
یادداشت خواندنی احمد پورنجاتی دربارهی توقیف شهروند امروز
این یادداشت را از دست ندهید
پنج ننگی که مردهشور هم نمیتواند آنها را پاک کند!
و تبریک به رضا ساکی بابت پیوستن به نهضت نیمفاصله در وب
لطفاً در تاکسی درددل نکنید
این اتفاق بارها برای من افتاده و آزار دیدم از بلند بلند حرف زدن مردم توی تاکسی. کاش حداقل آروم حرف بزنن
صدای «دهلچی» را شنیدهاید؟
وبلاگی فوقالعاده که پاچهی اهل موسیقی مملکت را میگیرد!
بازی تمام شده است
گفتوگو با بلقیس سلیمانی دربارهی رمان «خاله بازی»
مرضیه ریاحی روایت میکند
دامین جدید ِ «من روایت میکنم» را دارید؟
دکتر علی کردان را استیضاح نکنید، لطفاً!
بیانیهی جمعی از طنزنويسان مطبوعاتی

سیدرضا شکراللهی
نيما اكبرپور
بلوط
محمد آقازاده
آونگ خاطرههای ما
الهام طهماسبی
سعید کمالیدهقان
رضا ساکی
علی خردپیر
فرهاد جعفری
سوشیانت هزارم
علی مصلح
زیتون
ناتور
زننوشت
آرش عاشورینیا
سحر طلوعي
حمیدرضا علاقهبند
مصطفی قوانلوقاجار
حمیدرضا نصیری
جلال سمیعی
علی زادمهر
ليلي نيكونظر
تجربههای آزاد
كافه تيتر
صفحهی سیزده
شیما زارعی
سیامک قاسمی
علیرضا شیرازی
سرزمین رویایی
دوماهنامهی حدیثزندگی
حامد حبیبی
سینا سعیدی
میترا خلعتبری
رضا ولیزاده
عباس معروفی
شیرین کریمی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی

« لذتهای خیابان وزرا | صفحهی اصلی | «دعوت»، یا چگونه ابراهیم حاتمیکیا مارا سر کار میگذارد؟ »
خرده جنایت فرهاد آییش
آقای آییش
آخرین کار تئاتری که از شما دیدم، نمایش پنجرهها بود که خیلی هم دوستاش داشتم. اما بازی و کارگردانی خوب شما در آن نمایش هیچ دلیل نمیشود که نگویم تله تئاتر خرده جنایتهای زناشوهریتان که امشب از شبکهی چهار تلویزیون پخش شد، به شدت با اعصاب و روان ِ من بازی کرد!
به شما تبریک میگویم که با ساخت این تلهتئاتر توانستید یاد و خاطرهی فیلم «دو زن» را در ذهن من زنده کنید.
تبریک میگویم که توانستید اطرافیان من که نمایشنامه را نخوانده بودند، با اثری روبرو کنید که با آن مثل تئاترهای گلریز برخورد کنند.
صمیمانه تبریک میگویم که بین این همه بازیگر، سراغ نیکی کریمی رفتید که یکتنه توانست گند بزند به نمایش و نمایشنامه.
تبریک میگویم که آن ریتم عالی نمایشنامه را تبدیل کردید به یک کار کسلکننده که بیننده را به مخاطبی بلاتکلیف تبدیل کند.
تبریک میگویم که دو بازیگر سینما را آوردید به تلویزیون برای اجرای تلهتئاتر، که نتیجهاش بشود چیزی که دیگر همهچیز بود الا تلهتئاتر!
البته به دیگر عوامل گروهتان هم باید تبریک بگویم. به خاطر آن دکور نچسب، آن لباسهای بدفرم، آن رنگهای آزار دهنده و از همه بدتر موسیقی متن ناهماهنگ و عجیب!
باز هم تبریک میگویم به خاطر انتخاب نیکی کریمی که حتا نمیتوانست ذرهای حس قاطی بازیاش بکند و اوج شاهکارش «جیغ»های بنفشی بود که مجبورم میکرد هر چند دقیقه صدای تلویزیون را کم کنم.
خسته نباشید. شما یکتنه توانستید ورژن تصویری زیر متوسطی را از نمایشنامهی محشر «خرده جنایتهای زناشوهری» ارائه کنید.
آقای آییش!
من هنوز دوستتان دارم. به خاطر نقشهایتان در سینما، به خاطر کارهای خوبتان در تئاتر، اما عاجزانه تقاضا میکنم دیگر به این شکل سراغ ساخت تلهتئاتر نروید و حداقل اگر رفتید، یک هفته برایش در تمام شبکهها تبلیغ نکنید که نصف شب اینطور ما زابهراه شویم و ندانیم که این اثر تازهتان را باید کجای کارنامهی کاریتان جا بدهیم.
