
نوای موسیقی تجربی
گفتوگو با گروه موسیقی دنگ شو
از ترجمه تا تئاتر روحوضی
یک ستون کتاب، شمارهی هشتم
هفتان عضو تازه میپذیرد
هرکی آیدی میخواد بجنبه!
محسن رسولاف درگذشت
این بشر پر از استعداد و خلاقیت بود. حیف...حیف...حیف
و بالاخره؛ همایون شجریان
ای جان! چقدر این عکس دلنشین ِ آخه!
زن فردا؛ تلاش برای آیندهای بهتر
وبلاگ زن برادر عزیزم
یک ستون کتاب؛ شمارهی هفتم
کتاب ضیا موحد را از دست ندهید

[سیدرضا شکراللهی]
[شیما زارعی]
[نيما اكبرپور]
[ناتور]
[علی خردپیر]
[حمیدرضا نصیری]
[قصههای عامهپسند]
[ليلي نيكونظر]
[تجربههای آزاد]
[سوشیانت هزارم]
[سعید کمالیدهقان]
[علی مصلح]
[حمیدرضا علاقهبند]
[جلال سمیعی]
[محمد آقازاده]
رضا ساکی
فرهاد جعفری
بلوط
شیرین کریمی
زیتون
سحر طلوعي
میترا خلعتبری
مصطفی قوانلوقاجار
دوماهنامهی حدیثزندگی
سرزمین رویایی
رضا ولیزاده
آونگ خاطرههای ما
حامد حبیبی
علیرضا شیرازی
زننوشت
صفحهی سیزده
الهام طهماسبی
سیامک قاسمی
آرش عاشورینیا
عباس معروفی
علی مهتدی
شیرین احمدنیا
نفیسه زارعکهن
عباس حبیبی
كافه تيتر
علی زادمهر

« رضا ولیزاده، در محل کارش بازداشت شد | صفحهی اصلی | شما در مقابل دوربین مخفی نیستید! »
فصل قطبی
بیرمق و زردنبوست آفتاب
سرتا سر شهر را اما
نگاهش اگر نکنی
به ۳ ساعت میپیماید
و میسپاردت به ضربههای
۲۱ ساعت تاریک.
مبارک باد این فصل بنبست و
این برف ِ مفت باریده تا زانو
که هر کبک راه گمکردهای میتواند
خروس بخواند تا صلات ظهر.
عباس صفاری. از کتاب کبریت خیس
:: پی نوشت:
دلم یک اتفاق هیجانانگیز میخواهد، که تکرار نفرتانگیز این روزها را از بین ببرد. حتا اگر پیدا کردن قهوهخانهای قدیمی باشد در کوچهپسکوچههای تهران...







نظرها
آخی من این شعر رو و این کتاب رو بی نهایت دوست دارم.خیلی هم دنبال کتابش بودم تا دیروز که دیدم به چاپ دوم رسیده و خریدمش
zan | December 4, 2007 6:30 PM
سلام!
همیشه انگار اوضاع همین است و لاغیر !
از زندگی | December 4, 2007 9:35 PM
دلتنگ زمستان های تهرانم، دلتنگ عصر هایی که برف می بارد و من خسته از این همه تکرار، پیاده خیابان های پر از ماشین را گز می کنم و با خودم می گویم که دیگر هیچ اتفاق هیجان انگیزی نمی افتد، هیچ اتفاقی...
مسعود | December 4, 2007 9:41 PM
من که می دونم چی دلت میخواد یه چند روزی صبر کن خبرت می کنم. اوضاع اینجا کمی درامه
:)
:: مریم: الهی من قربونتون برم خانم صابری. کلی خندیدم با بخش اول کامنتتون. یک دنیا مرسی
آونگ خاطره های ما | December 4, 2007 10:35 PM
اگر پیدا کردی از طرف منهم یک قلیان مست بزن
عبداللهی لومان | December 5, 2007 7:25 AM
به شدت دلم تنگت شده بود گفتیم یه حالی بپرسیم. خوبی؟
:: مریم: از وقتی داماد شدی سرت حسابی گرم شده دیگه.
محمد(مشق شب) | December 5, 2007 2:55 PM
اين چند وقت چرا همه دنبال اتفاق ميگردن؟
من هم.
محسن | December 6, 2007 1:27 AM
سلام يك مطلبي نوشتم كه به پينوشت تو مربوطه شايد خوشت بياد
امينk | December 6, 2007 10:04 AM
چو از این کویر غربت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
محمدرضا خالقی زاده | December 8, 2007 12:03 AM
دلت چه چيزايي ميخواد مريم !
فواد خاک نژاد | December 8, 2007 3:21 AM
.... جسمي تراش خورده و
روحي فراموش كار
كه ساعتها بنشيند جلوي آينه
كمربند انتحاري اش را ببندد
بزند به خيابان
يكي را خاموش كند و
برگردد.
س.گودرزي
اول شخص مفرد | December 8, 2007 9:46 PM
یک عالمه قهوه خونه میشناسم که خودم تا به حال پامو توشون نذاشتم...!
همگی هم در محله قدیمی و آماده معرفی...!
یک آرش | December 8, 2007 11:56 PM
از این فصل نکبت می بارد
navid | December 9, 2007 1:10 AM
از این فصل نکبت می بارد
navid | December 9, 2007 1:10 AM
انقدر دوست داشتم دلت منو میخواست....چه کنم که سنگدلی!
شینا | December 9, 2007 1:15 PM
شاهکار دیگری از نیروی انتظامی " اینبار بیرجند
شما نیز با قرار دادن این فیلم در وب سایت خود" چنین اقدام وحشیانه ای را محکوم کنید
http://mahyaremahan.blogfa.com
مهیار ماهان | December 9, 2007 1:37 PM
شب یلدای امسال، بدون انار،بدون هندوانه،بدون فال حافظ و بدون مردی با عبای شکلاتی برگزار خواهد شد.
محمد(مشق شب) | December 9, 2007 6:45 PM