
بازارگرمی نویسندهی کافه پیانو برای کتاباش
بخوانید و لذت ببرید
مردی که گورش گم شد به روایت خوابگرد ِ وبلاگستان
دربارهی مجموعهی حافظ خیاوی
گفتوگو با فرزانه کرمپور دربارهی ادبیات زنان در ایران
به اون بخش اول لطفاً توجه نکنید. سوتی صفحهبندی ِ.
تبریک به خانم دکتر احمدنیا!
مبارکه به شدت!
این نگاه بالا به پایین سیاسینویسها به هنری نویسها کی تمام میشود؟
نامهی مریم نبوینژاد به محمد قوچانی | جانا سخن از زبان ما میگویی!
گفتوگو با امیرحسین خورشیدفر دربارهی جایزهی روزی روزگاری
اولین گفتوگو از سری ِ گفتوگو با داوران جایزه
آقای ضرغامی، دوباره اشتباه نکردید؟
دربارهی جابهجایی شهرام گیلآبادی | لینک از هفتان

[نيما اكبرپور]
[مصطفی قوانلوقاجار]
[محمد آقازاده]
[علی خردپیر]
[بلوط]
[ناتور]
[حمیدرضا علاقهبند]
[علیرضا شیرازی]
[قصههای عامهپسند]
[سوشیانت هزارم]
[زننوشت]
[دوماهنامهی حدیثزندگی]
[میترا خلعتبری]
[علی مصلح]
[صفحهی سیزده]
[تجربههای آزاد]
سیدرضا شکراللهی
سحر طلوعي
نفیسه زارعکهن
حامد حبیبی
میلاد اکبرنژاد
شیما زارعی
ليلي نيكونظر
رضا ولیزاده
كافه تيتر
سعید کمالیدهقان
حمیدرضا نصیری
سرزمین رویایی
گلنسا
آونگ خاطرههای ما
آرش عاشورینیا
علی مهتدی
الهام طهماسبی
مرضیه ریاحی
شیرین احمدنیا
سینا سعیدی
ریتا اصغرپور
علی زادمهر
خبرگاه شهر کتاب
عباس حبیبی
شیرین کریمی

« سیر تحولات وبلاگی | صفحهی اصلی | کمدی «پارک وی»، یا ژانر وحشت ایرانی؟ »
توصیههای ایمنی برای دیدن تئاتر «پینوکیو»
این روزها گذارتان به خیابانهای مرکز شهر، خصوصاً خیابان انقلاب افتاده است؟ عجله داشتید یا توانستهاید به اطرافتان هم نگاه کنید؟ آن دایرهی قرمز و آدمک سفیدش را دیدهاید؟ پینوکیو بعد از تبلیغات خوبی که داشت، بالاخره هفتهی گذشته به تئاترشهر آمد.

اگر اهل دیدن تئاترهای خطی و معمولی هستید، «پینوکیو» را توصیه نمیکنم! اگر تئاتر میبینید و دوست دارید اجرای زندهای را با چاشنی طنز ببینید، «پینوکیو» را اصلاً توصیه نمیکنم! اگر آخرینباری که پایتان را تئاترشهر گذاشتید برای «ددالوس و ایکاروس» بوده، که شخصاً نمیگذارم بعد از آن «پینوکیو» را ببینید! چرا؟
«پینوکیو» داستان خطی ندارد. ذهنیت پینوکیوی کودکیتان و گربه نره و روباه مکارش را باید بگذارید پشت در سالن قشقایی و بروید تو. برای دیدن «پینوکیو» باید صبور باشید، کندی ریتم را در ابتدای نمایش تحمل کنید و اگر میخواهید لذت ببرید، سعی نکنید که در ذهنتان تمام حرکت بازیگران و اتفاقات را ربط بدهید به قسمتهای مختلف کارتونِ «پینوکیو»!
