دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم...

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« عرض حال | صفحهی اصلی | روزمرگی »
شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۷
پیشنهاد یک کافهی خوب ِ هنری
کسانی که به کشورهای دیگر دنیا سفر کردهاند، شاید با کافههایی روبرو شدهاند که در آن اینترنت وایرلس وجود دارد و حتا بعضی کافهها لپتاپ دارند و آنرا اجاره میدهند. این اتفاق لزوماً در کشورهای اروپایی یا آمریکایی هم نمیافتد! اما من تا به حال کافهای در ایران ندیده بودم که اینترنت وایرلس را رایگان و با سرعت خوب در اختیار مشتریان قرار بدهد!الان در کافه هنر هستم و این پست را با استفاده از اینترنت وایرلس این کافه منتشر میکنم. اتفاق خوب و قابل توجهی ست. قبلترها این کافه را به خیلی از دوستانام پیشنهاد کردهام و یک مدتی حتا پاتوق جمعهای دوستانهمان بود. از وقتی که سیگار کشیدن در کافهها، خصوصاً کافههای حوالی دانشگاه تهران، ممنوع شد، کافه هنر هم خیلی از مشتریان خودش را از دست داد. اما حالا با این سرویس ویژه فکر میکنم مشتریان متفاوتتری بتوانند به این کافهی خوب سر بزنند.
کافه هنر در کوچهی اسکو، درست کنار ِ سینما سپیده در خیابان انقلاب قرار دارد. ویژگی کافه هنر اما فقط اینترنت وایرلس آن نیست. با وجود این که بیش از یکسال از افتتاح آن گذشته، اما کیفیت خوردنیهای آن همچنان مثل روز اول است. در کافه هنر میتوانید بهترین قهوهها را با شکلات کیندر بخورید یا میتوانید تستهای پر مخلفات آن را با قیمت مناسب سفارش بدهید. علاوه بر این، فضای کافه هم واقعاً خوب است. دکور دلنشینی دارد، بزرگ است و حتا وقتی جمعیت در آن زیاد میشود آنقدر گرم و شلوغ و پر سر و صدا نمیشود که نتوانید در آن بنشینید! همین الان که با مدیران صمیمی کافه صحبت میکردم، گفتند که به تازگی امکان دیگری را برای دانشجویان هنری قائل شدهاند! برگزاری نمایشگاههای نقاشی، عکس و... به صورت رایگان در کافه!
راستاش را بخواهید، چیزی که در اینجا بیشتر از همهی اینها که بالا گفتم من را خوشحال میکند، هوش و شخصیت مدیران ِ این کافه است. مدیرانی که با هنر آشنا هستند و با ایجاد امکانات ویژه برای دانشجویان رشتههای گوناگون هنری برای کافهشان مشتری جذب میکنند.
به هر حال، فکر میکنم هرکسی که کافهنشینی را دوست دارد باید یکبار به این کافه بیاید. از اینترنتاش استفاده کند، محصولات ِ خوشمزهی این جا را امتحان کند و از این پیشرفت لذت ببرد.
کافه هنر، خیابان انقلاب، نبش سینما سپیده، کوچهی اسکو منتظر شماست! بشتابید که غفلت موجب پشیمانی ست.
:: پینوشت:
اگر برایتان مهم است باید بگویم این کافه سرویس بهداشتی تمیزی هم دارد که واقعاً نعمت است!





نظرها
یه سوال، قیمیت یک فنجان قهوه در این کافه چقدر است ؟ :دی
:: مریم: قهوه ترک ۱۵۰۰ تومن با شکلات کیندر!
باران | May 31, 2008 7:58 PM
بعد از اینکه هشت و نیم جابه جا شد و هنر اومد اونجا، دیگه فرصتی دست نداد برای کافه نشینی. شاید این بهانه ای بشه برای دوباره سر زدن. ممنون بابتِ اطلاع رسانی.
:: مریم: خواهش میکنم! به نظر من که صد بار بهتر از هشت و نیمه با اون آیستیهای احمقانهاش!
حامد | May 31, 2008 10:46 PM
می بینم که ستون شهروندمو باید به اینجا منتقل کنم، نه؟
:: مریم: میبینم که صفحهی سیزده آمادهی پذیرایی از پیشنهادهای جذاب شماست!
