ویروس «توسط» در رسانهها!

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« سه سالگیات مبارک | صفحهی اصلی | روز مزه »
کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟
حقالتحریرهایی که هیچوقت پرداخت نمیشوند، اسمهایی که جا میمانند، روزنامههایی که توقیف میشوند، خبرگزاریهایی که منحل میشوند، نشریاتی که صفحهبندی میشوند اما هیچوقت چاپ نمیشوند، انجمنی که منحل میشود، کارتهایی که اعتبار ندارند، کارتهایی که صادر نمیشوند، زندانهایی که پر میشوند، باتومهایی که فرود میآیند، توهینها، تحقیرها، بیمهای که وجود ندارد، سیاستی که دست از سر هیچچیزی بر نمیدارد، خط قرمزهایی که هر روز بیشتر و بیشتر میشوند، وبلاگهایی که شدهاند تریبون خبرنگاران ِ بیتریبون...
شاید سالهای گذشته هفده مرداد روز خبرنگار بود برایم. اما حالا فکر میکنم باید تبریک ِ این روز را گذاشت برای خبرنگاران ِ با بیمه و حقوق و مزایای روزنامههای منتقد دولت. کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟
اگر روزی رسید، که هر روز صبح را با انتظار خبر توقیف روزنامه آغاز نکردم، اگر روزی رسید که اول هرماه حقالتحریر کار ِ ماه گذشتهام را گرفتم، اگر روزی رسید که سانسور نشدم، بیکار نشدم... اگر روزی رسید که توانستم برای پرداخت قسط روی حقوق روزنامهنگاریام حساب کنم، آن روز قطعاً روز خبرنگار خواهد بود. زهی خیال باطل
از تبریکات صمیمانهتان سپاسگزارم. اما کدام خبرنگار؟ کدام کشک؟
:: مرتبط:
احساسات یک ناچیز در روز خودش [یادداشت جلال سمیعی]
به خیابانهای ساکت غربت، به روزنامهنگاراناش [یادداشت حسین نوروزی]





نظرها
فوقالعاده به خاطر تبریک متاسفم. باید دقیقتر فکر میکردم.
شیما | August 7, 2008 12:38 PM
salam.age doost dashti ye sar be in weblog bezan.www.ho3ina.blogfa.com
Anonymous | August 7, 2008 6:46 PM
به همين تلخي مبارك است.
مسيح علي نژاد | August 8, 2008 5:43 AM
و یعقوبی که اعدام می شود...
دیاکو | August 8, 2008 12:59 PM
پس باز هم تبریک ها را بگذاریم برای وقتی دیگر،شاید...
مسعود | August 8, 2008 4:13 PM
با همه اين احوالات مبارك. راستي خوب شد كه خيلي از دوستان نرفتند دعوتي رئيس جمهور . چرتو پرت خيلي گفت.
:: مریم: چرااااااا! بابا رئیس جمهور به این خوبی. گفته همهی خبرنگارا با خانوادهشون به خرج ایشون می تونن برن مشهد! بده؟ هاهاها
مشق شب | August 9, 2008 2:59 PM
روز خبرنگاره؟ كدوم خبرنگار؟
ليلا | August 9, 2008 3:38 PM
"توله سگ و عاشق"
داستان كوتاهي كه شما را به خوانش و نقد آن دعوت مي كنم.
ali yousefi | August 9, 2008 7:15 PM
درود!
راستی این نوت بوکها را گرفتین آخر یا نه؟
محمود | August 9, 2008 11:42 PM
فكر كنم بايد باشيم تا صبح دولتمان بدمد !
:: مریم: مگه صبحی هم وجود داره؟ همهاش که شبه لامصب!
محسن امامي | August 13, 2008 1:17 PM
هاي... هاي... هاي...
گريستهايم و جامهسياه، لباس فرممان شده است.
ما هستيم و آهنگران گُرزتراش و گوركنان آبلهرو شب دستخالي بهخانه نميروند... گرسنه نميخوابند... و صبح فردا با «اميد» به خورشيد مينگرند.
م توكلي | August 19, 2008 11:46 AM