نمایش پینوکیو ،کار مشترک علیاصغر دشتی و نسیم احمدپور، متفاوت است. آنقدر متفاوت که حتی آکسونگذاریِ نام پینوکیو هم در آن با همیشه فرق میکند. در اینکار، علاوه بر پدر ژپتو، پینوکیو یک همزاد هم مثل خودش دارد. در گشت و گذارهایش کریستوف کلمب را هم میبیند، و حتا ویلیام بلیک. خودش را هم میکشد ولی نمیمیرد! از بازیهای خوبی که ارائه میشود اگر بگذریم، باید موسیقی ِ کار را تحسین کنم. موسیقی ِ کاملاً متفاوت پر از صداهای عجیبغریب اما دلنشین و با تم آفریقایی.
پینوکیو دیالوگ کم دارد ولی تا دلتان بخواهد پیچیده است. البته نه آنقدر پیچیده که مفهوم دایره را در نمایش نفهمید و ندانید که چرا پینوکیو اگر بگوید من پینوکیو هستم، دماغش دراز میشود و اگر بگوید من پینوکیو نیستم، باز هم دماغش دراز میشود! آنقدر پیچیده نیست که سیر تحولاتش را متوجه نشوید. اما اگر جزو هرکدام از آن دسته تماشاگرانی هستید که در جملاتِ اولیهی این یادداشت گفتم، بدانید که برای دیدن پینوکیو باید حسابی حوصله خرج کنید. در این کار نه از سروصدا و هیجان «ددالوس و ایکاروس»ِ همایون غنیزاده خبریست، نه از طنز و نه از هر چیز خطی و سادهای که نیاز به تفکر نداشته باشد.
پینوکیو را دوست دارم دوباره ببینم؛ وقتی که نه زیادی گرمم شده باشد، نه آنقدر خسته باشم که نتوانم در هیچ استعارهای دقیق شوم، و نه سروصدا و هیجانِ ددالوس و ایکاروس در ذهنم باشد که با آرامش پینوکیو شدیداً در تضاد است.
اگر تمام مواردی را که بالاتر گفتهام، رعایت کنید، تماشای پینوکیو را توصیه میکنم. بد نیست اگر حوصله داشته باشید، خودتان را در یک عصرِ تابستانی، یکساعت رها کنید در نورپردازیِ زیبای آتیلا پسیانی، بازی خوبِ بازیگران و کاری متفاوت در فضایی که تا به حال در آن نبودهاید.
پینوشت:
:: ممنون از عباس حبیبی عزیز (در نقش ِ ویلیام بلیک) که ما و دوستانِ دیگرمان را دعوت کرد به تماشای پینوکیو.
:: این نمایش هرشب از ساعت ۷:۳۰ در تالار قشقایی تئاتر شهر اجرا میشود.
مرتبط:
وبلاگِ نمایش «پینوکیو»






نظرها
از شما متشكريم
ويليام بليك | June 28, 2007 11:05 AM
حتمن می رم میبینمش. وقتی خوندم، دلم خواست!
راستی؛ شنیدی مراسم پمپبنزین سوزون بوده تو تهران؟ یه سری بزن به وب لاف ببین چه خبره...
سینا سعیدی | June 28, 2007 11:52 AM
ممنون به خاطر اعلام آمادگی...
منتظر همراهیت هستم همکار قدیمی...
در ضمن ناراحتم که نتونستم -یعنی هنوز نتونستم-"پینوکیو " رو ببینم. با خوندن این معرفی فوق العاده دیگه عمرا از دستش نمیدم.
از خستگی مفرط عباس حبیبی هم (روز دوشنبه تو کافه دیدمش) معلوم بود که انرژی زیادی برای این نمایش گذاشته...
پینوکیو رو می بینیم و بی صبرانه منتظر یادداشت شما هم هستیم.
یک اوهامی که گویا دیگر تنها نیست | June 28, 2007 12:45 PM
سلام
کامنت شما رو تو وبلاگی خواندم در مورد ناصر عبداللهی و دلم خواست بگم من احساس شما رو درک می کنم.
