
یادداشت خواندنی احمد پورنجاتی دربارهی توقیف شهروند امروز
این یادداشت را از دست ندهید
پنج ننگی که مردهشور هم نمیتواند آنها را پاک کند!
و تبریک به رضا ساکی بابت پیوستن به نهضت نیمفاصله در وب
لطفاً در تاکسی درددل نکنید
این اتفاق بارها برای من افتاده و آزار دیدم از بلند بلند حرف زدن مردم توی تاکسی. کاش حداقل آروم حرف بزنن
صدای «دهلچی» را شنیدهاید؟
وبلاگی فوقالعاده که پاچهی اهل موسیقی مملکت را میگیرد!
بازی تمام شده است
گفتوگو با بلقیس سلیمانی دربارهی رمان «خاله بازی»
مرضیه ریاحی روایت میکند
دامین جدید ِ «من روایت میکنم» را دارید؟
دکتر علی کردان را استیضاح نکنید، لطفاً!
بیانیهی جمعی از طنزنويسان مطبوعاتی

سیدرضا شکراللهی
نيما اكبرپور
بلوط
محمد آقازاده
آونگ خاطرههای ما
الهام طهماسبی
سعید کمالیدهقان
رضا ساکی
علی خردپیر
فرهاد جعفری
سوشیانت هزارم
علی مصلح
زیتون
ناتور
زننوشت
آرش عاشورینیا
سحر طلوعي
حمیدرضا علاقهبند
مصطفی قوانلوقاجار
حمیدرضا نصیری
جلال سمیعی
علی زادمهر
ليلي نيكونظر
تجربههای آزاد
كافه تيتر
صفحهی سیزده
شیما زارعی
سیامک قاسمی
علیرضا شیرازی
سرزمین رویایی
دوماهنامهی حدیثزندگی
حامد حبیبی
سینا سعیدی
میترا خلعتبری
رضا ولیزاده
عباس معروفی
شیرین کریمی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی

« خرده جنایت فرهاد آییش | صفحهی اصلی | شب یک، شب دو »
«دعوت»، یا چگونه ابراهیم حاتمیکیا مارا سر کار میگذارد؟

بعد از تماشای فیلم پرهیاهوی «دعوت» که با تبلیغ بسیار برای انبوه ستارههایش، خیلیها را منتظر و کنجکاو کرده بود، متوجه نکاتی شدم که نوشتن آنها شاید به آنهایی که در این چند روز فیلم را ندیدهاند، کمک کند.
با تماشای «دعوت» متوجه شدم که:
:: تنها نشانهی بارداری بالا آوردن -گلاب به رویتان- پشت نخستین درخت ِ دم دست است. اگر هم دم دستتان نبود میتوانید بدو بدو از داخل خانه بروید به حیاط و پشت تنومندترین درخت عق بزنید. البته میتوان به بوی اسب و پیازداغ هم بسیار حساسیت داشت. اگر فکر میکنید جز این دو نکته، علائمی برای نشاندادن بارداری وجود دارد؛ اشتباه کردهاید.
:: در تهران آزمایشگاههای شبانهروزی وجود دارد، که ساعت یازده شب درست وقتی که شما وسط مهمانی شام ِ آنچنانی هستید، به شما زنگ میزنند و بدون اینکه هیچ چیزی ازتان بخواهند، اطلاع میدهند که باردار هستید. ساعت کاری در اینجا هیچ معنایی ندارد.
:: خانمها تا وقتی متوجه بارداریشان نشدهاند، چهرهشان شاداب و پر رنگ و لعاب است. به محض اینکه این تلفن کذایی بهشان میشود، رنگپریده و مریضاحوال و حاملهوار میشوند و یادشان میافتد که باید یک دستشان را بگیرند به کمرشان، دست دیگر به زیر شکم و مدام به دنبال نخستین درخت ِ دم دست بگردند.
:: خانمهای پیر با گریم ِ زن شصتساله درحالیکه دختر وسطیشان ۲۵ سالهست و یک نوه هم دارند؛ میتوانند با سفر به کربلا به همراه حاجآقایشان، باردار بشوند. در اینجا چیزی به اسم یائسگی وجود ندارد و اگر اندکی شک کنید، پاسخ این است: خانم مذکور سید هستند.