نازنین | June 1, 2008 12:02 AM
می بینم که می خوای پوز قوچانی و مجلشو بزنی دو نقطه دی
:: مریم: میبینم که من هم نخوام پوزش میخوره! البته قوچانی منظورمه نه ستون مرحومه!
نازنین | June 1, 2008 3:42 AM
سلام. یکی از دوست داشتنی ترین جاهایی که آدم می تونه با بهترین دوستش خلوت کنه. حالا من جای دیگه ای رو بهتون پیشنهاد می کنم و اون بوفه گالری ماه مهره. با اون نمایشگاههای فصلی اش و صندلی های تیوپی اش. راستی از خوردنی های خیلی خوشمزه و ارزونش نگفتم. همینطور همجواری اش با گالری.
مهناز میناوند | June 1, 2008 8:21 AM
چه وسوسه انگیز. از بچه ها هم استقبال می کنن؟ بستنی دارن دیگه لابد؟ کسی نیست این حوالی که دلش یک ساعتی کافه روی با بچه بخواد و ما مهمونش کنیم؟
گلمریم | June 1, 2008 2:26 PM
اگر پول مي دهند ما هم تبليغ كنيم
خوشمزه | June 1, 2008 3:27 PM
دوست دارم بیام کافه هنر
ولی یک مساله ایی هست
من چند وقت پیش پولهامو قرض دادم به دنیا.....
طبیعت بهم گفت این همه سرمایه حیف نیست ندی به
دنیا که همه استفاده کنند
گفت نگران نباش دنیا بدقول نیست ...قرضاشو پس میده
گفتم باشه بخاطر تو
ولی تا این لحظه دنیا بدقولی کرده....قرض رو پس نداده
به همین خاطر این بنده تا اطلاع ثانوی به علت طلبکاری
از دنیا آس و پاسم...چی ؟..آس و پاس
کافه هنرخودتون برید....شاعر میگه
هرچی سگدو می زنم باز آس و پاسم
یه شب اینجا ، یه شبم اونجا پلاسم
گردنم کج پیش دوست و کس و ناکس
نمیرسه دیگه هیچی به سر این عقل ناقص
اینا رو گفتم که بگم من پول داشتم...
آس و پاس بودن هم بد نیست
پرهام مانا | June 1, 2008 4:16 PM
البته باید در انتخاب موزیکهاشون تجدید نظر کنن، هرچند از روزهای اول کمی بهتر شده.
به هر حال از ما که گذشت، آخرین روزهای حضور در منطقه است!
سپ | June 1, 2008 5:08 PM
اینجایی که من هستم فقط یک کافه دارد که اسمش را می شود گذاشت کافه! اسمش کافه سکوت بود. اما حالا عوضش کرده اند و من هم چنان می گویم کافه سکوت. بدک نیست. سیگار هم می کشند البته! بابل_ چهار راه امیرکبیر _ کافی عاج( کافه سکوت سابق!)/ اینجایی را که گفتی حتما می بینم!
لیلی | June 1, 2008 5:33 PM
آره جای خیلی خوبیه...البته اگه مدیر کافه بهت زل نزنه!
سهند | June 1, 2008 6:54 PM
سلام.خیلی تبلیغاتی بود.واقعا اینقدرا ارزششو نداشت. خیلی از امتیازاتی که ذکر کردی به خاطر نو ساز بودن آنجا است.
آخرین باری که اونجا بودم وقتی برای گرفتن کلید wep اینترنت وایرلسش مجبور بودم سوال کنم و منتظر باشم تا کل برگه های تقویمشو ورق بزنه تا یک کلیدو پیدا کنه یا خودم پیگیر گرفتن منو باشم اصلا حس جالبی به من دست نداد.
به نظر من تنها چیزی که میتونه در شان وبلاگ شما باشه تعریف از حسن رفتار و اخلاق و یا مهمان نوازی یک صاحب کافه است نه ظواهر آن.
این چیزها مثل اینترنت وایر لس به نظرم بیشتر به جهت کسب مشتری اضافه می شوند تا احترام بیشتر به مشتری و فراهم آوردن آسودگی و آرامش بیشتر برای او و به مرور زمان عادی می شوند.
