفي است.تريج قباي آقايان همه جا گسترده شده و هر چه لنگها را هم جمع كنيد فرياد آخ شست پام به نشانه پا گذاشتن روي قباي آقايان بر مي آيد گيرم كه اين فرياد با الفاظ وااسلاما باشد
lمحمود | January 5, 2009 9:24 AM
بله؟! چیو؟
:: مریم: اون چیزی که من هنوز نفهمیدهام دیگه! گفتم اگه شما فهمیدی، به من هم بگی. جهت تنویر افکار عمومی
پیمان هوشمندزاده | January 5, 2009 5:00 PM
ممنون که به وبلاگ من سر زدی.خوشحالم کردی.بازم بیا.
رضا | January 6, 2009 9:19 PM
یک رهبر حماس در گفتگو با شبکه یک الجزیره قطر: بر اسراییل پیروز خواهیم شد هم چون پیروزی یزید بر حسین http://www.newiraqnews.com/fa/pages/?cid=1486
سالومه | January 7, 2009 7:38 PM