
یادداشت خواندنی احمد پورنجاتی دربارهی توقیف شهروند امروز
این یادداشت را از دست ندهید
پنج ننگی که مردهشور هم نمیتواند آنها را پاک کند!
و تبریک به رضا ساکی بابت پیوستن به نهضت نیمفاصله در وب
لطفاً در تاکسی درددل نکنید
این اتفاق بارها برای من افتاده و آزار دیدم از بلند بلند حرف زدن مردم توی تاکسی. کاش حداقل آروم حرف بزنن
صدای «دهلچی» را شنیدهاید؟
وبلاگی فوقالعاده که پاچهی اهل موسیقی مملکت را میگیرد!
بازی تمام شده است
گفتوگو با بلقیس سلیمانی دربارهی رمان «خاله بازی»
مرضیه ریاحی روایت میکند
دامین جدید ِ «من روایت میکنم» را دارید؟
دکتر علی کردان را استیضاح نکنید، لطفاً!
بیانیهی جمعی از طنزنويسان مطبوعاتی

سیدرضا شکراللهی
نيما اكبرپور
بلوط
محمد آقازاده
آونگ خاطرههای ما
الهام طهماسبی
سعید کمالیدهقان
رضا ساکی
علی خردپیر
فرهاد جعفری
سوشیانت هزارم
علی مصلح
زیتون
ناتور
زننوشت
آرش عاشورینیا
سحر طلوعي
حمیدرضا علاقهبند
مصطفی قوانلوقاجار
حمیدرضا نصیری
جلال سمیعی
علی زادمهر
ليلي نيكونظر
تجربههای آزاد
كافه تيتر
صفحهی سیزده
شیما زارعی
سیامک قاسمی
علیرضا شیرازی
سرزمین رویایی
دوماهنامهی حدیثزندگی
حامد حبیبی
سینا سعیدی
میترا خلعتبری
رضا ولیزاده
عباس معروفی
شیرین کریمی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی

« تلاش خبرگزاری فارس را تقدیر کنیم! | صفحهی اصلی | شروع سال ۸۷ با بغضی سنگین »
فیلم گنجینهی پنهان ِ موزهی هنرهای معاصر تهران
هیجان زدهام. فکرش را بکنید؟ در یکسال اخیر سر تمام کلاسهای هنر معاصری که در دانشگاه داشتم، بحث بر سر گنجینهی پنهان موزهی هنرهای معاصر بود. در تمام بازدیدهایی که از موزه داشتم، چه زمانی که باید معماریاش را بررسی می کردم و چه زمانی که سرگرم کند و کاو در هنر مدرن بودم، فکر و ذکرم پیش ِ گنجینهی پنهان بود که هیچجوری با هیچ پارتیبازیای نتوانستم حتا نیمنگاهی به آن بیاندازم. در تمام این مدت، حرفها و اخبار را دربارهی این کنجکاوی ِ بزرگم دنبال کردم و حالا، امشب... با دیدن لینک این ویدیو در هفتان و در حالیکه با چشمان گشاد شده داشتم به تصاویر نگاه میکردم و به حرفهای گزارشگر گوش میدادم، در تنهایی چنان بغضی نشست به گلویم که خودم تعجب کردم. حالا که در سکوت دارم اینها را مینویسم.... تنها صدایی که در سرم میپیچد، صدای گوشخراش ِ کشوهاییست که آن مرد ِ شلوار خاکستری بیرون میکشید و نقاشیها را نشان میداد...
:: پینوشت:
یادتان است علیرضا سمیعآذر چه وقت و چرا از ریاست موزهی هنرهای معاصر استعفا شد/داد؟ در خاطرتان مانده آن نمایشگاه را؟ یادتان است در جایی گفته بود مردم حق دارند آثار گنجینه را ببینند؟ و یادتان است که به چه سرعتی سرپرستی موزهی هنرهای معاصر واگذار شد؟







نظرها
کیف کردم مریم جان. چه بلایی سر اینها می آد؟ این همه تابلو از مشاهیر نقاشی و ارزش بالای هنری و دلاری اونها یه کم آدم رو نگران می کنه که آخر و عاقبت این گنجینه پنهان چی می شه؟ عجب از این فرح دیبای بی هنر!!!
کتایون | March 13, 2008 1:45 PM
سلام
گنجینه موزه دیدنی ست.
علیرضا روشن وبلگش باز است .
http://mahdarmohagh.blogfa.com/
رضا هدایت | March 13, 2008 5:03 PM
ممنون
حامد.ح | March 18, 2008 1:43 AM
سلام به خانم مهتدی
این پست از وبلاگ شما رو اتفاقی از بالاترین پیدا کردم !
باید بگم ویدئو فوق العاده ایی بود.
شاید کسانی که از نقاشی دیدن لذت نمی برند ، احساسات ما رو درک نکنند. ولی این ویدئو واقعا محشر بود.
واقعا ارزش دیدن این آثار خیلی زیاده.
قیمتش هم که ... !! واقعا با درآمدی که از بازدید این آثار درمیاد ، نتنها میشه فقط یک موزه مخصوص براشون درست کرد ! که به اندازه قیمت فعلیشون درآمد زاست.
ای کاش میشد راهی پیدا کرد یا مسولان رو تحت فشار گذاشت تا که حداقل تعدادی از این آثار برای بازدید عموم نمایش داده بشند.
فقط امیدوارم اگر ارزش این نقاشی ها رو نمی دونند یا به هر دلیلی پنهانشون می کنند حداقل همونطور که در این ۳۰ باقی موندند ، مشمول مرور زمان و غیب شدن و دزدیده شدن نشند ! چون واقعا ۱ میلیارد دلار رو اینطوری نگه نمی دارند که اینها .... واقعا فرح پهلوی چه کاری کرده بوده.
دیگه نمی دونم چی بگم !
و در آخر از شما برای گذاشتن این لینک در وبلاگتون و انتشار این مطلب متشکرم.
وحید | March 22, 2008 1:48 AM
من هم مثل تو فقط در مورد این آثار شنیده بودم. اما دیدن این فیلم هم غم و غصهم رو بیشتر کرد، هم تصور تصویری که با این فیلم کوتاه تو ذهن مخاطب شکل میگیره، این غم رو دوبرابر کرد. چی بگم که نگفتنم به!
iVahid | March 29, 2008 4:03 AM