لطف عالی مستدام
:: مرتبط:
خانم نیکی کریمی! شما چیزی دربارهی سوهان روح شنیدهاید؟ / ناتور
دو تا آدم شل ِ بیحال / الیزه
خرده جنایتهایی از عشق و روزمرگی / راز نو
چگونه زن و شوهر فرهاد آییش روی اعصاب مردم راه میروند / وبنویس
بازنشر این یادداشت در روزنامه [+]







نظرها
تبریکات متقابل من را بپذیرید :ي
احمد | October 2, 2008 1:29 AM
یه سوال کلی بدون مخاطب خاص:)) چرا یهو یه ماجرا عادی اینقدر سریع در وبلاگستان مد میشود؟!! مثل همین امشب که هنوز یه ساعت از پخش خرده جنایت ها نگذشته چند پست انتقادی پشت سر هم نوشته میشود یا مثال ساده تر تا یک ماه پیش اکثر وبلاگها در ستایش اثر کن فیکون کننده! فرهاد جعفری مطلب مینوشتند و الان نشانه باب روز بودن نکوهش کتاب عامه پسند و خلق و خوی جعفری..
ممنونم
:: مریم: دربارهی کتاب آقای جعفری نظری نمیدهم، اما دربارهی این تلهتئاتر: فکر میکنم چون کسانی بودند مثل من، که نمایشنامه را بارها خواندهاند و دوستاش دارند و منتظر بودند که اجرای آنرا ببینند. همکاران هم که در رسانهها کم برایش تبلیغ نکردند و خلاصه فکر میکنم کنجکاویها زیاد بود سطح انتظارات بالا. در نتیجه کسانی که انتظارشان برآورده نشد، سریع دست به کیبورد شدند! البته از زود کامنت خوردن این پست معلومه که وضع بقیه هم فرقی با ما نداشته.
مولود | October 2, 2008 1:58 AM
واي كه حرف دل من رو زدي .. ممنونم از شما . راستش رو بخواهيد وقتي تيزر تلويزيوني تله تاتر رو ديدم ، از حسن انتخاب اين دوبازيگران خصوصآ فروتن خيلي جا خوردم .. بازيگري و هنر مندي بايد در خون بازيگر باشد .. و گرنه به دليلي كه به اصطلاح ستاره سينما هستند ، هر ژانري رو بازي كنند ... واي بر حال و روز تئاتر و هنر تصويري ما ... البته آقاي فرهاد ائيش رو نبايد شماتت كرد . ما هم مقصر هستيم ! اخه وقتي ملتي هنرپيشه نديده با ديدن هنرپيشه آبكي او را محاصره كرده و تا امضا نگيريم شب خوابمان نمي برد ، معلومه كه هر كسي يه شبه ستاره و فوق ستاره مي شود .. كجايند مرحوم فني زاده ها .. ؟ نتيجه همين بازي بي روح اين بازيگران مي شود كه تنها چيزي كه براشون اهميت نداره ، وقت با ارزش اين مردم است .. به همه اين مطالب جيغ هاي بنفش نيكي خانم رو هم اضافه كنيد ... من نمي دونم در اين سال ها به اين خانم تفهيم نشده كه بد جوري جيغ مي كشه ... !!؟ آخه تا كي ما بايد به به چه چه گوي اين و ان باشيم .. شما به ميميك صورت پرويز پرستويي در هر نقشي دقت كرده و بعد با فروتن بسنجيد .. !! خدا آخر عاقبت ما رو به خير كنه ...
بهروز مدرسي | October 2, 2008 2:01 AM
سلام .می بینم که دل پردردی داری .از مدتها پیش بریا این تئاتر تلوزوینی تبلیغات و سر و صدای زیادی برپاشده بود .بازگشت نیکی کریمی و فروتن را به تئاتر اونهم ازنوع تلوزوینیش توسط دوستان مطبوعاتی یک اتفاق مهم قلمداد میشد و عوامل و خصوصا کارگردان آن آقای آئیش خیلی روی این موضوع صحبت کرده بود .صدا و سیما هم از چند روز پیش مدام از پخش آن در روز عید فطر خبر می داد اما متاسفانه کار آنطوری که انتظار می رفت نبود یعنی از این همه اسم و رسم اینگونه انتظار نداشتیم .متاسفم که خیلی ها امشب به دعوت و تاکید من پای این تئاتر نشستند .