اگه ناصر و دوست داری سری به وبلاگ من بزن حتما خوشحال می شی.
'گل مینا | June 28, 2007 6:26 PM
سلام
تا بیستم میام تهران و حتما" اینکارو می بینم .
به وبلاگ ما هم سر بزنید . نمایش نامه ی من هم تقریبا" کامل شده که همین روزها همه ی اونو می ذارم توی وب
سپاسگزارم
مسعود کبگانیان | June 29, 2007 11:21 AM
سلام خانم مهتدي. جسارتاً ميخواستم عرض كنم كه اگر خداي ناكرده اين حركت شنيع را يك نشريهي مردگرا در مورد تصوير دو زن انجام ميداد، خداي ناكرده، زبانم لال... نه تنها صداي اعتراضها فقط بلند نميشد، كه بعيد ميدانم انقلابي دوباره را نميديديم! با اين حال اگر فرصت كرديد، دو پست اخير بنده را بخوانيد. همين... يا علي!
مریم: خواندم. اتفاقاً سئوال من هم به عنوان یک زن از دوستان زنستان همین بود. گردباد رو بخون.
كوروش ضيابري | July 1, 2007 4:09 PM
راجبش زیاد شنیدم/
اما خب فعلا تهران نیستم/.
داستانک | July 1, 2007 6:57 PM
سلام
منزل نو مبارک. شرمنده از تاخیر!
امیدوارم در این منزل نو دیگر از غم و کلافگی و تنهایی خبری نباشه
مریم: آمین!
گلنسا | July 1, 2007 9:37 PM
نمیدانم چرا اما يكی، دو سالی است كه خيلی از تئاتر دلزده شدهام.
(راستی من بلد نيستم درستش كنم. لينكهای بلاگرولينگام هم پريده نمیدانم چه كار كنم!)
مریم: دلزدگیات را درک میکنم و تصدیق! بلاگرولینگ هم که صدقهسر فیلتر پریده. قالب هم که کار من و تو نیست. چهکار کنیم حالا؟!!
مرضيه | July 1, 2007 10:06 PM
افتتاح وبلاگ مستقلتان را تبریک می گویم..
بشي تا بشينم همنشينت بوم
همراز تيئا پر ده خينت بوم
بشي تا بشينم سيم بگوي رازت
سيم بگوي زه رهها دير و درازت
بشي تا بشينم کي رهتن بسته؟
کي چنو زه رهتن کردته خسته؟
ابراهیم | July 3, 2007 6:07 PM
گلم
خسته ام
در هم شکسته ام
من...
نفیسه | July 4, 2007 3:24 PM
سلام
مرسی از لطف همیشگیت
جای خیلی قشنگ و پر باریه
تبریک میگم
بازم به من سر بزن
منم لینکت کردم
---
مریم: ارادتمندیم استاد!
AMIR | July 6, 2007 12:58 AM
کاری به استعاره ها ندارم. به ریتم کند نمایش ندارم ( که خودم هم فیلم ها و هم تئاتر های کند را دوست دارم ) ، اصلا هم مهم نیست که موسیقی و حرکات هیچ جوره هماهنگ نبودند ( و به من به عنوان تماشیچی بسیار بر می خورد وقتی می بینم بازیگر ها به خودشان زحمت نمی دهند تمرکز کنند و خودشان را با آهنگ هماهنگ کنند ) ... بازی بسیار بد بازیگر ها ، خصوصا خود پینوکیو را چطور توجیه می کنی نمی دانم !
تیغ ماهی | July 11, 2007 1:32 AM
سلام
پینوکیو را در بیست و چهارم دیدم تا چند روز دیگر نظرم را در وبلاگم می ذارم .
بدرود
مسعود کبگانیان | July 17, 2007 3:51 PM
سلام
با یک شعر مقاله گذرگاه و یک نمایش نامه بروز هستیم
مسعود کبگانیان | July 26, 2007 12:33 AM