:: مریم: رضا جان من که نوشتم این امکانات رو برای جذب مشتری ایجاد کردن، نه رفاه! ولی اینکه تبلیغاتی بود؛ هرکی ندونه تو که میدونی من برای همچین یادداشتی پول که نگرفتم! برای گرفتن پسوورد هم معطل نشدم. ولی خب... اتفاقی بود که هیجانزده ام کرد! فکر کردم حتا در جهت منافع شخصی، اتفاق خوبیه که باید بهش توجه بشه.
رضا | June 1, 2008 10:58 PM
این کافه را حدود یک ماه پیش کشف کرده ام! همان وقت هم متوجه اینترنت وایرلس اش شدم (شدیم) .. خیلی خوب است که در رابطه با ممنوعیت کشیدن سیگار در کافه ها اطلاع رسانی نمودید ... نزدیک بود توی همین کافه ها با یکی بر سر کشیدن سیگار درگیر نزاعی خونین بشوم!
مریم م | June 2, 2008 12:51 AM
خداييش ايده جالبيه،
از اين دست ايده ها در كمتر كافه اي پيدا ميشه
عليرضا | June 2, 2008 2:26 AM
هی ی ی...
اینترنت خیلی خوبه
ولی
قهوه تلخ بدون سیگار مگه میشه؟
کافه نشینی به عشق گپ با دوستاست و سیگارش نه نشستن پشت اینترنت و قاب دوباره تنهایی:)
ممنون از اطلاع رسانی ولی اگه کافی شاپی که بشه توش سیگار هم کشید هم میشناسی بگی جماعتی را از نگرانی رها میکنی:)
میترا | June 3, 2008 12:44 AM
دمت گرم
مریم خانم
یک قهوه مهمان من:)
میترا | June 3, 2008 3:31 AM
ببینید مساله فقط به شعور برمی گردد وگرنه هزینه ماهیانه اینترنت پر سرعت تنها چیزی در حدود سی هزار تومان و تجهیزات بی سیم آن گمتر از 100 هزار تومان می باشد.
آرش | June 3, 2008 12:48 PM
در ضمن یک چیزی یادم رفت بگم.وقتی در جایی سرویس عمومی اینترنت میدهی که همه استفاده کنند دیگر گذاشتن پسورد wep کاری کاملا ابلهانه است.
آرش | June 3, 2008 12:54 PM
تو اين روزا كه سيگار كشيدن ممنوعه تمدن از همه جا بيش تر ميچسبه:)
آتفه | June 3, 2008 4:31 PM
چه کسی باور می کند ابلهی مثل من تا به حال دوبار، دقیقا دوبار از سرویس بهداشتی آنجا استفاده کرده ام اما تا الان که الان است متوجه این قضیه اینترنت نشده بودم!! ای داد! خداوند شفای عاجل عنایت کنادمان!!!
دیاکو | June 3, 2008 4:36 PM
سركار خانم مهتدي!
بيلبورد شما همه ذهنيت خوبي كه داشتم متلاشي كرد
خيلي تلاش كردم از كنار بيلبورد شما مثل ( آدم ) رد شوم.نتوانستم
در وب سايت چراغ هاي رابطه مطالبي از شما منتشر كرده بودم تصوري كه ازمريم مهتدي داشتم يك سيماي صادقانه بود. متاسفم و پشيمانم.
متاسف از وادي هنر وادبيات كه ....
پشيمانم از خود كه مطالب ....
بيلبورد شما ارزاني ( شماياني ) كه ...
نمي توانم به اندازه اي كه فريب نوشته هايتان را خورده ام سر شما داد بزنم
نصرت درويشي/خرداد ماه /1387
:: مریم: ببخشید جناب درویشی مشخص نکردید که دقیقاً چه ویژگی ِ منفی ِ این پیشنهاد اینطور شما را بر آشفته کرده؟! فکر کردهاید من پول گرفتهام برای تبلیغ کافهای خوب؟ اگر اینطور است، باید برای تمام کتابهایی که پیشنهاد کردهام هم پول گرفته باشم! اتفاقاً من هم بابت قضاوتهای شتابزده و تند ِ اهل ادبیات و هنر متاسفم. چراغ ِ چراغهای رابطه تان هم روشن! درضمن هرچه فکر میکنم یادم نمیآید که من از کسی خواسته باشم مطالبم را بدون اینکه بدانم جایی منتشر کند که حالا منتاش را گردن من میگذارید!
