ویروس «توسط» در رسانهها!

بغداد به پاریس!
خدای من! این نوشتهی معرکهی سارا را از دست ندهید
هزینهی دوستداشتنیترین کار دنیا
من که با دیدن قیافهی لیلی بعد از ساعت ۴:۲۳ دقیقهی عصر چهارشنبه، کلاً نگراناش نماندم!
از اینکه اخلاق را رعایت کردیم، معذرت میخواهیم
توضیحات بهرنگ تنکابنی دربارهی حاشیههای کنسرت علیزاده و درویشی
به افتخار صدمین فرمان جلال سمیعی
خسته نباشی آقای طنزنویس، به خدا انگار همین دیروز بود فرمان اول!
جامهای تازه بر تن «راز نو»
دست دیزاینرش درد نکنه. امیدوارم نویسندهاش هم بیشتر و جدیتر بنویسه باز هم!
مرگهای چهارشنبهای!
نامهی حضرت علی به مالک اشتر مدتهاست که مخ من رو سوراخ کرده
به افتخار حماس
پدرام رضاییزاده


« کارگاه رمان شهسواری؛ شکست یا موفقیت؟ | صفحهی اصلی | خرده جنایت فرهاد آییش »
لذتهای خیابان وزرا
میخواهم وسط لذت خواندن کتابهای فوقالعاده و دیدن فیلمهای جذاب، یک پیشنهاد اغواکننده بهتان بدهم!
اگر روزی احساس خستگی از کار و روزمرگی کردید، اگر روزی احساس کردید تبدیل به ماشینی شدهاید که یادتان رفته در زندگی لذتهای دیگری به غیر از کار کردن و خوردن و خوابیدن هم وجود دارد، اگر اصلاً یک روز هوس کردید روال عادی زندگیتان را فقط برای چند ساعت کنار بگذارید؛ یک سر بروید خیابان وزرای تهران و خودتان را میان مغازههای عطرفروشی گم کنید!
پیادهروهای خیابان وزرا پر از عابرانیست که مچ دستهایشان را مدام جلوی بینی خود یا همراهانشان میگیرند و چهرهی همه خندان و هیجانزدهست. در وزرا میتوانید میان بوهای گوناگون قدم بزنید و فراموش کنید که در طول روز چه کردهاید و در زندگی چه میکنید اصلاً! بهتان قول میدهم اگر نه حتا به قصد خرید، که به قصد تفریح هم چند ساعتی خودتان را میان این مغازهها گم کنید، لذت عجیبی را به خودتان هدیه خواهید کرد!
:: پینوشت:
خرید معرکهی امروز فقط با همراهی این خانم عزیز ممکن بود! اصلاً او یک پای فوقالعاده برای خوشگذرانیهای عصرهای پاییزی ست که شعبهی دیگری هم ندارد!





نظرها
منم می خواااااااااااااااااام . هم لیلی هم از این بوها :دی
لیلا | September 28, 2008 10:28 PM
درود!
خانم «مهتدی» عزیز باورکردنی نیست! من همین دیروز عصر در مغازهی دوستام که از قضا عطرفروشی دارد، همین محصول «سینما» را تست کردم بر دستام و... وای خدای من این ناماش یعنی چه؟ این همزمانی و... این به گمانام دفعهی دومی است که در اینجا چیزی میخوانم که همان را همان روز انجام دادهام!! حیرتانگیز است!!
شاد زی
محمود | September 29, 2008 8:14 AM
بوهای خوب میدی!
سینا سعیدی | September 29, 2008 7:57 PM
حالا اگر یکی هر روز راهش از پیاده روهای خیابان وزرا میان بوهای تازه بگذرد، میان کتابهای تازه، فیلم های فوق العاده و پیاده روی های عصر های پاییزی گم شده باشد تکلیف چیست؟
:: مریم: تکرار هرچیزی، مرگ آن چیز است! حتا پیادهرویهای عصرهای پاییزی هم باید هربار لوکیشن تازهای داشته باشد!
مسعود | September 30, 2008 3:53 PM
مخصوصا فروشگاه هايلند جاي مناسبي واسه اين كارها
:: مریم: هایلند خوبه ولی کسی نیست که کمک ادم بکنه و درضمن گرون تر میده عطرها رو.
علي | October 1, 2008 8:55 AM