
نوای موسیقی تجربی
گفتوگو با گروه موسیقی دنگ شو
از ترجمه تا تئاتر روحوضی
یک ستون کتاب، شمارهی هشتم
هفتان عضو تازه میپذیرد
هرکی آیدی میخواد بجنبه!
محسن رسولاف درگذشت
این بشر پر از استعداد و خلاقیت بود. حیف...حیف...حیف
و بالاخره؛ همایون شجریان
ای جان! چقدر این عکس دلنشین ِ آخه!
زن فردا؛ تلاش برای آیندهای بهتر
وبلاگ زن برادر عزیزم
یک ستون کتاب؛ شمارهی هفتم
کتاب ضیا موحد را از دست ندهید

[سیدرضا شکراللهی]
[شیما زارعی]
[نيما اكبرپور]
[ناتور]
[علی خردپیر]
[حمیدرضا نصیری]
[قصههای عامهپسند]
[ليلي نيكونظر]
[تجربههای آزاد]
[سوشیانت هزارم]
[سعید کمالیدهقان]
[علی مصلح]
[حمیدرضا علاقهبند]
[جلال سمیعی]
[محمد آقازاده]
رضا ساکی
فرهاد جعفری
بلوط
شیرین کریمی
زیتون
سحر طلوعي
میترا خلعتبری
مصطفی قوانلوقاجار
دوماهنامهی حدیثزندگی
سرزمین رویایی
رضا ولیزاده
آونگ خاطرههای ما
حامد حبیبی
علیرضا شیرازی
زننوشت
صفحهی سیزده
الهام طهماسبی
سیامک قاسمی
آرش عاشورینیا
عباس معروفی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی
كافه تيتر
علی زادمهر

« رود خواهی شد | صفحهی اصلی | پینکتههایی بر کشفیات زنانه »
لرستان آماده باش! من دارم میآیم
فقط یک روز به پایان امتحانات دانشگاه مانده و من بسیار بسیار بسیار زیاد هیجانزدهی سفر به لرستان هستم. بهمن پارسال که در راه برگشت از خوزستان از لرستان میگذشتم، هیچ فکر نمیکردم آرزوی دیدن ِ آنجا به این زودی برآورده شود وگرنه چیز دیگری از خدا میخواستم! اگر شما هم جادهی زیبای خرمآباد را دیده باشید، متوجه هیجان غیرقابل وصف من میشوید. کمتر از بیست روز دیگر میتوانم از این تهران ِ دودگرفتهی بیخاصیت فرار کنم به آنجا...
:: پینوشت:
از خانمهای محترم کسی سفر لازم نشده که دوست داشته باشه بیاد؟







نظرها
ما حاضریم به چشم برادری یا پدری شما را در دیار خودمان همراهی کنیم. به گشت ارشاد هم میگوییم دخترمان است.
جلال و غیره! | June 28, 2008 2:29 PM
فقط خانماي محترم؟ يعني آقايون نميشه؟
::مریم: نخیر
بنده خدا | June 28, 2008 3:15 PM
هنوز دینی که به گردنت هست را فراموش نکردیم... شیراز که نبردی، خوزستان هم که نبردی، بعداً نگویی نگفتیمها!
:: مریم: شما که استثنا هستی! لرستان رو بیا! به خدا طبیعتی داره که بینظیره! نبود؟. بریم؟ خوبهها! به عیالات هم بگو اصلاً دوتایی بیاین. جان من بیاین دیگه. خوبهها! الان هم که برای روحیهات خوبه. نگی نگفتم!
سوشیانت | June 28, 2008 7:27 PM
والله شانههای مردانگی ما که خیلی وقت است تاب سنگینی این همه علامت سوال را ندارد! بگذار یک بار برای همیشه کار یکسره شود :)
:: مریم: نمنه؟!!
پدرام | June 28, 2008 9:08 PM
چند روزه میرید؟
:: مریم: چهار روزه
بهار | June 29, 2008 9:54 AM
مطمئن باشین اگه از آقاها کسی بیاد با شما کاری نداره.
یک آقای فمینیست | June 29, 2008 12:20 PM
سلام
لينك بخارا باز نمي شه.
مريم | June 29, 2008 9:01 PM
قبلا این قدر خنگ نبودی!
پدرام | June 29, 2008 9:25 PM
چه پی نوشت مسئله سازی! حیف نیست تا لرستان برید و سری به کرمانشاه و کردستان نزنید؟! واقعا که!
دیاکو | June 30, 2008 2:49 PM
سلام
می خواستم اگه میشه خلاصه ی "ابله" داستایوفسکی رو طوری که لوث نشه برام بگید.
ابله | June 30, 2008 7:26 PM
pleeeeeeeeeeeeeeeeeeease
ابله | June 30, 2008 7:27 PM
البته این رو هم بگم که من کل نوشته هاتون (منظورم آرشیو بلاگفاست و این یکی!) رو هم خوندم و با شناختی که ازتون داشتم این سوالو پرسیدم. البته علت این سوال بیشتر این بود که من خودم خیلی احساس احمق بودن می کنم و خواستم بیشتر مخصوصا راجع به اون شخصیته ابله بدونم تا اگه شبیه منه زودتر برم رمانو بخونم و یه حس همذات پنداری در من ایجاد شه.
ابله18 | June 30, 2008 7:38 PM
کاملا مشخصه که از تمامی اهالی همسفران منزجری!! با ما به از این باش ! راستی هایپ یادت نره!! :)
:: مریم: الهی من قربون تو خانم دکتر همسفرم برم! نه بابا منزجر چیه! گفتم یه آدم جدید بیاریم تو گروه بلکه بتونه پا به پای من بدون خوردن هایپ بترکونه! میای که؟ مرگ من بیا من هماتاقی لازم دارمها! نگذار من با خوانندهی گروه هم اتاق بشم تو هتل که اهواز نیومدی تا صبح بغل گوش من خروپف کرد. تازهاشم دیگه بهونهی امتحانای دانشگاه رو نداری باید بیای.
پردیس | June 30, 2008 7:50 PM
میشه بگی چطوری میرین، با تور یا خودتان برنامه گذاشتین. اگر با تور میرین میشه آدرس یا تلفن آژانس را بدین. ممنون میشم.
:: مریم: آژانسی در کار نیست!
هما | July 1, 2008 9:06 AM
واي! عاليه! خوش به حالتان!
سمن | July 1, 2008 5:27 PM