ویروس «توسط» در رسانهها!

نوستالژی قنادی سینا
خاطرهی مشترک، با کمی اختلاف سن
مافیا وارد میشود
سومین یادداشت خواندنی ِپدرام در اعتماد
نامزدهای رمان جایزهی مهرگان ادب
خدا را صد هزار مرتبه شکر که داوران مهرگان متهم به نادیدهگرفتن کتاب بینام اعترافات نمیشوند
جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!


« کی میرسد باران؟ | صفحهی اصلی | تلاش خبرگزاری فارس را تقدیر کنیم! »
سلام آقای وزارتخانهی فرهنگ و ارشاد اسلامی
آقای وزارتخانه! هرچند در ماجرای محکومیت یعقوب یادعلی، با خود او و کتابهایش مشکلی ندارید ولی انگار قصد ندارید در پروندهی قضایی یادعلی وارد شوید و کمک کنید.
بهتان تبریک میگویم آقای وزارتخانه! تبريک ميگويم بهتان که توانستيد به اين راحتي تعریفتان، سيستم مميزيتان و اصلاً ماهيتتان را زير سئوال ببريد. دوستانتان راست میگویند؛ همين که اجازه دادهايد کتابي منتشر شود بايد کلاهمان را بياندازيم بالا. همين که اجازه دادهايد نشر نيلوفر همچنان آداب ِ بيقراري را بفروشد بايد خوشحال باشيم. واقعاً هم راي سه قاضی بومی براي کتابي که در آن به زعم خودشان به قوم ایشان توهين شده است، به شما چه ربطي دارد؟
راستاش را بخواهید آقای وزارتخانه، ما به شما افتخار میکنیم. نه به این خاطر که شما هم مثل اکثر وزارتخانههای دیگر، با هیچجایی هماهنگ نیستید. نه به این خاطر که شما حتا در داخل خودتان هم آنقدر که باید هماهنگی ندارید، به خاطر اینکه اگر یعقوب یادعلی به زندان برود، شما با سکوتتان زمینهساز ِ این شدهاید که من ِ تهرانی از فردا راه بیافتم در شهر و به خاطر هر شخصیت منفی تهرانی در داستانها از نویسندهها شکایت کنم. آقای وزارتخانه، پیشنهاد میدهم خودتان و ما را راحت کنید. در ِ این اداره، مرکز یا هر چیزی که هست به اسم ممیزی را تخته کنید تا حداقل به خاطر مسئولیت نپذیرفتن شما، ما و نویسندهها بیشتر از این شرمندهی شما و خانوادهی محترمتان نشویم.
شب بخیر و موفق باشید!
:: پینوشت:
ماجرا اینقدر به نظرم احمقانه، خندهدار و تاسفبرانگیز است که حتا نمیدانستم باید حرف دلم را جدی بنویسم یا شوخی. اما خنده و گریهمان را بیایید بگذاریم کنار، اگر این اتفاق برای یادعلی بیافتد، به نظرم چنان افتضاحی بار میآید که جمع کردناش به این راحتیها نمیشود





نظرها
من هم مثل بسياري از كتابخوانهاي حرفه اي از راي قاضي پرونده آقاي يعقوب ياد علي بهت زده شدم وزماني كه سه قاضي ديوان عالي كشور راي را تشديد كردند شاخ در آوردم واقعا قضاوت در اسلام همين است؟ اگر به كتابي بنام قضاوت هاي حضرت امير مراجه كنيد خيلي چيز ها در باب قضا وت در اسلام ميخوانيد كتاب آداب بي قرار را خواندم براي اينكه بدانم قاضي بر چه اساسي اين راي را داده باز خواني كردم چيزي عايدم نشد اگر قرار اين است همه نويسندگان براي شخصيت هايي كه ساخته اند بايد با ياد علي هم سلول بشوند
هامون | February 29, 2008 6:42 PM
سلام
اگه امکان داره نظر خود را در مورد اسم سایت من هم بگید
من یه سایت زدم دانلود فیلم با لینک مستقیم
برای انتخاب اسم این امکان رو گذاشتم تا کاربر ها اسم پیشنهادی خود را بدهند
www.payadesign.ir/Movie
payadesign | February 29, 2008 6:59 PM
لطفا لبخند بزنید!!!
مسعود | March 1, 2008 5:22 PM
درود بر شما بادا ...
علی | March 3, 2008 4:45 PM
مریم جان
افتضاح بار اومده
دیگه انتظار داری چه اتفاقی بیوفته, هان؟
آدم ها را به خاطر تخیلشان محکوم می کنند, اگه همین طور پیش بره تا چند وقت دیگه واسه فکر کردن هم فیلتر می ذارن.
رضا | March 5, 2008 9:52 PM
برای ایشون متآسفم با اینکه دست رسی به کتاب ندارم و نخوندمش میدونم که باید خوندنی باشه
ولی تو هم به نقطهء مثبتش نگاه کن. رفتارشون و این محکومیت غیر منصفانه بر عکس عمل خواهد کرد و حتی افرادی که کتابخوان هم نیستند به سراغ این دو کتاب آقای یاد علی خواهند رفت از سر کنجکاوی و اون وقت می تونیم به ریش 16-17 سانتیمتریه اقای وزارت ارشاد بخندیم
روز زن مبارک
نیالا | March 7, 2008 6:32 PM
سلام
bijan safsari | March 7, 2008 6:46 PM
از آنچه رنج میبرم زندگی نیست ،زندگانند
سلام ... امیدوارم خوب باشی ... اگه میشه به من یه سری بزن آحه شاید این اخرین آپ و یا یکی مونده به آخرین آپ من باشه لطفا اين آپ رو بخون حتما ... راستی اگه آدرس وبلاک به های بندری رو داری رو بهم بده . ممنونت میشم ... راستی تعطیلات عید کجایی ؟؟؟ یه آسمونی تنهای تنها به اسم سلمان خان از بندرعباس ... بای تا های
سلمان خان از بندرعباس | March 8, 2008 6:00 AM
دوست من یادت رفته که در گذر از این سالها ریختن و جمع کردن و آب از آب تکان نخوردن بسیار بسیار معمولی شده است؟یاد آن نویسنده به خیر که گفت آن کسانی خطرناکند که از بد نامی نمی ترسند و ما می بینیم که ترسی از بد نامی نیست.مختاری و پوینده و شریف یادمان که نرفته.
م.ایلنان | March 8, 2008 1:30 PM
سلام
آمديم عرض ادبي كنيم برويم ديديم كه شما هم بروز هستيد و هنوز هم در دنياي ادب و كتاب خاني كسي هم به فكر ما ايرانيان هست منتظر هضور گروم شما هستيم در وبلاگمان سهيل نو و يك نفر
علي صادقي | سهيل نو | March 9, 2008 3:28 PM