ویروس «توسط» در رسانهها!

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


« روزنوشت نوروزانه | صفحهی اصلی | در رثای... »
چند پیشنهاد فرهنگی، هنری (۲)
دایره زنگی را یکبار تماشا کنید!
:: دایره زنگی فیلم خوش ساختی ست. به آنها که در تعطیلات کشدار نوروزی این فیلم را ندیدهاند، پیشنهاد میکنم در این چند روز باقیمانده سری به سینماهایی که آنرا اکران میکنند، بزنند. دایره زنگی، اولین فیلم سینمایی پریسا بختآور (همسر اصغر فرهادی) غافلگیر کننده ست. بیننده در پایان فیلم حسابی رو دست میخورد و همین به نظرم بهترین ویژگی فیلم است. البته همین ویژگی باعث میشود که جذابیت تماشای فیلم برای دوم تا حد زیادی کاسته شود. به هر حال تماشاگر ِ فیلم نزدیک به نود دقیقه با داستانی رو برو ست که در نهایت غافلگیرش میکند و به همین خاطر ممکن است برای خیلیها فیلمی یکبار مصرف به حساب بیاید. با این وجود، طنز خوبی که در فیلم وجود دارد آن را حسابی سرگرم کننده میکند. بازیگران ِ زیادی در دایره زنگی حضور دارند که شاید بازیهایشان برای بیننده تکراری باشد اما خوشبختانه از جذابیت آن کم نمیکند. هرچه هم که از تماشای بهاره رهنما در نقش یک زن لوس و پرافاده خسته شده باشید، یا حرکات ِ امین حیایی دیگر تکراری شده باشد، مجموعهی اینها در کنار هم به موفق بودن فیلم کمک زیادی کردهاند. با اینکه به نظرم ریتم فیلم یک جاهایی میافتد و ممکن است تماشاگر را خسته کند، اما همان عنصر غافلگیری خیلی به موقع به کمک ِ فیلم میآید و تماشاگر را راضی از سینما بیرون میفرستد. به هر حال، اصغر فرهادی خوب بلد است داستان روایت کند و همهی این ویژگیها در کنار هم فیلمی خوب تحویل سینمای ایران داده است که پیشنهاد میکنم برای رفع خستگی ِ این روزهای تعطیل هم که شده آن را تماشا کنید. [آنونس این فیلم را از اینجا تماشا کنید]
حاشیهها:
امین حیایی و نیلوفر خوشخلق در این فیلم زن و شوهر هستند و به همین خاطر مشکل شرعی و اسلامی برایشان نبود. شاید خیلیها بازی زن و شوهرهای واقعی را در سینمای ایران اینطور ندیده باشند. علاوه بر این، حامد بهداد با اینکه در کل ۵ دقیقه هم نقش نداشت، با بازیاش باز هم نشان داد که توانایی فوقالعادهای دارد. کاش حامد بهداد فیلم را کمی بیشتر میکردند!
کودکان ِ کار؛ زیر پوست شهر
:: شاید شما هم اسم کودکان کار را تا به حال زیاد شنیده باشید. انجمنی که برای آنها تشکیل شده و فعالیتهای خیریهای که مردم برای آنها انجام میدهند. از کلاسهای آموزش عکاسی و بازیگری گرفته تا زبان و نقاشی. اگر تا به حال خودتان با این بچهها کار نکردهاید و دنیایشان را نمیشناسید، پیشنهاد میکنم کتاب ِ «ترس غار» را بخرید و بخوانید. انتشارات ناهید مجموعهای سه جلدی با عناوین ِ برج غار، غار تار و ترس غار را تا به حال در همین باره منتشر کرده است. ترس غار، تازهترین کتاب این مجموعه، نوشتههای کودکان ِ کار دربارهی موضوعات مختلف مثل نگرانیها، عشق، قربانی، شب