ویروس «توسط» در رسانهها!

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


« کارگاه رمان شهسواری؛ شکست یا موفقیت؟ | صفحهی اصلی | خرده جنایت فرهاد آییش »
لذتهای خیابان وزرا
میخواهم وسط لذت خواندن کتابهای فوقالعاده و دیدن فیلمهای جذاب، یک پیشنهاد اغواکننده بهتان بدهم!
اگر روزی احساس خستگی از کار و روزمرگی کردید، اگر روزی احساس کردید تبدیل به ماشینی شدهاید که یادتان رفته در زندگی لذتهای دیگری به غیر از کار کردن و خوردن و خوابیدن هم وجود دارد، اگر اصلاً یک روز هوس کردید روال عادی زندگیتان را فقط برای چند ساعت کنار بگذارید؛ یک سر بروید خیابان وزرای تهران و خودتان را میان مغازههای عطرفروشی گم کنید!
پیادهروهای خیابان وزرا پر از عابرانیست که مچ دستهایشان را مدام جلوی بینی خود یا همراهانشان میگیرند و چهرهی همه خندان و هیجانزدهست. در وزرا میتوانید میان بوهای گوناگون قدم بزنید و فراموش کنید که در طول روز چه کردهاید و در زندگی چه میکنید اصلاً! بهتان قول میدهم اگر نه حتا به قصد خرید، که به قصد تفریح هم چند ساعتی خودتان را میان این مغازهها گم کنید، لذت عجیبی را به خودتان هدیه خواهید کرد!
:: پینوشت:
خرید معرکهی امروز فقط با همراهی این خانم عزیز ممکن بود! اصلاً او یک پای فوقالعاده برای خوشگذرانیهای عصرهای پاییزی ست که شعبهی دیگری هم ندارد!





نظرها
منم می خواااااااااااااااااام . هم لیلی هم از این بوها :دی
لیلا | September 28, 2008 10:28 PM
درود!
خانم «مهتدی» عزیز باورکردنی نیست! من همین دیروز عصر در مغازهی دوستام که از قضا عطرفروشی دارد، همین محصول «سینما» را تست کردم بر دستام و... وای خدای من این ناماش یعنی چه؟ این همزمانی و... این به گمانام دفعهی دومی است که در اینجا چیزی میخوانم که همان را همان روز انجام دادهام!! حیرتانگیز است!!
شاد زی
محمود | September 29, 2008 8:14 AM
بوهای خوب میدی!
سینا سعیدی | September 29, 2008 7:57 PM
حالا اگر یکی هر روز راهش از پیاده روهای خیابان وزرا میان بوهای تازه بگذرد، میان کتابهای تازه، فیلم های فوق العاده و پیاده روی های عصر های پاییزی گم شده باشد تکلیف چیست؟
:: مریم: تکرار هرچیزی، مرگ آن چیز است! حتا پیادهرویهای عصرهای پاییزی هم باید هربار لوکیشن تازهای داشته باشد!
مسعود | September 30, 2008 3:53 PM
مخصوصا فروشگاه هايلند جاي مناسبي واسه اين كارها
:: مریم: هایلند خوبه ولی کسی نیست که کمک ادم بکنه و درضمن گرون تر میده عطرها رو.
علي | October 1, 2008 8:55 AM