ویروس «توسط» در رسانهها!

نوستالژی قنادی سینا
خاطرهی مشترک، با کمی اختلاف سن
مافیا وارد میشود
سومین یادداشت خواندنی ِپدرام در اعتماد
نامزدهای رمان جایزهی مهرگان ادب
خدا را صد هزار مرتبه شکر که داوران مهرگان متهم به نادیدهگرفتن کتاب بینام اعترافات نمیشوند
جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!


« کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟ | صفحهی اصلی | مرور تاریخی »
روز مزه
نخست اینکه: همیشه بدم میآمد از اینکه یادداشتهای مطبوعاتیام را مثل یک پست مستقل بگذارم در صفحهی اصلی وبلاگ و داد بزنم که آی مردم بیایید بخوانید که من چه نوشتهام و چه گفتهاند! از طرف دیگر هم گاهی اوقات که مصاحبه یا گزارشی با حذف یا سانسور در روزنامه چاپ میشد، دوست داشتم متن کاملاش را منتشر کنم. نتیجه اینکه حمیدرضای عزیز زحمت این صفحهی جانبی را برای وبلاگم کشید و من هم کارهایم در سال ۸۷ را گذاشتم آن جا و حالا اگر کسی دلش خواست، میتواند آنها را از اینجا بخواند. در ستون سمت چپ، پایین لینکده هم میتوانید تیتر سه یادداشت آخر را ببینید.
دوم اینکه: فردا، ساعت ۱۷ نشست «دگرخند» در تالار شمارهی ۲ اندیشه (حوزه هنری) برگزار میشود. قرار است دو مجموعهشعر طنز «زنبورهای عسل دیابت گرفتهاند» و «پستهی لال سکوت دندانشکن است» از اکبر اکسیر نقد بشود. کیومرث منشیزاده منتقد خواهد بود و عدهی زیادی از طنزپردازان هم در جلسه حضور خواهند داشت. چند وقت پیش این مجموعهشعر تازهی اکبر اکسیر را در ستون هفتگیام در روزنامهی اعتماد معرفی کردم و فکر میکنم نقدهای زیادی هم به آن وارد است. به هر حال، اگر دوست دارید، ساعت ۱۷ در تالار اندیشه باشید که حداقل جا برای نشستن پیدا کنید!





نظرها
مبارک باشه!
:: مریم: سپاسگزارم استاد!
:::: خوابگرد | August 10, 2008 11:56 PM
مثل همیشه....
20 روز آخره....
ياد ايام... يا اين نوستالژي دردناك و لذت بخش است "
يا
" حكايت روزهاي عمر و دانشگاه... و من كه هميشه از 20 متنفر بوده ام "
خيلي مخلصيم...رييس
ارتش سايه ها | August 11, 2008 3:40 PM
مبارک باشد تولد تدی پرس دو، ان شاءا... سومی و چهارمی
مسعود | August 11, 2008 10:28 PM
19- گاهی بهترین عدد دنیاست....
" بهترین عدالت... انتقام است
یا مطمئن باش من به یک " هوبی " تبدیل نخواهم شد "
اینم از امروز ....
خیلی مخلصیم....
ارتش سايه ها | August 12, 2008 1:34 PM
درود!
خانم مهتدی نازنین امیدوارم که نرنجیده باشید!! قصدی در کار نبود!
شاد زی
:: مریم: نه ناراحت نشدم! اشکال تایپی از منه و کامنتتون رو منتشر نکردم چون خطاب به شخصی بود که ربطی به موضوع نداشت :) ممنون
محمود | August 12, 2008 8:49 PM