
یک ستون کتاب؛ شمارهی سوم
پیشنهاد چهار کتاب
زندگی به روایت شیرین کریمی
نخستین داستان شیرین را در «عروسک سخنگو» بخوانید.
همایون شجریان
به به... چه عکسهایی!
خدای نکرده ادبیات میخوانید؟
نمیدانستم ادبیات خواندن در دانشگاه همچین عواقبی را به دنبال دارد!
«مرگ بازی» منتشر میشود
مبارک باشه آقای ناتور
یک ستون کتاب؛شمارهی دو
شمارهی دوم ستون ِ مردنی ِ من!
جهان در تسخیر «برند»هاست
یادداشت خوبی از حمیدرضا ابک

[قصههای عامهپسند]
[سوشیانت هزارم]
[دوماهنامهی حدیثزندگی]
[شیرین کریمی]
[مصطفی قوانلوقاجار]
[ناتور]
[صفحهی سیزده]
[جلال سمیعی]
[زیتون]
[بلوط]
[سرزمین رویایی]
[علی مصلح]
[شیما زارعی]
[تجربههای آزاد]
[حامد حبیبی]
[سیدرضا شکراللهی]
[محمد آقازاده]
[میترا خلعتبری]
آونگ خاطرههای ما
رضا ساکی
علی خردپیر
ليلي نيكونظر
سحر طلوعي
علیرضا شیرازی
الهام طهماسبی
حمیدرضا علاقهبند
زننوشت
علی مهتدی
آرش عاشورینیا
حمیدرضا نصیری
میلاد اکبرنژاد
سعید کمالیدهقان
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
رضا ولیزاده
عباس حبیبی
كافه تيتر
عباس معروفی
سینا سعیدی
علی زادمهر

« خورشید که کش میآید | صفحهی اصلی | پیشنهاد چند کتاب ِ خوب برای نمایشگاه کتاب (۱) »
به اردیبهشت بیمصرف ِ ۸۷
فکر میکنم تنها چیزی که میتونه حال گه این روزهام رو کمی درست کنه یه بارون درست و حسابیه. دیروز عصر خدا لطف کرد و فقط چند دقیقه گذاشت ابرها ببارند و من داشتم توی پارکوی ِ لعنتیتر از این زندگی راه میرفتم و خوشحال بودم که لباس نازک تنم کردهام چون بارون داشت تنم رو هم خیس میکرد اما خوشی فقط چند دقیقه بود و یکهو دوباره این خورشید مزخرف ِ بیمصرف سر و کلهاش پیدا شد و گند زد به تمدد اعصاب من. هیچوقت اینقدر از این ماه اردیبهشت بهدرد نخور بدم نمیومد. اردیبهشت بیبارون درست مثل حموم بدون صابون میمونه.
:: پینوشتِ برای ثبت در تاریخ:
شد چهل و سه! ماراتن همچنان ادامه دارد!





