دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
ویروس «توسط» در رسانهها!
در کتاب آموزندهی «جامعهشناسی خودمانی»، فصلی هست به نام «همهچیز دانی ما ایرانیها» که حسن نراقی در آن با مایههایی از طنز، رفتار اغلب ایرانیها در مواجهه با چیزی را که نمیدانند، تحلیل کرده است. اگر به فرض هر یک از ما یک استثنا باشیم، حتماً در دور و بر خودمان، میان همکاران، دوستان، افراد فامیل و دیگران، کسانی را دیدهایم که در مقابل چیزی که نمیدانند مقاومت میکنند و معتقدند «آن چه من میگویم...

برگی از خرداد پر از حادثه و شهید «محمد بخارایی»
شنیدن این فایل در این روزها توصیه میشود
همایون شجریان خواننده نیست
پنج دقیقه طنز، در رادیو ساکی
برگزیدگان نهمین جایزهی گلشیری
دو کتاب، در هر دو قسمت
«ذوبشده»ی عباس معروفی منتشر شد
بعد از بیست و شش سال
برگزیدگان جایزهی مهرگان
«مونالیزای منتشر» و «برف و سمفونی ابری»
پیشنهادهای نوروزی کامران محمدی
پیشنهاد چند کتاب خواندنی ِ امسال
روز خندهی ما بود
یادداشت مرضیه در حاشیهی توقیف اعتماد


« January 2008 | Main | March 2008 »
پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶
سلام آقای وزارتخانهی فرهنگ و ارشاد اسلامی
آقای وزارتخانه! هرچند در ماجرای محکومیت یعقوب یادعلی، با خود او و کتابهایش مشکلی ندارید ولی انگار قصد ندارید در پروندهی قضایی یادعلی وارد شوید و کمک کنید.بهتان تبریک میگویم آقای وزارتخانه! تبريک ميگويم بهتان که توانستيد به اين راحتي تعریفتان، سيستم مميزيتان و اصلاً ماهيتتان را زير سئوال ببريد....+ ادامه
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶
کی میرسد باران؟
به سبک پاره دیالوگهای این دوست عزیز:یک روز بارانی در پاییززن (با تلفن، پشت فرمان): تو الان توی این ماشین ِ پشت ِ من هستی؟ مرد: من همیشه پشت تو هستم عزیزم! صفحهی سیزده: لطفاً لبخند بزنید.:: پینوشت:داشتم یک یادداشت مفصل دربارهی ماجرای یعقوب یادعلی مینوشتم. نشد. فردا شاید......+ ادامه
شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶
لب کارون...
از سفر ۴ روزهام به خوزستان فعلاً هیچ ندارم که بگویم. آنقدر کارهایم در همین چهارروز روی هم تلنبار شد و آنقدر در همین چهارروز تلفنام پشت سر هم زنگ خورد و مجبورم کرد در سفر هم تلفنی کار انجام بدهم که نه فهمیدم سفر چه شد، نه کار! فقط...+ ادامه
دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۶
چند پیشنهاد فرهنگی، هنری (۱)
گاهی اوقات فیلمهایی میبینم، یا کتابها و وبلاگهایی میخوانم که نمیتوانم دربارهشان یک پست کامل بنویسم و حقشان هم نیست که فقط در لینکده بگذارمشان. به همین خاطر تصمیم گرفتم پستهایی با عنوان «پیشنهادهای فرهنگی هنری» بگذارم. اگر شما هم پیشنهادهای مشابه داشتید، میتوانید در بخش نظر همراهیام کنید.وودیآلن یا...+ ادامه
شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶
دربارهی «به همین سادگی» و «آواز گنجشکها»
یادداشتهای روزانهی آقای شهسواری در کارگزاران باعث شد امروز با وجود مریضی و ضعف سرماخوردگی خودم را برسانم به سینمای مطبوعات برای دیدن فیلم «به همین سادگی» ِ رضا میرکریمی. سال گذشته بعد از دیدن فیلم «پاداش سکوت» مازیار میری در جشنواره، پشت دستم را داغ کرده بودم که دیگر...+ ادامه
چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
تمام کتابهای ناتمام من
امیرعباس ریاضی مرا دعوت کرد به نوشتن. دربارهی جماعت عشق کتاب، حق با اوست. خورههای کتاب یکی از مرضهایشان فقط خرید است تنها به این خاطر که فلان کتاب باید در کتابخانهی آدم باشد! حتا اگر تا چند سال آینده فرصت خواندناش فراهم نشود. به هر حال، شاید بد نباشد...+ ادامه
جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶
زمین هنوز زیر پاهای من است!
درست به همین سادگی، بیست و دو سالگی هم تمام شد. امروز نه حس بزرگ شدن داشتم، نه هیچ حس دیگری. حتا وقتی در جمع دوستانم و در جشن تولدم بودم، فکر میکردم به اینکه چقدر این یکسالی که گذشت برایم متفاوت بود. چقدر تجربه کسب کردم و چقدر زندگی...+ ادامه




