ویروس «توسط» در رسانهها!

«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد
بررسی مجموعهداستان «پرترهی مرد ناتمام»، امیرحسین یزدانبد
یکشنبه، ۱۶ اسفند، ساعت ۴، فرهنگسرای شفق
اعلام نامزدهای نهایی جایزه «مهرگان»، دورهی دهم
مجموعهداستانها و رمانهای ۸۶ و ۸۷
مروری بر «آفتابپرست نازنین» محمدرضا کاتب
نقد شاهرخ گیوا


« خبرگزاری پارسه؛ پَر! | صفحهی اصلی | عرض حال »
تندیس به خانه میآوریم!
دیروز ساعت هشت و نیم شب یکی از دوستان خوبم زنگ زد و گفت چرا خانه هستی و نرفتی تالار ابن خلدون دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران؟! روحم از ماجرا خبر نداشت و بعد از کمی پرس و جو فشار آوردن به حافظه فهمیدم که جشنوارهی علمی دانشجویی وبلاگنویسی اندیشه به مسائل اجتماعی ایران برگزار شده که به گفتهی دوستم وبلاگ من هم جزو ده وبلاگ برتر ایران اعلام شده و خودم در مراسم نبودهام که جایزهام را بگیرم. بعد یادم افتاد که چند روز پیش با ایمیل برایم دعوتنامهی شرکت در مراسم اختتامیه را فرستاده بودند که خب چون خبر نداشتم که وبلاگ خودم در مسابقه حضور داشته و حتا به مرحلهی نهایی داوری هم رسیده، کلاً ماجرا را جدی نگرفتم. به هر حال در لحظاتی که داشتند در دانشکده را میبستند رسیدم و تندیس و سکهام را گرفتم و برگشتم خانه! نمیدانم چه کسی وبلاگ من را هم در مسابقه شرکت داده بود، اما اینکه چند نفر از اساتید دانشکدهی ارتباطات داور این مسابقه بودند و از بین نزدیک به صد وبلاگ، دهتای برتر را انتخاب کردند برایم جذاب و دوستداشتنی است و امیدوارم اینطور حرکتها ادامه داشته باشد.
به هر حال، اگر در مراسم دیروز وقتی اسمم را خواندند روی سن رفته بودم، شاید با صدای هیجانزده از چند نفر تشکر میکردم. به هرحال جزو ملاکهای داوری درستنویسی و ویژگیهای فنی هم بوده که از همینجا از باعث و بانیهایشان تشکر میکنم!





نظرها
تبریک، حدس می زنم چه مزه ای دارد که آدم روحش از ماجرایی خبر نداشته باشد و بعد خبر برنده شدن خودش را بشنود...
:: مریم: آی گفتی...!
مسعود | May 25, 2008 7:51 PM
مبارکا باشه خانوم. هرچند متاسفانه سعادت نداشتیم ببینیمتون!
:: مریم: خبر نداشتم وگرنه زودتر جمع رو منور میکردم! در کل مرسی :)
سمیه | May 25, 2008 8:31 PM
حضوری بیایم سهم ام را بگیرم یا با شماره حساب حل می شود؟
(دو نقطه دی)
:: مریم: بگذار به حساب کسانی که بعد از این ماجرا میایند سراغ تو برای دیزاین و اینا! سه نقطه دی!
hamidreza | May 25, 2008 10:07 PM
شام چیز خوبی است!
:: مریم: نه تصویر رو دارم نه صدا رو!
پدرام | May 25, 2008 10:20 PM
سلام . به نظر من انتخابشون درست بود . تبریک می گم .
نادر | May 25, 2008 11:10 PM
مبارك و كماكان خانه ات آباد.
:: مریم: مرسی زیاد
مسيح علي نژاد | May 25, 2008 11:15 PM
ای جان... جایزه گرفتی؟ کی شیرینی میدی؟ آخه کی ببینیمت؟:)
:: مریم: من پایهی هرگونه شیرینی خوردن (!) و هرگونه دیدار عشقولانه هستم!
ليلي | May 25, 2008 11:30 PM
حالا شام شام ........شام شام، ریتمشو که خودت بلدی قرشم دو تایی روی میز می ریم دونقطه دی
نازنین | May 26, 2008 2:18 AM
مبارکا باشه خانوم
بهار | May 26, 2008 8:29 AM
جو جو تبریک میگم. نی نی مریم! اونقدی بودی اینقدی شدی.
بوس بوس
شیرنیشو برام نگه دار
زینب | May 26, 2008 6:34 PM
تبريك ميگم....
علي جورابچي | May 27, 2008 12:25 AM
تبریک میگم مریم عزیزم که دلم کلی برات تنگ شده. دستمون که کوتاهه و نمیتونیم ازت شیرینی بخوایم ولی میذارم به حسابت ... خدا فردا رو که ازمون نگرفته.
لیاقت این جایزه رو حتما داشتی و داری عزیز دلم
علی مهتدی | May 27, 2008 4:00 PM
تبريك تبريك تبريك............... هوووووووووووورا و اين حرفها دوست ِ خوبم. حالا بازم بگو تهران بد جائيه!!!!
مريم مازني | May 27, 2008 4:34 PM
تبریک! :)
.
خیلی وقته که اینجا رو میشناسم، میخونم و میرم... اما این دفعه نمیشد از تبریک گفتن گذشت.
آرین | May 28, 2008 2:37 AM
ببخشید اسم این دوست خوب چیه؟
:: مریم: چو دانی و پرسی، سئوالت خطاست!
آم | May 28, 2008 11:29 AM
مریم جان
تبریک بسیار و امید برای تکرار!
روزگارت خوش و خوشحالم از اینکه ...!
شیما زارعی | May 29, 2008 4:02 PM
به .به ....... مبارک باشد می بینم که در شهر به شما پیشنهاداتی شده است ... مبارک باشد کاش یک تصویری از جایزه و یا اسامی داورها میگذاشتی تا بیشتر آشنا بشیم با این جایزه متاسفانه تو سایت اطلاعاتی کمی هست خبرت هم لینک کردم
زادمهر | May 30, 2008 10:57 PM
قهرمان با شکوه مرده است... نگاهی به مجموعه داستانی از موراکامی
آرش شفاعي | May 31, 2008 2:19 PM
وقتی برای طراحی وبلاگت به کسی پول دادی و اسم و امضاشم پای سایتت انداخته (کاری که خیلی از حرفه ای ها بدون توافق قبلی و ذکر در قرارداد نمی کنند) و یک ریال هم از مشتریانی که از شما به سمت آنها می روند به شما نمی رسد ، دیگر تبلیغ کردنشون چیه؟ :)
:: مریم: تو از کجا میدونی یکریال از مشتریان بعد به من نرسیده؟ دو نقطه دی!
رضا | June 1, 2008 11:05 PM