:: نشانهی دهاتی بودن ِ یک زوج تنها لهجهی ناکجاآبادیشان است و بس. وگرنه یک زن دهاتی با آن لهجه هم ابروهای مد روز دارد و هم دکتری بسیار حاذق دماغشان را تبدیل به بینی کرده.
:: باردار شدن یک فرآیند خودخواستهی دوطرفه نیست. البته که این اتفاق ناخواسته هم به وجود میآید، اما اینکه زنی شوهرش را کتک بزند، دعوا کند، فریادش به آسمان بلند شود که تو میدانستی من بچه نمیخواهم و این کار را کردی، دیگر از آن حرفهاست! مخاطب در اینجا موظف است فکر کند تمام زنهای این فیلم ابتدا بیهوش شدهاند و بعد مردی خودخواه بدون اینکه زنشان رضایت داشته باشد آنها را مادر کرده.
:: وی افزود: پیشگیری از بارداری عملی یکطرفه و مردانه است که اگر انجام نشده، فقط و فقط مرد مقصر است و زن قربانی توطئهای شوم شده.
:: تمام زنهای حاملهی این شهر به مطب یک دکتر میروند برای سونوگرافی، و تمام بارداران ناراضی به مطب یک دکتر میروند برای سقط جنین که ازقضا منشی خانم دکتر هم حامله است.
:: پرداختن به موضوع سقط جنین و نشان دادن ابزار کار دکتر زنان تنها در فیلمی از کارگردان ِ مرحوم آژانس شیشهای ممکن است؛ لابد!
در پایان تلاش ابراهیم حاتمیکیا برای ترویج دو زنه بودن ِ آقایان را تقدیر میکنم و خوشحالم که این مقوله کم کم دیگر آنقدر عادی به نظر میآید که موضوع اصلی را تحتالشعاع که قرار نمیدهد هیچ؛ که عشق آقای همسر به همسر دوم و پنهانیشان تضمین سلامت و زنده بودن ِ کودک ِ ممنوعه میشود.







نظرها
با توجه به آنکه امر خطیر پیشگیری را هنوز انجام ندادهام، نمیتوانم اظهارنظر علمی کنم؛ اما بهتر است شما این قصهها را باور کنید و به کارگزدان عزیز ما متلک نیندازید. ایشان سریال عرفانیـعلمیـفرهنگیـهنری «حلقهی سبز» را هم ساختهاند که میتوانید برای رمزگشایی به گفتگوهایشان مراجعه کتید. سفارش نقد برای مجالس پذیرفته میشود.
جلال و غیره! | October 4, 2008 10:03 AM
1- اینکه فکر کنی همه زوجهای جوان از روند بوجود آمدن بچه باخبرند به شدت در اشتباهی، یه مشورتی با افرادی که در بیمارستانها با این زوجهای جوان سر و کله میزنند بکن، یه مثال واقعی: زوجی 15 سال بچه دار نمی شدند، علت: مرد خانواده 15 سال است که بصورت اقماری(23 روز کار-7 روز استراحت) در جنوب کشور (به دور از همسر خود) کار می کرده است!.
2- باز هم اگه فکر می کنی مرد اگه دلش بچه بخواد نمی تونه موقع پروسه بچه دار شدن سر همسرشو کلاه بزاره، باز هم در اشتباهی، باز هم به رفرنس مورد یک مراجعه بکن
3- اینکه کارگردان موقع ساخت فیلم نوع و طبقه اجتماعی مخاطبانش رو در نظر بگیره نمی تونه اشتباه باشه. مسلما مهمترین علائم حاملگی همونهاییه که تو فیلم نشون داده.
4- اینکه تمام شخصیتهای فیلم سراغ 2 تا دکتر بیشتر نمیرن هم که واضحه! در حقیقت قصه ها قصه افرادیست که به مطب این دو تا دکتر رفته اند نه بالعکس!
:: مریم: دربارهی نکتهي اول: من متوجه حرفی که میزنید بودهام، اما در فیلم زنان و مردان ماجرا ۲۴ ساعت هفته با هم هستند! بحث بر سر انداختن گناه گردن دیگریست و اینکه اگر زن خیلی نگران این موضوع هست، خب خودش هم میتونه برای پیشگیری اقدام بکنه!
جوابم به نکتهی دو همین چیزی هست که تو نکتهی یک گفتم! که اگه زنی خیلی میترسه از شوهرش که کار دستش بده، میتونه خودش دست به کار بشه!
