
نوای موسیقی تجربی
گفتوگو با گروه موسیقی دنگ شو
از ترجمه تا تئاتر روحوضی
یک ستون کتاب، شمارهی هشتم
هفتان عضو تازه میپذیرد
هرکی آیدی میخواد بجنبه!
محسن رسولاف درگذشت
این بشر پر از استعداد و خلاقیت بود. حیف...حیف...حیف
و بالاخره؛ همایون شجریان
ای جان! چقدر این عکس دلنشین ِ آخه!
زن فردا؛ تلاش برای آیندهای بهتر
وبلاگ زن برادر عزیزم
یک ستون کتاب؛ شمارهی هفتم
کتاب ضیا موحد را از دست ندهید

[سینا سعیدی]
[سیدرضا شکراللهی]
[شیما زارعی]
[نيما اكبرپور]
[ناتور]
[علی خردپیر]
[حمیدرضا نصیری]
[قصههای عامهپسند]
[ليلي نيكونظر]
[تجربههای آزاد]
[سوشیانت هزارم]
[سعید کمالیدهقان]
[علی مصلح]
[حمیدرضا علاقهبند]
[جلال سمیعی]
[محمد آقازاده]
رضا ساکی
فرهاد جعفری
شیرین کریمی
زیتون
سحر طلوعي
میترا خلعتبری
مصطفی قوانلوقاجار
دوماهنامهی حدیثزندگی
سرزمین رویایی
رضا ولیزاده
آونگ خاطرههای ما
حامد حبیبی
علیرضا شیرازی
زننوشت
صفحهی سیزده
الهام طهماسبی
سیامک قاسمی
آرش عاشورینیا
عباس معروفی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی
كافه تيتر
علی زادمهر

« به احترام روح ِ موسیقی ِ ناب | صفحهی اصلی | تمام کتابهای ناتمام من »
زمین هنوز زیر پاهای من است!
درست به همین سادگی، بیست و دو سالگی هم تمام شد. امروز نه حس بزرگ شدن داشتم، نه هیچ حس دیگری. حتا وقتی در جمع دوستانم و در جشن تولدم بودم، فکر میکردم به اینکه چقدر این یکسالی که گذشت برایم متفاوت بود. چقدر تجربه کسب کردم و چقدر زندگی ِ معمولیام بالا و پایین شد. و فکر کردم که چقدر از این یکسالهای متفاوت هنوز مانده و...
نمیخواهم خوشحالی الانام را پشت کلمات ِ سنگین و سرد پنهان کنم. جشن تولد کوچک امشب حسابی خوش گذشت. دوستانم به معنای واقعی کلمه شرمندهام کردند. چه آنهایی که نیامدند و تلفنی کنارم بودند، چه آنهایی که بودند و شلوغ کردنها و خندههایشان خوشحالم میکرد. دل تمام دوستداران فرهنگ و هنر هم بسوزد که کلی کادوی خوب گرفتم. از کادوهای دخترانه گرفته، تا کتابهای خوب و مجموعهی اشعار شاملو به صدای خودش (که حسابی غافلگیرم کرد). دوست دارم از حس خوبم بگویم، وقتی از دوستی توقع هدیه نداشتم و آورد. وقتی تابلویی گرفتم که برایم و به مناسبت تولدم نقاشی شده بود و حسابی به دلم نشست و وقتی بعضیها به خاطر تولدم از نقاط دور تهران و حتا کرج آمدند و خوشحالم کردند.
به هر حال... امسال هم گذشت. یک سال دیگر هم به سنام اضافه شد و حوصله ندارم به این فکر کنم که باید تغییر خاصی در زندگیام بدهم. تغییرات همه در ناخودآگاهم شکل میگیرد. مهم حس خوب امشب است و حس ِ عجیب ِ غروب، که داشتم آخرین حضور خورشید در بیست و دو سالگی را تماشا میکردم.
برایم آرزوی سالی پر سفر کنید؛ که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!