نصرت درويشي | June 3, 2008 6:22 PM
تبريك مي گم موفقيتتون رو ...
shima-norouzi | June 3, 2008 10:17 PM
Is the same cafe hose owner is Lelial Hatami and her husband?
:: Maryam: nope! that one is on Jomhoori St.
golrokh | June 3, 2008 11:53 PM
دختر عزيزم مريم مهتدي !
چنانچه موجب رنجش شما شده ام حقير را ببخشاييد
فكر نمي كردم پيغام بي مقدار بنده را در سايت تاييد نماييد
وب سايت چراغ هاي رابطه به خود مي بالد از نوشته هاي خوب شما استفاده نمايد
پيش از خواندن مطلب شما در كوچه پس كوچه هاي يكي از شهر هاي ايران هميشه سرفراز قدم ميزدم
صحنه ها ومسائل حاشيه اي ان كوچه ها دلم را به درد آورده بود
آنوقت در مركز اين ايران دوست داشتني دغدغه و دلواپسي و دلمشغولي شما و دوستان شما را خواندم:
((در کافه هنر میتوانید بهترین قهوهها را با شکلات کیندر بخورید یا میتوانید تستهای پر مخلفات آن را با قیمت مناسب سفارش بدهید))
قهوه با شكلات نمي دونم چي نوش جان و گواراي وجودتان.از صميم قلب ارزوي سلامتي و سرزندگي براي شما وجوانان اين مرز پر گهر
هميشه سبز،سبز،وسرفراز باشيد
اين پيرمرد را عفو نماييد
نصرت درويشي/خرداد ماه /1387
:: مریم: آقای درویشی، همهی ما صحنههای دردناک را میبینیم، همهی ما در نهایت آزردهایم، همهی ما با کمترین امید داریم زندگی میکنیم، گاهی اوقات لازم است که کوچکترین چیزها دلخوشیهای لحظهای ما باشد برای اندکی شاد بودن در جایی که شادی در آن در حاشیه ست. پایدار باشید
نصرت درويشي | June 4, 2008 12:21 AM
کاش یکسری کافه مخصوص سیگاری ها میزدن که ورود غیر سیگاری ها ممنوع بود
حسین | June 7, 2008 9:04 AM
فکر میکنم اسکویی درست است! فردا صبح دوباره اسم کوچه رو نگاه می کنم! اما مطمئن نیستم دوباره این بلاگ را پیدا کنم! :دی
میکادو | June 18, 2008 8:45 PM
سلام مرسی از معرفیتون.لازمه ایندفعه با لب تاپ برم.سییییییییییییییییی یووووووووووووووووووو
ژوپی | June 22, 2008 10:24 AM
سلام حتما باید سر بزنم به نظرم عالی می یاد. از همه مهمتر از سیگار خبری نیست
مرسی
نوین | June 22, 2008 4:06 PM
تحت تاثیرفیلمهای کلاسیک از اول عاشق محیطهای کلاسیک بودیم.از نادری شروع شد بعد یواش یواش گدو و هشت و نیم و ... این آخرها هنراز اون اولش تا الان.دیگه حالا ترکش یه جورایی سخت شده .هر قدرهم بگی دیگه کلاسیک نیست،هرقدرم نمایشگاه نقاشی های مدرن بذارن توش یا اینترنت وایرلس ویا .....فعلااز اون همه چیزهای قدیمی دلخوشکنک ما شده همون قهوه و یه سری حرف قدیمی ،چیزی که همیشه دنبالش بودیم توی یه جای دنج که نگاه آدماش اذیتت نکنه واین روزا کمتر گیر می یاد ،آخراینکه ما فعلا جامونو یه مدته پیدا کردیم امیدوارم شما ها هم پیدا کنین.
هادی و شهاب | October 26, 2008 9:35 PM