-------------------------------------------
نامه ای به عطاء ا..مهاجرانی : تا یادبگیریم سیلی نزنیم
عطا ا..مهاجرانی سیاست پیشه سابق و این دوست وهمکار فعلی – وبلاگ نویس – که گاه و بی گاه از طریق وب سایتش کلامی یاد می گیرم و چیزهایی هم برایش مرقوم می کنم که با بزرگواری و سعه صدر می خواند، در مطلبی امروز داستان یک سیلی را نگاشته بود . بسیار زیبا و دل انگیز بود این حکایت . حیفم آمد به سادگی ازاین داستان بگذرم .نامه ای را برایش نگاشتم و ارسال کردم ..حکایت شنیدنی مهاجرانی و نامه من به او را در این آدرس بخوانید ونظر بدید :
http://talkhzibast.persianblog.ir/
فرزاد حسنی | October 2, 2008 2:34 AM
خوشحالم که آن قدر این نمایشنامه را دوست داشتم که نخواستم تصویری را که از آدم های این نمایشنامه توی ذهنم ساخته بودم با دیدن چیز دیگری خراب کنم. خوشحالم و از قبل هم فکرش را می کردم... آن قدر که دیدن مصاحبه ی عوامل سریال روز حسرت را به دیدن این تله تئاتر ترجیح دادم.
مسعود | October 2, 2008 10:04 AM
سلام من هم با تو موافقم راستی به مطلبت لینک دادم
زادمهر | October 2, 2008 10:33 AM
قبول دارم که نیکی کریمی خیلی خیلی بد بازی کرد ولی نباید به فرهاد آئیش خرده گرفت چون انتخاب بازیگر با تهیه کننده بود
:: مریم: بله انتخاب بازیگر با تهیهکننده بود اما کارگردان باید بتونه از بازیگر ِ نابلدش بازی بگیره. نمونهاش حمید نعمتالله، محمدرضا گلزار، فیلم بوتیک!
هادی | October 2, 2008 2:18 PM
من اما نیکی کریم و محمدرضا فروتن را در این کار دوست داشتم. اصلاً هم یاد دوزن نیفتادم باو وجود اینکه آن کار را هم دوست داشتم. به نظرم مهمترین چیزی که باعث شده موضع منفی درباره این تله تئاتر بگیری این بوده که قبلاً کتابش را خواندهای و برای خودت تصویرسازی کرده ای و حالا با وجود محدودیتهای بیشماری که کارگردان و بازیگران این کار داشتهاند و نحوه کار، حسابی توی ذوقت خورده. خدا را شکر که من قبلش کتاب را نخونده بودم!
خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز | October 2, 2008 3:03 PM
بابا اونقدرها هم که گفتی بد نبود به خدا...
ولی صدای نیکی کریمی اصلا تئاتری نیست. یه جوریه...
موقع فریاد کشیدن صدای نخواستنیی داره.
من با اون تیکه های آهنگ عوض کردن فروتن خیلی حال کردم :)
مو طلا | October 2, 2008 8:13 PM
درود!
من با لینکهایی که مرتبط با مطلب بودند، با آقای «سیامک قاسمی» موافقترم! ضمن اینکه هر چند بازیها به نظر با روح تاتر همخوانی نداشت، ولی باید به یک مسئله شک کرد! آنهم به قضاوتمان که چرا فرهاد آییش چنین بازیهایی گرفته است؟
به گمانام او قصد داشته است روایتی متفاوت داشته باشد! البته گمان میکنم! چرا که او اینقدرها حالیاش میشود که کارش کجا میلنگد!
شاد زی
محمود | October 3, 2008 12:14 AM
من واقعا نمیدونم چرا کارهای اینچنینی که زنده نیستن و میشه دوباره برداشت داشت و اجرا کرد و ضبط .. کارشناسی نمیشن ! دلم می خواست کار رو میدادن به علی رفیعی .. می دیدن چی درمیومد !
کاتهای بی موقع ! جیغهای کریمی که در تمام کارهاش این قدر جیغ نزده بود ..
هانیه توسلی رو میذاشت باز هم بهتر بود !!
از فروتن بیشتر انتظار داشتم .. کسی که نقش رومئو داشته با رفیعی کار کرده ..بعیده که این طوری ...
خدا رحم کرده نمایشنامه رو خونده بودم قبلا ! به هر کی گفته بودم ببینه حرص خورده بود!
بعد این همه تبلیغ .. واقعا محشر بود!
عطیه | October 3, 2008 12:17 PM
به نظر من شما و همکاران وبلاگ نویستون که درباره این تله تئاتر نوشتید همه عقده ای هستید, از لحن تون پیداست, بازی خوب و بد رو می شه درست کرد , اما آدم عقده ای رو نه! چه کارها که با قلم می کنید...
n.d | October 8, 2008 2:09 PM