نکتهی سوم اینکه این بحث علائم حاملگی چیز تازهای نیست. اما اینکه تو چه دورهای این اتفاقات میافته و آیا علائم دیگهای نداره، چیزیه که بهش کمترین اهمیتی داده نشده.
و نکتهی چهار اینکه این فرضیه وقتی درسته، که فیلم محورش مطب دکتر و مراجعاناش باشه. نه زنهای مختلف که گذرشون دست بر قضا به مطب دکتر میافته.
علی | October 4, 2008 12:24 PM
کاری کردی که دیگه از کنار سینماش هم رد نشم
mostafa ghazanfari | October 4, 2008 2:28 PM
نويسندهي فيلمنامه بايد مورد خطاب قرار بگيرد كه خانم است.
ايماگر | October 5, 2008 6:00 AM
خیلی فیلم بدی بود مطلبت تو بالاترین لینک شده تو وبلاگ من هم
زادمهر | October 5, 2008 1:36 PM
"خرده جنایت فرهاد آییش" شما رو دیروز توی صفحه ی آخر ویژه نامه ی روزنامه ی اعتماد خوندم.
جالب بود.
داستانک | October 5, 2008 7:56 PM
ندیده متوجه شدیم چه شاهکاریه. البته انتظاری هم نمیرفت!
حسین | October 5, 2008 9:19 PM
همین که مردی اهل جنگ و دفاع مقدس، فیلم زنانه می سازد، نشانه متحول شدن دیدگاه مخصوصا آدم مذهبی در مورد زنان است. در مورد حامله شدن های ناخواسته هم به نظر م دارد اعتماد بی چون و چرای زنان به مردان و سوء استقاده مردان را نشان می دهد. باز هم دستش درد نکند. اگر هر زنی این فیلم را ساخته بود تا بحال صد بار به فمنیست بودن متهم شده بود
:: مریم: از حق نگذریم این نظر رو قبول دارم.
رایا | October 6, 2008 12:09 AM
اپیزود گوهر خیراندیش ولی بد نبود
کاوه مظاهری | October 6, 2008 10:08 AM
دعوت ورود و تولد كودك نا خواسته اي به نام ابراهيم حاتمي كيا به سينماي گيشه اي ماست!
همين
ميم نقطه | October 6, 2008 7:45 PM
من این فیلم رو ندیدم.نمی تونم قضاوت کنم.هرچند چیزهایی که گفتید، جالب بود.و به طور قطع ضعف فیلم بوده.
اما من بعد از خوندن این پست می خواستم به کامنت حسین، دو کامنت بالاتر، جواب بدم.
"فمنیست بودن" اتهام نیست که به کسی بزنن.متاسفانه این برداشت عام که فمنیست ها آدم های ضد مرد و نا حق و ... هستند، زیادی رواج پیدا کرده.تا جایی که توی روزنامه ی همشهری، 8 مهر، توی مصاحبه با کارگردان سریال روز حسرت، از همین عبارت فمنیست مثل یک فحش استفاده شد ! طوری که کارگردان رد کرد و گفت افسانه بایگان توی اون سریال " طرفدار حق است و فمنیست نیست" !
یعنی نه خبرنگار نه کارگردان هیچکدوم معنی درست این کلمه رو نمی دونن.
فمنیسم یک نظریه ست که معتقد به " برابری" زن و مرد در همه ی جنبه ها هست.سیاسی، اقصادی، ...
یک نوع فمنیسم هست به نام pop Feminism که شامل تفکر متنفر از جنس مرد هست.این اون نوعی از فمنیسمه که اغلب با کلیت فمنیسم اشتباه گرفته می شه.
اما معنای فمنیسم، و یه شخص فمنیست، فحش، توهین و اتهام نیست.
بهاره | October 6, 2008 8:09 PM
با ديدم كامنتهاي اينجا مجبور شدم حتما چند خطي در مورد دعوت تو وبلاگ بنويسم.
علي | October 6, 2008 10:53 PM
اینها همش ترویج دو زنه بودن وشدن هستش .همش مخالفت وکوبوندن زنها وتوهین به شخصیت مردها .
ما باید هوشیار باشیم که نیستیم .