عید، رقص و ... است. بازهی سنی بچههایی که در این کتاب یادداشتهایشان چاپ شده از ۷ سال تا ۲۲ سال است. خواندن ِ بعضی از این یادداشتها واقعاً خواننده را شگفتزده میکند. بعضی از این بچهها با اوضاع نابسامانی که در آن زندگی و کار میکنند، قلم فوقالعادهای دارند و از همه مهمتر، صداقتشان در نوشتن فوقالعاده ست. برای نمونه نوشتهی محمدرضا، چهارده ساله را دربارهی خشم بخوانید:
صابکار من خیلی خشن بود تنبل خر نفهم. و من هم از او عصبانیتر چون خسته تشنه داقون. او گفت و من گفتم و درگیری از انجا شروع شد. من اخراج او خوشحال من گریان او خندان من بیکار او پولدار. (تمام یادداشتها با نقاشی خود بچهها همانطور چاپ شده، که نوشته شده است.)
کتاب ترس غار را با قیمت ۲۵۰۰ تومان میتوانید از انتشارات ناهید تهیه کنید.
جایی در همین حدود، نوشتهی بهروژ ئاکرهای
:: مجموعهداستان ِ «جایی در همین حدود» تازهترین مجموعهی بهروژ ئاکرهای ست. نشر چشمه این مجموعه را با طراحی جلد زیبای اردشیر رستمی قبل از عید به بازار فرستاد. «جایی در همین حدود» ۵ داستان کوتاه دارد که سهتای آنها در سوئد و باقی در ایران اتفاق میافتد. تازهترین اثر بهروژ ئاکرهای داستانهای خوشخوانی دارد. برای نمونه دو داستاناش را معرفی میکنم. «دریچه» اولین داستان ِ این مجموعه ماجرای مردیست که از زناش جدا شده و برای دیدن دختر کوچکاش به خانهی زن رفته ست. ماجرای این دیدار خواندنیست و همین ویژگی داستان را تبدیل به یکی از بهترینهای مجموعه کرده است. «خانهی نخلها» ماجرای چند رزمنده در جنگ است. این داستان اما مثل اکثر داستانهای ادبیات ِ جنگ نیست. یعنی با وجود ِ جبهه و جنگ و شهید و نخل و ... چیزی که در داستان روایت میشود، از کلیشههای همیشگی دور شده است. از بین داستانهای عصر یکشنبه، آینهی شکسته و مرغابیها، داستان ِ آخر در ایران اتفاق میافتد. آینهی شکسته هم یکی دیگر از داستانهای خوب ِ مجموعه ست که قسمتی از آن پشت جلد کتاب هم چاپ شده.
«چیزی در همین حدود» را با قیمت ۱۳۰۰ تومان از نشر چشمه یا کتابفروشیهای دیگر بخرید.





نظرها
من نیز یک پیشهنادی فرهنگی دارم
عبداللهی لومان | April 2, 2008 6:07 PM
من نیز یک پیشنهاد فرهنگی دارم:
حریره سنجد!
دوست سابق | April 3, 2008 12:31 AM
من این غافلگیری شیرین دایره زنگی رو خیلی دوست داشتم. کجا ریتم فیلم افتاده ؟ اصلا به نظرم یکی از عوامل جذابیت فیلم همین دور تند ماجرا بود.
محسن | April 3, 2008 2:15 AM
به روز شدم
سال نو مبارك
راستي لينك شديد
افشين عموزاده ليچايي | April 3, 2008 11:12 AM
برخلاف ذوق شما من از بابت دایره زنگی بدجور توی ذوقم خورد. فرهادی و بخت آور حتی از ریتم لازم برای یک کمدی تنها شتابزدگی را در فیلم آورده بودند. به جز چند دیالوگ و ایده ی خوب باقی فیلم تبدیل شد به یک فیلم خانوادگی لوس که آخرش ملت توی سینما به برخوردهای افراد روی بام خندیدند.
و غیره! | April 4, 2008 10:42 PM