
نوای موسیقی تجربی
گفتوگو با گروه موسیقی دنگ شو
از ترجمه تا تئاتر روحوضی
یک ستون کتاب، شمارهی هشتم
هفتان عضو تازه میپذیرد
هرکی آیدی میخواد بجنبه!
محسن رسولاف درگذشت
این بشر پر از استعداد و خلاقیت بود. حیف...حیف...حیف
و بالاخره؛ همایون شجریان
ای جان! چقدر این عکس دلنشین ِ آخه!
زن فردا؛ تلاش برای آیندهای بهتر
وبلاگ زن برادر عزیزم
یک ستون کتاب؛ شمارهی هفتم
کتاب ضیا موحد را از دست ندهید

ERROR: Blogroll is currently inaccessible

« خودزنی دستِ جمعی ِ ما دههی شصتیها | صفحهی اصلی | پشت شیشه برف میبارد... »
کوتاه؛ به افتخار ِ «افرا»ی بهرام بیضایی
افرا را از دست ندهید. چون:
:: ریتم فوقالعادهای دارد. تماشاچی را از همان شروع نمایش چنان درگیر خودش میکند که با تمام شدن تئاتر تازه متوجه میشوید که دو ساعت و نیم گذشتهست و تکان نخوردهاید. هرچند که ناهماهنگیهای طبیعی در شب اول اجرا وجود داشت، اما...
:: بهنظرم بر خلاف عقیدهی تعدادی از دوستانم، بازیها بسیار خوب هستند. مژده شمسایی مثل همیشه خوب بود و مگر میتوان از حضور فوقالعادهی مرضیه برومند در یکی از جذابترین شخصیتهای نمایش چیزی نگفت و قدرت بیاناش را تحسین نکرد؟ علاوه بر این، حضور دوبارهی حسن پورشیرازی بعد از بازیهای درخشانی که در چند وقت اخیر از او در تلویزیون دیدیم، بسیار جذاب و لذتبخش است..
:: نورپردازی و دکور افرا هم جالب است. نمیدانم امکانات بهتر تالار وحدت نسبت به تالار اصلی تئاتر شهر به این مساله کمک کرده یا چیز دیگر. هرچه هست دکور ساده اما خوباش حسابی به چشم میآید. تمام اجزای دکور متحرک هستند و بسته به موقعیت با چرخ حرکت میکنند و به کمک فضاسازی میآیند. تصور کنید با چند تکه چوب و آهن کاملاً احساس کنید بازیگران در بقالی مشغول چک و چانه زدن هستند. بدون اینکه نور برود و دکور شلوغ و درهم برهم جلوی چشمتان ظاهر شود!
:: نمایش پر است از استعارهها و تکههای سیاسی. هرچند که بیضایی آخرش طاقت نیاورده و مستقیم، چپ و راست و مملکت و دستگاهها را میکوبد. بهرام بیضاییست دیگر. میشناسیدش!
:: حس بد اتفاقی که در نمایش میافتد، آنقدر خوب به تماشاچی منتقل میشود که علاوه بر خودم، میتوانستم استرس و کلافگی تمام کسانی را که در ردیفام نشسته بودند، ببینم. دلتان برای اینطور درگیر شدن با تئاتر و ماجرا تنگ نشده؟
:: در نهایت... افرا را از دست ندهید چون تئاتریست از بهرام بیضایی (با تاکید بر نام کارگردان!) که معتقدم حضور بیضایی در سینما، هیچگاه به پای حضورش در تئاتر نمیرسد و نخواهد رسید.
و اما سه حاشیهی کوتاه از شب اول:
:: تپقزدنها و ناهماهنگیها دیگر رسم اجراهای اول شده است. چند جای اجرای امشب هم شاهد این تپقزدنها بودیم که خب... مهم نیست. هست؟
:: تالار وحدت لببهلب پر بود! و جذابتر از آن، این بهرام بیضایی آنقدر محبوب است و آنقدر دوستاش دارند و آنقدر کارهایش، چه خوب و چه بد، به دل تماشاچی مینشیند که ۵ دقیقهی تمام صدای تشویق تماشاچیان بعد از پایان نمایش ادامه داشت و باید میبودید و اوج آنرا وقتی بیضایی وارد صحنه شد، میشنیدید!
:: بارش وحشتناک برف مانع حضور این همه علاقهمند نشده بود، اما دیدن سرخوردن و حتا با مغز زمین خوردن خیلی از آنها روی پلههای خروجی تالار وحدت حسابی همه را به خنده انداخته بود.
مرتبط:
هرچه از اخبار این نمایش میخواهید، از اینجا بخوانید.
گفتار ابتدایی نمایش افرا







نظرها
حضور بیضایی چه در سینما، چه در تئاتر، چه در عرصه ی نمایشنامه نویسی همیشه یک اتفاق بوده است...
خوب یا بد، فرقی نمی کند.
خواندن نمایشنامه ای مثل افرا اشتیاق من یکی را برای دیدن نمایش بیشتر می کند.
مسعود | January 3, 2008 1:51 PM
خب ! یه چیز دیگه هم پیدا شد که بخواییم حسرت دیدن اش رو با خودمون به گور ببریم. دل مون رو بردین که با این همه تعریف :)
از زندگی | January 3, 2008 3:32 PM
سلام
خوب بود. سری به من هم بزن
مرسی
محمد رضا خالقی زاده | January 3, 2008 6:32 PM
خوش به حالتون. بلیط که به ما نمی رسه.
::مریم: اگر بجنبید، برای روزهای آخر بلیط گیرتان میآید. الان تا روز پنجم کامل فروش رفته و هنوز وقت هست.
یگانه | January 3, 2008 9:29 PM
سلام.
روایت جالبی از نمایش دادید.
بنده هم نوع دیگری روایت کرده ام.البته از دید یک تماشگر معمولی معمولی
سهیل | January 4, 2008 10:45 AM
حیف که ما نمی توانیم بیاییم تهران و نازدانه بیضایی را ببینیم.دعا کنید که بشود و البته به حتم که می شود و می آییم اما روزهای آخرش.که بهتر تر هم هست حتما...خوش به حالتان.باورتان میشود که برای تان حسودی می کنم.خوش باشین
نباتی | January 4, 2008 11:01 PM
مصاحبهت با معصومه تو زمانه قبل از برنامهي من پخش شد . از اين رو به خود ميباليم . تو هم ببال !
:: جالبه من خودم نشنیدم برنامه رو!!!!
فواد خاک نژاد | January 5, 2008 1:08 AM
کاش انقدر کار نداشتم . دلم براي ديدن اين تئاتر ...!!! حالا هم که ديگه بليت ...!!!! خوشا به حالتان...!!!!!!!!!!!!!
مرسده | January 6, 2008 1:01 AM
واقعا نمایش بی نظیری بود.در ضمن بلیط ها به صورت هفتگی به فروش می رسد.
پس از سکوت | January 6, 2008 7:44 AM
به تماشا بنشينيم/!
amir ghazipour | January 6, 2008 5:27 PM
سلام دوباره!
مریم جان! من هم به لطف دوستان چند شب پیش موفق به دیدارش شدم. بازی خانم برومند رو خیلی دوست داشتم و بازی دیگران را اما داستان چندان جذاب نبود برام.
از زندگی | January 10, 2008 5:30 PM
ممنون از لطفت درباره ی نمایشِ ما
افشین هاشمی | January 13, 2008 10:10 AM
سلام
منم واقعا از افرا لذت بردم
من دنبال متن نمایشنامه می گردم. میشه کمکم کنید؟
sadaf | February 7, 2008 1:19 PM