نسترن | October 7, 2008 1:04 AM
مگه ايشون كاري جز تبليغ ايدههاي نظام هم بلده؟ اين ايده ها هم همش در راستاي سر كار گذاشتن مردمه
dozdaki | October 7, 2008 8:37 AM
دو مورد رو کاملا باهات موافقم. یکی بحث احمقانه یک طرفه بودن ماجرای بارداری که در اپیزود اول به خصوص ، خیلی روی اعصاب بود و یکی هم ترویج دوزنه بودن.
میلاد | October 8, 2008 8:23 PM
سوژه خیلی کلیشه ای و تکراری بود، با دیالوگ های ضعیف
اما این مفهوم رو در بر داشت که زن ایرانی از هیچ حقی در این مملکت برخوردار نیست
حالا در هر مقام و درجه اجتماعی که باشه
چه یک دکتر، چه بازیگر، چه مستخدم و ...
...
یکی از نقاط ضعف این فیلم این بود که فیلمنامه قطع می شد و می رفت در یه خانواده دیگه، و این جالب نیست باید یک فیلم به صورت داستان باشه یا حداقل یه جوری به هم مرتبط بشن ...
فیلم کوتاه که نبوده ...
...
دیدنش وقت تلف کردن بود
آتنا | October 9, 2008 4:38 PM
سلام. و البته ترویج این نکته بود زن ها می تونن بچشون را ... و یا اینکه زن ها می تونن سفاکترین موجودات عالم باشند که یک موجود زنده ، یک انسان را بکشند.
اونی که توی شکم زنه، انسانه.
و شما تمام فیلم را دیدید ... فقط مسائل سیاسی و فمینیستی خودتان را باز گو کردید.
بایت بی طرفی شما ... بسیار مممنونم. جناب منتقد. آزاد اندیش.
ولی خب باز هم، زنده باد مخالفها.
مظاهر | October 9, 2008 7:48 PM
کامنت من تایید میشه ... نمی شه ؟
وای خدا...
مظاهر | October 9, 2008 7:49 PM
سعیمیكنم اين خفته برم ببينم و نظری چند در كنم!
سمن | October 14, 2008 11:54 PM
تا کی میخواین پز روشن فکری بدین؟تا کی؟
laloo | October 16, 2008 2:56 AM
تا کی میخواین ادای روشنفکری رو در بیارین و ایراد های بی جهت بگیرین؟
لالو | October 16, 2008 3:06 AM
درود و سپاس بابت روشن نمودن داستان فيلم که سبب شد در صرف وقت، انرژى و پول بىزبان صرفه جويى گردد زيرا که هيچ حاضر نيستم زمان گرانبهايم را براى فيلمى که دو زنه بودن را تبليغ مىنمايد هدر دهم.
کوروش | October 16, 2008 2:44 PM
افتضاح ترين اثر حاتميكياس.
از مطب نصفه شب تماس ميگيرن با خونهي كسايي كه آزمايش دادن. بعد تو فيلم يه سري جاها روزه يه سري جاها صبحه يه سري جاها شب!
آه ساختار اپيزوديك بلد نيستي مجبوري بسازي حاتمي كيا؟
ساختار اپيزوديك معمولا شكل رواييش خطي نيست. هزاران نمونه هم داره كه معروفترين بابل، 21 گرم، كرش و ... ست.
اين بيشتر به 5تا فيلم كوتاه شبيه بود تا اپيزوديك!!!
هادي | October 17, 2008 11:17 PM
مریم جان نقد نه چندان کارشاناسانه ات رو خوندم .بی شک دعوت کار ضعیف ابراهیم حاتمی کیا بود اما نقد تو به شدت فاقد فاکتور انصاف هستش بهتر نیست خودت چند بار نوشته های تیتر وارت رو مرور کنی و ببینی چقدر واقعیت رو اغراق آمیز طرح کردی.؟
علاقه ی شما به چند وبلاگ نویس پیش کسوت مشهوده حتی در نقد نویسی که خیلی به نظرات اونها ارادت داری و مشابه اونها مینویسی!
:: مریم: عجب!
par | October 19, 2008 4:30 PM
البته یائسگی ربطی به بارداری نداره
مرجان | October 25, 2008 2:40 PM
فیلم عالی بود.حاتمی کیا فعلا مرد شماره یک سینمای ایران بی سینماست
حسین | November 2, 2008 3:23 PM
نقد "دعوت" در یک کلام: توهین به شعور بیننده!
هومن | November 15, 2008 5:23 PM