نظرها
خوب که خوشحالی ولی من برایت ارزو میکنم همیشه در کنارمان باشی و زیاد دور نروی
زادمهر | February 2, 2008 1:40 AM
سلام مريم عزيز. مي خوانمت و لذت مي برم.
تولدت مبارك دختر خانوم گل. اميد كه روزها، ماهها و سالهاي خوب و زيبايي را بگذراني و هيچگاه غمي سنگين در دلت ننشيند. زمين زير پايت و آسمان بالاي سرت نگهدارت باد.شاد باشي عزيزم
كتايون/پندار | February 2, 2008 12:48 PM
سلام..
بیست و دو سالگی مبارک .. به امید دویست و بیست و دو سالگی ...
ایام به کام.
hamid | February 2, 2008 3:28 PM
برایت چیزهای خوبی آرزو میکنم.
اگر قرار بود کادویی برایت بیاورم "ری را" می آوردم. با صدای سهیا نفیسی .
تا بعد
بزرگ باشی/*
شيرين | February 2, 2008 5:26 PM
سلام
برای پخته شدن زیاد عجله نکن!
اجاق گاز زندگی کار خودشو خوب بلده.
امیدوارم به بسیار سفرت برسی و هر سالی که از زندگیت گذشت و به پایانش رسیدی حسرت گذشتنشو نخوری.
سال نوت مبارک
محسن | February 2, 2008 6:36 PM
مبارک است بیست و دو سالگی که در پیش است، پر از کتابهای تازه و کشف سرزمینهای نو...
اما تولد که بدون کیک نمی شود...
::مریم: اولاً که بیست و دو سالگی تموم شد. قراره بیست و سهسالگی خوش بگذره. بعد هم کیک چیه آخه؟
مسعود | February 2, 2008 7:19 PM
تولدت مبارکککککککک عزیزم
به قول خودت سال خیلی خوب و پر سفری داشته باشی آخه به نظرم 23 سالگی از اون سنهای خاصه یه حس منحصر به فردی داره..
:: مریم: آره. یه طوری هم هست. بامزهاس.
arefe | February 2, 2008 8:32 PM
برایت آرزو می کنم بروی "پراگ" را ببینی...
محسن امامی | February 2, 2008 11:58 PM
آن که می رود، آری
آنجا که می رود، هرگز
حرمت راه
نثار پای رهرو باد...
تولدتان مبارک با بهترین آرزوها
ابراهیم حیدری | February 3, 2008 12:02 AM
مبارك باشه پر از آرزوهاي خوب!
آرزو مي كنم آرزوهايت برآورده بشه به شرطي كه سوغاتي يادت نره... گزارش ها و عكس هاي ناب...
شاد باشي
(راستي به نظرم پيگير باش تا كادوي شيرين رو بگيري چون واقعن قشنگه)
سالار | February 3, 2008 12:35 AM
مبارکا باشه
پاپیون | February 3, 2008 10:55 PM
مبارك . با كلي آرزوهاي خوب كه اينجور وقتها ميگن . اگر دوست دارين كه سفر كنيد پس اميدواريم سفرهاي هيجان انگيزي رو پيش رو داشته باشيد.
mohi | February 3, 2008 10:55 PM
سلام. تبریک می گم . خیلی برام سخته باور کنم که اینقدر سن تون کم باشه! نوشته هاتون که نشون می ده باید سن تون بالاتر باشه. البته این یک تعریف صادقانه س. امیدوارم سالهای سال به خوبی و خوشی سپری کنید.
:: مریم: خانم دکتر شاید هم دروغکی گفتمها! پس میگیرم پستم رو! :D
از زندگی | February 3, 2008 11:18 PM
توی این روزهای بی لبخند، توی این روزهای تلخ و گزنده، تولدت را به فال نیک میگیریم عزیزم... به امید روزی که همه از ته دل بخندیم، نه به روزگار که در این روزگار...
خوشحالم که روز خوبی داشتی
عروس | February 4, 2008 12:01 AM
مبارک باشه خیلی :)
امید | February 4, 2008 12:05 AM
تولدت هزار تا مبارک :)
سرزمين رويايی | February 4, 2008 12:43 AM
دیگه واقعا باهات قهرم:))
آرمیتا | February 4, 2008 1:52 AM
مبارکا باشه خانومی. امیدوارم لحظه به لحظه ی روزهای آینده رو با سلامت و شادی سپری کنی.
سنجاقک | February 4, 2008 9:29 AM
دیر این پست رو دیدم ولی ارزو میکنم همیشه شاد باشی و هیچ غمی نتونه تو رو از پا در اره. سفر کن یاد بگیر و به ما هم یاد بده.
محمد(مشق شب) | February 4, 2008 3:38 PM
سلام
مبارکا!
فقط مواظب باش سوخته نشی!:)
گلنسا | February 4, 2008 10:14 PM
سلام دختر 22 ساله! سفر عالیه آرزو نمی خواد برو بلیط بگیر و یه تور دست و پا کن حله من تو پیدا کردن تور و ... تنبلم دلمم خیلی سفر می خواد
سحر | February 5, 2008 1:36 PM
اگر وقت داشتی بعد از باز کردن همهی کادوها بنویس!
http://1saoshyant.blogspot.com/2008/02/blog-post_9859.html
سوشیانت | February 5, 2008 8:00 PM
سلام مریم جون. تولدت مبارک. خوبی؟ یاد اون روزها بخیر فکر کنم اون موقع ها که تو ایسکا بودی کمتر از پنج سال رو نداشتی اما دمت گرم. راستی لینکت کردم اگه دلت خواست خوشحال می شم لینکم کنی.
زرین قلم(رازدشت) | February 6, 2008 8:37 AM