ویروس «توسط» در رسانهها!

جایزهی «هانری لانگ لوا» برای فاطمه معتمدآریا
چه میکنه سینمای مستقل ایران
در باب برخی خردهخندههای ایرانی
جوکهای قومیتی نفرستید آقا. نفرستید خانوم
دربارهی برهنگی گلشیفته
مطلب بسیار خواندنی مهدی جامی
واقعهی اسپاگتی
تو مایههای مشت محکمی بر دهان استکبار شده حتا!
زین دایرهی مینا
گردوی توی گلوم تبدیل به طالبی شد
ماندن
دغدغهای که هیچوقت تمام نمیشود. فقط تغییر شکل میدهد بین آدمها
در جلسهی «این برف کی آمده؟» چه گذشت؟
کاش یکی هم حاشیههای جلسه را مینوشت کمی دور هم میخندیدیم!


« حال همهی ما خوب است... | صفحهی اصلی | زمین هنوز زیر پاهای من است! »
به احترام روح ِ موسیقی ِ ناب
فکر میکنم آنها که به موسیقی سنتی علاقه ندارند، و آنها که شنیدن صدای تار و سهتار و ... را تاب نمیآورند؛ یکی از بزرگترین لذتهای روح و دنیا را از دست دادهاند. آرامش، لذت، خلسه و پرواز را نمیتوان در دوپس دوپسهای موسیقی امروزی و پاپ پیدا کرد.
امروز بعد از چندین ساعت درگیری فرساینده با کاغذبازیهای همیشگی و بینتیجه در یک ساختمان چند طبقه و آخرش هم دست خالی برگشتن، اگر صدای سهتار و تار و آواز نبود؛ مینشستم کنار خیابان آزادی و زار زار از خستگی و حسهای بد و فروخورده گریه میکردم. شاید برای ادای دین هم که شده، باید بیشتر از حسم نسبت موسیقیای بنویسم که روحم را به لرزه در میآورد...
::مرتبط:
نامهای برای تو
وای از این بیهمرازی، خدایا [مگر میتوان مست ِ این صدا و تصنیف نشد؟]
آخرین جرعهی جام [سایتی مفید برای آنها که نشنیدهاند]
:: پیشنهاد زمستانه:
صبح روز برفی که بیدار شدید، تصنیف جان جهان را گوش کنید و از صدای ملکوتی شجریان لذت ببرید.





نظرها
آخر شب هم که کنار پنجره حرکت آرام دانههای برف رو تماشا میکنین، همصدا با استاد شویم که «چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد» ....
http://rezas.blogsome.com/2007/04/19/p582/
reza | January 28, 2008 8:31 AM
خوب اگر اینطوریه من هم کلی پیشنهاد زمستانه برات دارم. حداقل در این باب یک حرف هایی برای گفتن هست.
می گذارم برای روز موعود. در ضمن هنوز هم منتظر جوابم.
محسن امامی | January 28, 2008 5:37 PM
اینجا هم می تونید کارهای استاد رو گوش بدید:
http://www.semahal.com/person/12.htm
حامد | January 28, 2008 9:07 PM
برای زمستان، زمستان است استاد به شدتِ مرگ میچسبه.
البته اگه حوصله یکی دو بار گوش کردنش باشه از دفعه سوم چنان لذتی از گوش دادن به این فضای سرد و نومیدانه تار، کمانچه و صدای شجریان میبرید که به این سادگیها ولش نمیکنید.
سیدرضا | January 29, 2008 10:15 AM
خانم مهتدي سلام؟ آيا شما در باره رسانه هاي لبنان تحقيقي داريد ؟ و آيا ميتونم از نتايج اون براي يه كار دانشگاهي استفاده كنم؟ پيشاپسش از كمكتون ممنونم.
lم. خبازي | January 30, 2008 4:25 PM
همیشه سرزنش می شم که از موسیقی سنتی بدم میاد... ولی خب دست خودم نیست... حالم به هم می خوره خب...
Behzad Abdi | January 31, 2008 1:52 AM